جزوه پنج جلسه اول نظام سیاسی دراسلام ایران-دکتر اکوانی+WORD
![]()
جزوه جلسه اول نظام سیاسی و دولت در اسلام و ایران-استاد اکوانی
آیا الگویی از دولت و نظام سیاسی وجود دارد؟وقتی از الگوی دولت صحبت می کنیم دو منظور داریم:
۱-الگوی عملی دولت و نظام سیاسی
۲-الگوی نظری دولت و نظام سیاسی
الگوی عملی:وقتی تاریخ اسلام را بررسی می کنیم از قرن اول هجری تا دوره معاصر ادامه می دهیم می بینیم که می توانیم الگوی عملی در دولت و نظام سیاسی اسلام استخراج کنیم،مثل نظام سیاسی و دولت خلافت
۲-الگوی نظری:بجای اینکه تاریخ تحولات سیاسی-اجتماعی از صدر اسلام بررسی کنیم به اندیشه های اندیشمندان بپردازیم و این را بررسی کنیم که آیا اندیشمندان مسلمان ،فیلسوفان،شریعتمداران،اندرزنویسان که دارای رویکرد عملی-تجربی هستند آیا این ها در مورد نظریه ی دولت و نظام سیاسی و دولت در اسلام سخن گفته اند یا خیر؟
تعریف دولت
دولت در اسلام دارای چند تعریف است:تعریف سنتی و قدیمی این است که منظور دولت واشخاصی است که در جغرافیایی خاص بر جمعیتی حکمرانی میکند.
تعریف دوم منظور دولت به یک مجموعه ای از قوا(مقننه،قضاییه،مجریه)که در یک سرزمین مستقر هستند و اداره ی امور یک سرزمین را برعهده دارند اتلاق میشود.
تعریف سوم:تعریف مدرنی است که منظور ازدولت قوه ی مجریه است که بجای دولت باید از کلمه حکومت استفاده شود.
نظام چیست؟نظام رویکردی کارکردگرایانه ای است که هر سیستم و نظامی دارای نظم مشخصی است که از مجموعه ای از اجزاء تشکیل شده اند که دارای نوعی ارتباط ارگانیک با هم هستند.که مجموعه ای از تعاملات درون این سیستم باعث پایداری سیستم میشودکه اگر دچار اختلال شد از کارایی مناسب برخوردار نیست.
هر نظام دارای چند هرد نظام است مثل خرد نظام سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و...
کارکردگراها معتقدند اگر اتفافی از بیرون رخ دهد و اگر اعضای آن دچار اختلال شود سیستم با بحران روبرو میشود.
تقسیم دولت
دولت با توجه به متغیر دین به سه دسته تقسیم میشوند:
الف)دولت دینی
ب)دولت سکولار
ج)دولت ایدئولوژیک
دولت دینی:چند گونه است:منظور قواعد و احکام شریعت در حوزه های سیاسی اجتماعی فرهنگی و...عملی می شود یا به عبارتی دیگر شریعت و دین وظیفه ی تنظیم قواعد اجتماعی و سیاسی بر عهده داشته باشد.هم قواعد مبتی بر دین هستند و هم اشخاصی که وظیفه ی اجرایی دارند پایبند به دین هستند وساختار نظام سیاسی مبتنی بر شریعت خواهد بود.نوع سوم عنوانی ازدین است ولی ارکان و اشخاص مبتنی بر شریعت نیستند.
دولت سکولار:آن دولت هایی که معتقدند که دین نمی تواند تنظیم کننده قواعد و نظام سیاسی باشد.
دولت ایدئولوژیک:دولتی است که مبتی بر یک تفسیر خاص از یک تفکر است که این تفکر میی تواند مبتی بر علم یا سنت باشد مثل فاشیسم که مجموعه ای از باورها بود که نژاد ارمنی از بقیه نژاد ها برتر است و با نظام دینی مخالف بود.
مجموعه ای از سنت ها که متعالی هستند مثل نظام های عربی،دولتی که مبتنی بر تفسیر است که فقط به تغییر خود اتکا دارد و روی باورهای خود متکی است.
دولت ایدئولوژیک باورهای کاذبی است که در خدمت بازتولید اشخاصی قدرتمند صورت میگیرد که همیشه آرمان شهری ترسیم میکند و مردم را یرای تبدیل شدن به این آرمان شهر تطبیق میدهند.
اسلام درجه ۱؛مبتنی بر شریعت
اسلام درجه ۲؛مبتنی بر مجموعه ای از برداشت ها در طول تاریخ شکل گرفته است،مثل شیعه،سنی که نوعی رویکرد اقتدارگرایانه داشته اند.
اسلام درجه۳؛مجموعه ای از آراء اندیشمندان صاحب اندیشه و فقیهان هستند.
جزوه جلسه دوم نظام سیاسی و دولت در اسلام -دکتر اکوانی
یک مسئله و یک مشکل در یک جامعه و کشور و نظام سیاسی اتفاق می افتد ،بعد از این بحران اندیشمندان جامعه بدنبال این هستند که پاسخی پیدا کنند برای حل بحران و در مسیر حل این مسئله که نظریه و اندیشه ها شکل میگیرند.بحران عقب ماندگی فکری اجتماعی در قبل از اسلام بوده است،با رویکر جامعه شناسی معرفت،نظام سیاسی که پیامبر اسلام شکل دادند،هدف نهادینه کردن یک نظام سیاسی برای پاسخگویی نیاز های مسلمانان در دوران خود و بعد بوده است.در سقیفه بی ساعده یک وضعیت بحرانی اتفاق می افتد که مجموعه ای از دیدگاه ها در مورد اینکه چه کسی باید حاکم باشد؟اتفاق می افتد.در اثنای فوت ابوبکر ،عمر و عثمان مجموعه ای از بحران ها اتفاق می افتد که مجموعه ای از اندیشه ها و نظریه ها ارائه می شود.اما در مجموع در پاسخ به بحران،یک دسته بحران قدیم هستند که از اول قرن هجری بوده تا قرن نه و ده هجری.یک دسته بحران هایی است که بعد از ورود اسلام و ورود به دنیای مدرن شکل میگیرد که در دوران ایران هم از دوران مشروطیت و در غرب از فروپاشی عثمانی شروع می شود.
۱-نظریه های قدیم نظام سیاسی در اسلام
۲-نظریه های جدید نظام سیاسی در اسلام
تحولات بعد از پیامبر و دوران امام علی ع به دو دسته قابل تقسیم اند:
۱-نظریه سیاسی خلافت محور
۲-نظریه سیاسی امامت محور
نظریات قدیم اهل سنت در مورد نظام سیاسی:
۱-نظریه سیاسی خلافت که منتسب می شود به ابوالحسن ماوردی که مفهوم خلافت را ایشان مطرح کردند.بعد از وی ،امام محمد غزالی،که نظریه سیاسی سلطنت سیاسی را مطرح کردند.
۲-نظریه های جدید اهل سنت:نظریه هایی که از قرن۱۹به بعد مطرح شد و از حمله ناپلئون به مصر شروع می شود و در دوره ی عثمانی در اوج آن بوده است.
۱-نظریه خلافت نو:محمد رشید رضا از فقهای اهل سنت،هم عصر اسد آبادی وهمچنین شیخ حسن عبدو بود.که بدنبال احیای نظام خلافت است،اساسا مشکلات جهان اسلام ناشی از فاصله گرفته از نظام سیاسی مطلوب وایدئال صدر اسلام خلافت است.در سال ۱۹۲۴-تا۱۹۳۰مطرح می شود.با فروپاشی امپراتوری عثمانی،کشورهای جدیدی تشکیل می شود،اما این کشور ها تحت سیستم کشورهای استعماری هستند و مواجهه مسلمانان با دنیای مدرن بیشتر می شود و با نظام دموکراتیک آشنا می شوند که یکی از ضعف های نظام های سیاسی عقب مانده دارد و مردم در نظام سیاسی مداخله ای ندارند.از سال ۱۹۳۰-۱۹۶۰نظریاتی مطرح می شود که دشمن نظام های سیاسی اسلام با نظام های استبدادی مقابله می کند.
دو اندیشمندی که تلاش میکندد با الگوی نظام سیاسی با توجه به اقتضاعات دنیای جدید و مردن ارائه بدهند:۱-بن علی ۲-توفیق محمد شاوی(توسن)است.
بن علی نظریه دموکراسی اسلامی پیشنهاد میکند و تلاش میکند نظریه ای مطرح شود که امکان حمل نظام سیاسی به دنیای اسلام حل شود.و توفیق محمد شاوی،نظریه شوراکراسی اسلامی مطرح می کند.در این عصر نوعی رجعت و بازگشت هم قابل مشاهده است؛که این نظریات بیشتر نوعی سرخوردگی اندیشمندان اهل سنت از نظام سیاسی دنیای عرب نشان می دهد و معتقدند که نه دموکراسی نه لیبرالیسم نمی توانند مشکلات کشورهای مسلمان را حل کنند و این بحران ها در مصر،پاکستان،اردن،تونس نتیجه میگیرند که مشکل اصلی،رژیم های استبدادی،سلطانی است که با اسم اسلام و تبعیت از الگوی غربی،کشور های اسلامی را به غربی ها نزدیک می کندو به تباهی می کشاند.
از جمله اندیشمندان سید قطب:نظریه نظام جهان اسلام و فردی بنام ابوالعلاء مودودی است که تلاش کرد با تکیه بر نص و سنت در واکنش بحران فراگیر کشورهای اسلامی،نظریه سیاسی اسلامی یاد میشود مطرح کند؛این نظریه با تکیه بر مبانی اسلامی بدنبال اثبات برتری اسلام از دموکراسی است که اساس هدف انسان،کرامت انسانی است.
دسته دوم نظریات امامت محور است:این نظریه از اوایل رحلت پیامبر به شکلی فراگیر مطرح شد.بخاطر وجود امام و ائمه و طرح نظریه های جایگزین،آراء سیاسی کمتر به چشم میخورد.بعد از دوران غیبت صغری و ورود به غیبت کبری شیعه هم نظریه پردازی میکند و قرن ۴تا ۹ هجری قمری عمده مباحث فقها در مورد نظریه نظام سیاسی حول توصیف سلطان عادل و سلطان ظالم می چرخد و در دوره ی غیبت،شیعیان مجاز است هستند که با سلاطین همکاری کنند یا خیر؟ اولا اینکه آیا غیبت امام با بحث امامت منافات ندارد که یک سوال کلامی است؛اهل سنت مدعی هستند که اگر شیعه پیامبر را قبول دارد و محبت از طرف خداوند است با امامت منافات ندارد-آیا شیعیان در دوره غیبت می توانند با حاکمان همکاری کنند؟چنانچه شرط اضطرار و تقیه لازم باشد و منافع به شیعیان برسد امکان همکاری وجود دارد و اگر ضرورتی برای تقیه نباشد به هیچ وجه جوازی برای همکاری وجود ندارد.
منظور از سلطان عادل،پادشاهی است که شیعه باشد.
۲۰/۱۰/۹۴نظام سیاسی ودولت در اسلام دکتر اکوانی
جزوه جلسه چهارم نظام سیاسی 26/11/94نظام سیاسی اکوانی
الگوی دولت و نظام سیاسی
نظریات ایجابی نظام سیاسی و نظریات سلبی نظام سیاسی در اسلام از نظر کلان
نظریات ایجابی:نظام سیاسی جزء ضروریات زندگی است و توجیهی امنیت محور است.یک اصل اساسی آن،اجرای احکام دینی و شریعت،که مستلزم وجود نظام سیاسی خواهد بود.
نظریات سلبی:طرفداران این نظریه معتقدند که ضرورتی برای نظام سیاسی در اسلام نیست و اقلیت بسیار کمرنگ هستند و بطور مشخص خوارج این دیدگاه را دارند.خداوند به هیچ وجه بخشی از مسلمانان را تسلط بر همه ی مسلمانان قرار نداده است.
تولد خلافت در عرصه ی نظر زودتر از نظریه امامت بوده است.اهل سنت به دلیل باور به اینکه پیامبر اسلام برای بعد از خودش جانشین مشخص نکرده زودتر وارد منازعه شدند که چه کسی وظیفه و جانشین شود؟!که به لحاظ تاریخی به سقیفه بنی ساعده بر میگردد.پیشتاز واقعه ی سقیفه انصار بودند.از مهاجرین عمر،پیشتاز برای تلاش معین کردن جانشین است.در آن گردهمایی بحث های کلامی اتفاق می افتد که چه کسی شایستگی اداره ی حکومت و نظام را داراست.
نگاه ابوبکر و عمر:حکومت و خلافت از قریش نباید خارج شود.این استدلال کار ساز نبود.نهایتا نظریه دو امیری مطرح میشود،که این نظریه هم رد می شود.اختلاف قوم خزرج و اوس باعث پیروز شدن ابوبکر در این واقعه شد،که ماه عسل آن شکل گیری نظریه خلافت می شود.
اهل حل و عقد:مجموعه ای از افرادی که دارای چند ویژگی هستند:۱-دارای محبوبیت عمومی اند.۲-اهل دانش هستند.۳-از ویژگی رهبری برخوردارند و از مکانیزم های ان انتخاب خلیفه بوده است.معتقدند که کلمه خلیفه را ابوبکر ابداع کرده است و کم کم این واژه تثبیت شد.
نظریه اهل سنت،خلافت به مفهوم اولیه آن الگوی آرمانی نظام سیاسی مطرح است.خلیفه ی اول و دوم بیشتر قرابت با نوع برخورد با پیامبر داشته است.به این دلیل آرمانی است که کسانی خلیفه اند عمدتا از اصحاب پیامبر بوده که هم رفتار و سیره پیامبر را دیده و انجام داده اند.خلافت جزء اصول دین نیست بلکه فرعی از فروع دین است.
مجموعه ای از ویژگی های خلیفه متانسب با کارکرد و وظایف است،خلیفه و خلافت از نظر اهل سنت جانشینی پیامبر در امور دینی و دنیوی امور مردم جامعه اسلامی را بر عهده دارد.
شرایط خلیفه:۱-خلیفه باید قریشی باشد.دلایل:۱-چهار تا خلیفه اصلی از قریش بودند.۲-اصیل ترین قوم عرب قریشی ها هستند و از نظر فصاحت و بلاغت از سایر اقوام جلوترند،که امکان فهم قرآن و تفسیر قرآن بیشتر است که دلیل محکمی نبوده است.
۲-شرط دوم خلیفه آشنایی با دین است.خلیفه لازم نیست شریعت دان و فقیه باشد ولی لازم است آگاهی از مسائل دینی داشته باشد.
۳-ویژگی سوم خلیفه،سلامت خلیفه است که توان انجام امور جامعه را داشته باشد.
۴-ویژگی چهارم توانایی فرماندهی نیروهای نظامی و امور جنگ است.
۵-ویژگی پنجم آن،توانایی تدبیر امور اقتصادی جامعه مسلمین را داشته باشد.
*سه شیوه ی متفاوت برای انتخاب خلیفه:
۱-انتخاب حل و عقد خلیفه؛که دارای ویژگی دین شناسی،برتری دانش،توانایی تصمیم گیری و از شرایط انتخاب خلیفه برخوردارند.
۲-شیوه دوم استخلاف؛یعنی تعیین خلیفه ی جدید توسط خلیفه ی قبلی
۳-شیوه سوم زور و غلبه؛اهل سنت نوعی رویکر واقع گرایانه دارند و معتقدند که قدرت را به هر شیوه بدست بگیرد آن شخص حاکم جامعه مسلمین است،نشانه عملکرد پراگماتیستی است.
نظریه امامت شیعه:در اندیشه شیعه،حاکم یک امام است.امامت به عنوان پیشواست.که دارای ویژگی های است از جمله:
۱-عصمت:که دارای علم لدنی است.امام دارای مجموعه ای قوا که اتصالی با خداوند دارد.
افضل و اعلم بودن است:دسته اول دوران غیبت؛ معتقدند که در عصر غیبت نیاز به تشکیل حکومت توسط شیعه نیست و باید حکومت را به سلطان جائر بسپاریم.
دسته دوم معتقدند که حکومت تشکیل نمیدهیم که اگ حاکم عادل باشد میتوان با ان همکاری کرد.
دسته سوم معتقدند که حاکم باید شیعیان باشند:رویکرد حداقلی(طرفداران فقه شیخ انصاری):ولایت مقیده فقیه است که اگر مردم خواهان باشند دارای ویژگی دینی باشند.دسته دوم ولایت مطلقه فقیه است(طرفداران فقه جواهری)
نظام سیاسی در اسلام و ایران –دکتر اکوانی16/1/-95جزوه جلسه پنجم نظام سیاسی
اندیشمندان بدنبال این هستند که اسلام با استعمار سازگاری ندارد.اولین زمینه اجتماعی آن این است که بعد از جنگ جهانی تعداد کشورهای مسلمان رو به افزایش است و به لحاظ عملی وابسته و از نظر سطح توسعه یافتگی تفاوت زیادی با کشور های مرکزی دارد.الگوی دموکراسی به عنوان الگوی مسلط پذیرفته شده و حتی به شکل صوری ازآن استفاده میکنند.سوالاتی از قبیل:چرا در جامعه اسلامی آزادی نیست؟چرا حقوق انسان ها تضعیف می شود و حاکمان بطور موروثی در راس قدرت هستند؟این ها سوالاتی است که خیلی از اندیشمندان در صدد جواب گویی در قالب نظام سیاسی را جست و جو میکنند و معتقدند که مشکل از اسلام نیست بلکه مشکل از مسلمانی هااست.
دو دسته اندیشمندان:1-رویکرد انفعالی:بدنبال بررسی الگوی دموکراسی که مفاهیم آن را استخراج کنند وآن را با اسلام تطبیق می دهند.یکی از ارکان دموکراسی پارلمان و انتخابات است وآن ها در قرآن و سنت نبوی بدنبال این هستند که آیا چیزی در این مورد وجود دارد یا خیر؟
2-رویکرد فعالانه(خلاقانه):در این رویکرد بدنبال اثبات این هستند که اسلام مولفه های دارد که فراتر از دموکراسی است و ما نتوانسته ایم مفاهیم آن را استخراج کنیم و این امر باعث بوجود آمدن نظام های اقتدارگرا در اسلام شده است.
نقطه اشتراک اهل سنت(نگاه سلف گرایانه)بازگشت به گذشته برجسته و متعالی(یعنی دوره پیامبر،دو خلیفه اول،خلفای اموی)هستند چون معتقدند که بیشترین نزدیکی با مبنای اصیل اسلامی داشته است.افرادی مانند بن علی و توفیق محمد شاوی در مورد دموکراسی صحبت میکنند.
محمد شاوی در کتاب الشورا و الستشاره در مورد گرایش به توضیحات دموکراسی و پرداختن به این موضوع را شرح می دهد.همچنین در کتاب احمد السنهوری یک تفکیکی بین خلافت اصیل و فردی وجود دارد.
تقسیم بندی احمد السنهوری:1-خلافت اصیل:خداوند انسان را خلیفه خودش در زمین قرار داده است و مصداق آن خلفای راشدین هستند.2-خلافت فرعی یا باطل:آن حکومت و دوره هایی است که بنام خلافت تشکیل شد و اصل خلافت به انحراف کشیده شد.
محمد شاوی معتقد است که دراسلام یک مبنایی وجوددارد که اصل خلافت را تشکیل میدهد وآن مبنا شورا است و دلیل وجود نظام های اقتدارگرا عدم وجود این مقوله است و اسلام از دموکراسی برتر است.
درکتاب الشورا و المرتبه دموکراسی محمد توفیق الشاوی بدنبال مصادیق و ساختار ها درتببین نظام شورایی است.
مبناهای استدلالی برای اثبات شورا و برتری از نظام دموکراسی از نظر محمد توفیق الشاوی:
اولین مبنا این است که بین دو مفهوم شورا و مشورت تفکیک قائل میشودو معتقد است که شورا یک مفهوم عمومی داردو بین اعراب قبلاز ظهور اسلام یک عمومی بوده است امام مشورت کردن یک ضعف دارد که نتیجه ی مشورت الزامی نیست.شاوی معتقد است که شورا معنای خاصی دارد به این معنا که یک جماعت یا یک گروه بانظر جمعی یک تصمیمی را اتخاذ میکنند که آن تصمیم الزام آور است همچنین وی معتقد است که مباحث دموکراسی اسلامی شورا به معنای خاص است که در دوره ی خلفا به این مسئله توجه نکرده اند.
چند اصل اسلامی از نظر محمد توفیق الشاوی مکانیزم شورا در آن نهفته است:1-اصل خلافت:منظور وی از خلافت،خلافت اصیل است.وی معتقد است که در ارتباط بین خلافت اصیل و فرعی از طریق شورا اتفاق می افتد و اگر خلفا با سازو کار شورا عمل کنند به اصل خلیفه الهی هم عمل کرده اند ومصداق خلافت است.
2-اصل کرامت انسانی:شاوی معتقد است که در قرآن به صراحت مطرح کرده شده که انسان دارای کرامت ذاتی است و منظور ازکرامت برتری دادن از بقیه موجودات است.دلیل این برتری از نظر شاوی چیزی جز عقل نیست و زمانی که کرامت انسانی ثابت شد حقوق هایی را برای انسان به رسمیت شناخته می شود.شاوی معتقد است که مجموعه ای حقوق در نظام شورای تحقق پیدا میکند.
3-آیات قران:آیه 152 آل عمران و سوره شورا-شاوی معتقد است که ارتباطی بین دو این آیه نهفته است که پیامبر در آغاز دعوت شورا را به مفهوم عمومی توصیه کرده است.و آیه ی دوم وجه الزام آوری بیشتری دارد که درمدینه نازل شده و تنها مکانیزم تصمیم گیری در نظام سیاسی اسلام است.گفتگوی آزاد بین نظام سیاسی وجود دارد و اینکه رای اکثریت در جامعه اسلامی صورت میپذیرد که برتری دموکراسی اسلامی از نظام سیاسی دموکراسی است.
در نظریه شاوی رابطه ی بین شریعت وقانون چیست؟و یمعتقد است که اساس نظام شورایی شریعت است. و مبنای قانونگذاری در غرب عقل بشری است و به اندازه شریعت مصالح بشریت رافراهم نمیکند.
رکن دوم شورا است که در نظام سنتی به شوراکراسی دو دسته وجود دارند:1-شورای عمومی:همه ی اعضای جامعه در مورد یک موضوع اظهار نظر میشود و مبنای تصمیم گیری قرا میگیرد.امکان شورای عمومی در همه مکان ها امکان پذیر نیست.که نوعی شورای تخصصی را مطرح میکند.2-شورای علماء که کار قانونگذاری را انجام میدهند و مکانیزم آن اجماع است.2-شورای اهل حل و عقد که مانند مجلس نمایندگان به رای مردم انتخاب میشوند ولی شرط اسلامی بودن مجلس الزامی نیست و فقط حاکم را انتخاب و بر امور حاکم نظارت دارند.
مهم ترین شعف نظریه شوراکراسی منفعلانه عمل کردن این نظریه است.شاوی شورای عمومی را از مهم ترین مقوله در نظام دموکراسی اسلامی میداند.
جزوه جلسه اول نظام سیاسی و دولت در اسلام و ایران-استاد اکوانی
آیا الگویی از دولت و نظام سیاسی وجود دارد؟وقتی از الگوی دولت صحبت می کنیم دو منظور داریم:
۱-الگوی عملی دولت و نظام سیاسی
۲-الگوی نظری دولت و نظام سیاسی
الگوی عملی:وقتی تاریخ اسلام را بررسی می کنیم از قرن اول هجری تا دوره معاصر ادامه می دهیم می بینیم که می توانیم الگوی عملی در دولت و نظام سیاسی اسلام استخراج کنیم،مثل نظام سیاسی و دولت خلافت
۲-الگوی نظری:بجای اینکه تاریخ تحولات سیاسی-اجتماعی از صدر اسلام بررسی کنیم به اندیشه های اندیشمندان بپردازیم و این را بررسی کنیم که آیا اندیشمندان مسلمان ،فیلسوفان،شریعتمداران،اندرزنویسان که دارای رویکرد عملی-تجربی هستند آیا این ها در مورد نظریه ی دولت و نظام سیاسی و دولت در اسلام سخن گفته اند یا خیر؟
تعریف دولت
دولت در اسلام دارای چند تعریف است:تعریف سنتی و قدیمی این است که منظور دولت واشخاصی است که در جغرافیایی خاص بر جمعیتی حکمرانی میکند.
تعریف دوم منظور دولت به یک مجموعه ای از قوا(مقننه،قضاییه،مجریه)که در یک سرزمین مستقر هستند و اداره ی امور یک سرزمین را برعهده دارند اتلاق میشود.
تعریف سوم:تعریف مدرنی است که منظور ازدولت قوه ی مجریه است که بجای دولت باید از کلمه حکومت استفاده شود.
نظام چیست؟نظام رویکردی کارکردگرایانه ای است که هر سیستم و نظامی دارای نظم مشخصی است که از مجموعه ای از اجزاء تشکیل شده اند که دارای نوعی ارتباط ارگانیک با هم هستند.که مجموعه ای از تعاملات درون این سیستم باعث پایداری سیستم میشودکه اگر دچار اختلال شد از کارایی مناسب برخوردار نیست.
هر نظام دارای چند هرد نظام است مثل خرد نظام سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و...
کارکردگراها معتقدند اگر اتفافی از بیرون رخ دهد و اگر اعضای آن دچار اختلال شود سیستم با بحران روبرو میشود.
تقسیم دولت
دولت با توجه به متغیر دین به سه دسته تقسیم میشوند:
الف)دولت دینی
ب)دولت سکولار
ج)دولت ایدئولوژیک
دولت دینی:چند گونه است:منظور قواعد و احکام شریعت در حوزه های سیاسی اجتماعی فرهنگی و...عملی می شود یا به عبارتی دیگر شریعت و دین وظیفه ی تنظیم قواعد اجتماعی و سیاسی بر عهده داشته باشد.هم قواعد مبتی بر دین هستند و هم اشخاصی که وظیفه ی اجرایی دارند پایبند به دین هستند وساختار نظام سیاسی مبتنی بر شریعت خواهد بود.نوع سوم عنوانی ازدین است ولی ارکان و اشخاص مبتنی بر شریعت نیستند.
دولت سکولار:آن دولت هایی که معتقدند که دین نمی تواند تنظیم کننده قواعد و نظام سیاسی باشد.
دولت ایدئولوژیک:دولتی است که مبتی بر یک تفسیر خاص از یک تفکر است که این تفکر میی تواند مبتی بر علم یا سنت باشد مثل فاشیسم که مجموعه ای از باورها بود که نژاد ارمنی از بقیه نژاد ها برتر است و با نظام دینی مخالف بود.
مجموعه ای از سنت ها که متعالی هستند مثل نظام های عربی،دولتی که مبتنی بر تفسیر است که فقط به تغییر خود اتکا دارد و روی باورهای خود متکی است.
دولت ایدئولوژیک باورهای کاذبی است که در خدمت بازتولید اشخاصی قدرتمند صورت میگیرد که همیشه آرمان شهری ترسیم میکند و مردم را یرای تبدیل شدن به این آرمان شهر تطبیق میدهند.
اسلام درجه ۱؛مبتنی بر شریعت
اسلام درجه ۲؛مبتنی بر مجموعه ای از برداشت ها در طول تاریخ شکل گرفته است،مثل شیعه،سنی که نوعی رویکرد اقتدارگرایانه داشته اند.
اسلام درجه۳؛مجموعه ای از آراء اندیشمندان صاحب اندیشه و فقیهان هستند.
جزوه جلسه دوم نظام سیاسی و دولت در اسلام -دکتر اکوانی
یک مسئله و یک مشکل در یک جامعه و کشور و نظام سیاسی اتفاق می افتد ،بعد از این بحران اندیشمندان جامعه بدنبال این هستند که پاسخی پیدا کنند برای حل بحران و در مسیر حل این مسئله که نظریه و اندیشه ها شکل میگیرند.بحران عقب ماندگی فکری اجتماعی در قبل از اسلام بوده است،با رویکر جامعه شناسی معرفت،نظام سیاسی که پیامبر اسلام شکل دادند،هدف نهادینه کردن یک نظام سیاسی برای پاسخگویی نیاز های مسلمانان در دوران خود و بعد بوده است.در سقیفه بی ساعده یک وضعیت بحرانی اتفاق می افتد که مجموعه ای از دیدگاه ها در مورد اینکه چه کسی باید حاکم باشد؟اتفاق می افتد.در اثنای فوت ابوبکر ،عمر و عثمان مجموعه ای از بحران ها اتفاق می افتد که مجموعه ای از اندیشه ها و نظریه ها ارائه می شود.اما در مجموع در پاسخ به بحران،یک دسته بحران قدیم هستند که از اول قرن هجری بوده تا قرن نه و ده هجری.یک دسته بحران هایی است که بعد از ورود اسلام و ورود به دنیای مدرن شکل میگیرد که در دوران ایران هم از دوران مشروطیت و در غرب از فروپاشی عثمانی شروع می شود.
۱-نظریه های قدیم نظام سیاسی در اسلام
۲-نظریه های جدید نظام سیاسی در اسلام
تحولات بعد از پیامبر و دوران امام علی ع به دو دسته قابل تقسیم اند:
۱-نظریه سیاسی خلافت محور
۲-نظریه سیاسی امامت محور
نظریات قدیم اهل سنت در مورد نظام سیاسی:
۱-نظریه سیاسی خلافت که منتسب می شود به ابوالحسن ماوردی که مفهوم خلافت را ایشان مطرح کردند.بعد از وی ،امام محمد غزالی،که نظریه سیاسی سلطنت سیاسی را مطرح کردند.
۲-نظریه های جدید اهل سنت:نظریه هایی که از قرن۱۹به بعد مطرح شد و از حمله ناپلئون به مصر شروع می شود و در دوره ی عثمانی در اوج آن بوده است.
۱-نظریه خلافت نو:محمد رشید رضا از فقهای اهل سنت،هم عصر اسد آبادی وهمچنین شیخ حسن عبدو بود.که بدنبال احیای نظام خلافت است،اساسا مشکلات جهان اسلام ناشی از فاصله گرفته از نظام سیاسی مطلوب وایدئال صدر اسلام خلافت است.در سال ۱۹۲۴-تا۱۹۳۰مطرح می شود.با فروپاشی امپراتوری عثمانی،کشورهای جدیدی تشکیل می شود،اما این کشور ها تحت سیستم کشورهای استعماری هستند و مواجهه مسلمانان با دنیای مدرن بیشتر می شود و با نظام دموکراتیک آشنا می شوند که یکی از ضعف های نظام های سیاسی عقب مانده دارد و مردم در نظام سیاسی مداخله ای ندارند.از سال ۱۹۳۰-۱۹۶۰نظریاتی مطرح می شود که دشمن نظام های سیاسی اسلام با نظام های استبدادی مقابله می کند.
دو اندیشمندی که تلاش میکندد با الگوی نظام سیاسی با توجه به اقتضاعات دنیای جدید و مردن ارائه بدهند:۱-بن علی ۲-توفیق محمد شاوی(توسن)است.
بن علی نظریه دموکراسی اسلامی پیشنهاد میکند و تلاش میکند نظریه ای مطرح شود که امکان حمل نظام سیاسی به دنیای اسلام حل شود.و توفیق محمد شاوی،نظریه شوراکراسی اسلامی مطرح می کند.در این عصر نوعی رجعت و بازگشت هم قابل مشاهده است؛که این نظریات بیشتر نوعی سرخوردگی اندیشمندان اهل سنت از نظام سیاسی دنیای عرب نشان می دهد و معتقدند که نه دموکراسی نه لیبرالیسم نمی توانند مشکلات کشورهای مسلمان را حل کنند و این بحران ها در مصر،پاکستان،اردن،تونس نتیجه میگیرند که مشکل اصلی،رژیم های استبدادی،سلطانی است که با اسم اسلام و تبعیت از الگوی غربی،کشور های اسلامی را به غربی ها نزدیک می کندو به تباهی می کشاند.
از جمله اندیشمندان سید قطب:نظریه نظام جهان اسلام و فردی بنام ابوالعلاء مودودی است که تلاش کرد با تکیه بر نص و سنت در واکنش بحران فراگیر کشورهای اسلامی،نظریه سیاسی اسلامی یاد میشود مطرح کند؛این نظریه با تکیه بر مبانی اسلامی بدنبال اثبات برتری اسلام از دموکراسی است که اساس هدف انسان،کرامت انسانی است.
دسته دوم نظریات امامت محور است:این نظریه از اوایل رحلت پیامبر به شکلی فراگیر مطرح شد.بخاطر وجود امام و ائمه و طرح نظریه های جایگزین،آراء سیاسی کمتر به چشم میخورد.بعد از دوران غیبت صغری و ورود به غیبت کبری شیعه هم نظریه پردازی میکند و قرن ۴تا ۹ هجری قمری عمده مباحث فقها در مورد نظریه نظام سیاسی حول توصیف سلطان عادل و سلطان ظالم می چرخد و در دوره ی غیبت،شیعیان مجاز است هستند که با سلاطین همکاری کنند یا خیر؟ اولا اینکه آیا غیبت امام با بحث امامت منافات ندارد که یک سوال کلامی است؛اهل سنت مدعی هستند که اگر شیعه پیامبر را قبول دارد و محبت از طرف خداوند است با امامت منافات ندارد-آیا شیعیان در دوره غیبت می توانند با حاکمان همکاری کنند؟چنانچه شرط اضطرار و تقیه لازم باشد و منافع به شیعیان برسد امکان همکاری وجود دارد و اگر ضرورتی برای تقیه نباشد به هیچ وجه جوازی برای همکاری وجود ندارد.
منظور از سلطان عادل،پادشاهی است که شیعه باشد.
۲۰/۱۰/۹۴نظام سیاسی ودولت در اسلام دکتر اکوانی
جزوه جلسه چهارم نظام سیاسی 26/11/94نظام سیاسی اکوانی
الگوی دولت و نظام سیاسی
نظریات ایجابی نظام سیاسی و نظریات سلبی نظام سیاسی در اسلام از نظر کلان
نظریات ایجابی:نظام سیاسی جزء ضروریات زندگی است و توجیهی امنیت محور است.یک اصل اساسی آن،اجرای احکام دینی و شریعت،که مستلزم وجود نظام سیاسی خواهد بود.
نظریات سلبی:طرفداران این نظریه معتقدند که ضرورتی برای نظام سیاسی در اسلام نیست و اقلیت بسیار کمرنگ هستند و بطور مشخص خوارج این دیدگاه را دارند.خداوند به هیچ وجه بخشی از مسلمانان را تسلط بر همه ی مسلمانان قرار نداده است.
تولد خلافت در عرصه ی نظر زودتر از نظریه امامت بوده است.اهل سنت به دلیل باور به اینکه پیامبر اسلام برای بعد از خودش جانشین مشخص نکرده زودتر وارد منازعه شدند که چه کسی وظیفه و جانشین شود؟!که به لحاظ تاریخی به سقیفه بنی ساعده بر میگردد.پیشتاز واقعه ی سقیفه انصار بودند.از مهاجرین عمر،پیشتاز برای تلاش معین کردن جانشین است.در آن گردهمایی بحث های کلامی اتفاق می افتد که چه کسی شایستگی اداره ی حکومت و نظام را داراست.
نگاه ابوبکر و عمر:حکومت و خلافت از قریش نباید خارج شود.این استدلال کار ساز نبود.نهایتا نظریه دو امیری مطرح میشود،که این نظریه هم رد می شود.اختلاف قوم خزرج و اوس باعث پیروز شدن ابوبکر در این واقعه شد،که ماه عسل آن شکل گیری نظریه خلافت می شود.
اهل حل و عقد:مجموعه ای از افرادی که دارای چند ویژگی هستند:۱-دارای محبوبیت عمومی اند.۲-اهل دانش هستند.۳-از ویژگی رهبری برخوردارند و از مکانیزم های ان انتخاب خلیفه بوده است.معتقدند که کلمه خلیفه را ابوبکر ابداع کرده است و کم کم این واژه تثبیت شد.
نظریه اهل سنت،خلافت به مفهوم اولیه آن الگوی آرمانی نظام سیاسی مطرح است.خلیفه ی اول و دوم بیشتر قرابت با نوع برخورد با پیامبر داشته است.به این دلیل آرمانی است که کسانی خلیفه اند عمدتا از اصحاب پیامبر بوده که هم رفتار و سیره پیامبر را دیده و انجام داده اند.خلافت جزء اصول دین نیست بلکه فرعی از فروع دین است.
مجموعه ای از ویژگی های خلیفه متانسب با کارکرد و وظایف است،خلیفه و خلافت از نظر اهل سنت جانشینی پیامبر در امور دینی و دنیوی امور مردم جامعه اسلامی را بر عهده دارد.
شرایط خلیفه:۱-خلیفه باید قریشی باشد.دلایل:۱-چهار تا خلیفه اصلی از قریش بودند.۲-اصیل ترین قوم عرب قریشی ها هستند و از نظر فصاحت و بلاغت از سایر اقوام جلوترند،که امکان فهم قرآن و تفسیر قرآن بیشتر است که دلیل محکمی نبوده است.
۲-شرط دوم خلیفه آشنایی با دین است.خلیفه لازم نیست شریعت دان و فقیه باشد ولی لازم است آگاهی از مسائل دینی داشته باشد.
۳-ویژگی سوم خلیفه،سلامت خلیفه است که توان انجام امور جامعه را داشته باشد.
۴-ویژگی چهارم توانایی فرماندهی نیروهای نظامی و امور جنگ است.
۵-ویژگی پنجم آن،توانایی تدبیر امور اقتصادی جامعه مسلمین را داشته باشد.
*سه شیوه ی متفاوت برای انتخاب خلیفه:
۱-انتخاب حل و عقد خلیفه؛که دارای ویژگی دین شناسی،برتری دانش،توانایی تصمیم گیری و از شرایط انتخاب خلیفه برخوردارند.
۲-شیوه دوم استخلاف؛یعنی تعیین خلیفه ی جدید توسط خلیفه ی قبلی
۳-شیوه سوم زور و غلبه؛اهل سنت نوعی رویکر واقع گرایانه دارند و معتقدند که قدرت را به هر شیوه بدست بگیرد آن شخص حاکم جامعه مسلمین است،نشانه عملکرد پراگماتیستی است.
نظریه امامت شیعه:در اندیشه شیعه،حاکم یک امام است.امامت به عنوان پیشواست.که دارای ویژگی های است از جمله:
۱-عصمت:که دارای علم لدنی است.امام دارای مجموعه ای قوا که اتصالی با خداوند دارد.
افضل و اعلم بودن است:دسته اول دوران غیبت؛ معتقدند که در عصر غیبت نیاز به تشکیل حکومت توسط شیعه نیست و باید حکومت را به سلطان جائر بسپاریم.
دسته دوم معتقدند که حکومت تشکیل نمیدهیم که اگ حاکم عادل باشد میتوان با ان همکاری کرد.
دسته سوم معتقدند که حاکم باید شیعیان باشند:رویکرد حداقلی(طرفداران فقه شیخ انصاری):ولایت مقیده فقیه است که اگر مردم خواهان باشند دارای ویژگی دینی باشند.دسته دوم ولایت مطلقه فقیه است(طرفداران فقه جواهری)
نظام سیاسی در اسلام و ایران –دکتر اکوانی16/1/-95جزوه جلسه پنجم نظام سیاسی
اندیشمندان بدنبال این هستند که اسلام با استعمار سازگاری ندارد.اولین زمینه اجتماعی آن این است که بعد از جنگ جهانی تعداد کشورهای مسلمان رو به افزایش است و به لحاظ عملی وابسته و از نظر سطح توسعه یافتگی تفاوت زیادی با کشور های مرکزی دارد.الگوی دموکراسی به عنوان الگوی مسلط پذیرفته شده و حتی به شکل صوری ازآن استفاده میکنند.سوالاتی از قبیل:چرا در جامعه اسلامی آزادی نیست؟چرا حقوق انسان ها تضعیف می شود و حاکمان بطور موروثی در راس قدرت هستند؟این ها سوالاتی است که خیلی از اندیشمندان در صدد جواب گویی در قالب نظام سیاسی را جست و جو میکنند و معتقدند که مشکل از اسلام نیست بلکه مشکل از مسلمانی هااست.
دو دسته اندیشمندان:1-رویکرد انفعالی:بدنبال بررسی الگوی دموکراسی که مفاهیم آن را استخراج کنند وآن را با اسلام تطبیق می دهند.یکی از ارکان دموکراسی پارلمان و انتخابات است وآن ها در قرآن و سنت نبوی بدنبال این هستند که آیا چیزی در این مورد وجود دارد یا خیر؟
2-رویکرد فعالانه(خلاقانه):در این رویکرد بدنبال اثبات این هستند که اسلام مولفه های دارد که فراتر از دموکراسی است و ما نتوانسته ایم مفاهیم آن را استخراج کنیم و این امر باعث بوجود آمدن نظام های اقتدارگرا در اسلام شده است.
نقطه اشتراک اهل سنت(نگاه سلف گرایانه)بازگشت به گذشته برجسته و متعالی(یعنی دوره پیامبر،دو خلیفه اول،خلفای اموی)هستند چون معتقدند که بیشترین نزدیکی با مبنای اصیل اسلامی داشته است.افرادی مانند بن علی و توفیق محمد شاوی در مورد دموکراسی صحبت میکنند.
محمد شاوی در کتاب الشورا و الستشاره در مورد گرایش به توضیحات دموکراسی و پرداختن به این موضوع را شرح می دهد.همچنین در کتاب احمد السنهوری یک تفکیکی بین خلافت اصیل و فردی وجود دارد.
تقسیم بندی احمد السنهوری:1-خلافت اصیل:خداوند انسان را خلیفه خودش در زمین قرار داده است و مصداق آن خلفای راشدین هستند.2-خلافت فرعی یا باطل:آن حکومت و دوره هایی است که بنام خلافت تشکیل شد و اصل خلافت به انحراف کشیده شد.
محمد شاوی معتقد است که دراسلام یک مبنایی وجوددارد که اصل خلافت را تشکیل میدهد وآن مبنا شورا است و دلیل وجود نظام های اقتدارگرا عدم وجود این مقوله است و اسلام از دموکراسی برتر است.
درکتاب الشورا و المرتبه دموکراسی محمد توفیق الشاوی بدنبال مصادیق و ساختار ها درتببین نظام شورایی است.
مبناهای استدلالی برای اثبات شورا و برتری از نظام دموکراسی از نظر محمد توفیق الشاوی:
اولین مبنا این است که بین دو مفهوم شورا و مشورت تفکیک قائل میشودو معتقد است که شورا یک مفهوم عمومی داردو بین اعراب قبلاز ظهور اسلام یک عمومی بوده است امام مشورت کردن یک ضعف دارد که نتیجه ی مشورت الزامی نیست.شاوی معتقد است که شورا معنای خاصی دارد به این معنا که یک جماعت یا یک گروه بانظر جمعی یک تصمیمی را اتخاذ میکنند که آن تصمیم الزام آور است همچنین وی معتقد است که مباحث دموکراسی اسلامی شورا به معنای خاص است که در دوره ی خلفا به این مسئله توجه نکرده اند.
چند اصل اسلامی از نظر محمد توفیق الشاوی مکانیزم شورا در آن نهفته است:1-اصل خلافت:منظور وی از خلافت،خلافت اصیل است.وی معتقد است که در ارتباط بین خلافت اصیل و فرعی از طریق شورا اتفاق می افتد و اگر خلفا با سازو کار شورا عمل کنند به اصل خلیفه الهی هم عمل کرده اند ومصداق خلافت است.
2-اصل کرامت انسانی:شاوی معتقد است که در قرآن به صراحت مطرح کرده شده که انسان دارای کرامت ذاتی است و منظور ازکرامت برتری دادن از بقیه موجودات است.دلیل این برتری از نظر شاوی چیزی جز عقل نیست و زمانی که کرامت انسانی ثابت شد حقوق هایی را برای انسان به رسمیت شناخته می شود.شاوی معتقد است که مجموعه ای حقوق در نظام شورای تحقق پیدا میکند.
3-آیات قران:آیه 152 آل عمران و سوره شورا-شاوی معتقد است که ارتباطی بین دو این آیه نهفته است که پیامبر در آغاز دعوت شورا را به مفهوم عمومی توصیه کرده است.و آیه ی دوم وجه الزام آوری بیشتری دارد که درمدینه نازل شده و تنها مکانیزم تصمیم گیری در نظام سیاسی اسلام است.گفتگوی آزاد بین نظام سیاسی وجود دارد و اینکه رای اکثریت در جامعه اسلامی صورت میپذیرد که برتری دموکراسی اسلامی از نظام سیاسی دموکراسی است.
در نظریه شاوی رابطه ی بین شریعت وقانون چیست؟و یمعتقد است که اساس نظام شورایی شریعت است. و مبنای قانونگذاری در غرب عقل بشری است و به اندازه شریعت مصالح بشریت رافراهم نمیکند.
رکن دوم شورا است که در نظام سنتی به شوراکراسی دو دسته وجود دارند:1-شورای عمومی:همه ی اعضای جامعه در مورد یک موضوع اظهار نظر میشود و مبنای تصمیم گیری قرا میگیرد.امکان شورای عمومی در همه مکان ها امکان پذیر نیست.که نوعی شورای تخصصی را مطرح میکند.2-شورای علماء که کار قانونگذاری را انجام میدهند و مکانیزم آن اجماع است.2-شورای اهل حل و عقد که مانند مجلس نمایندگان به رای مردم انتخاب میشوند ولی شرط اسلامی بودن مجلس الزامی نیست و فقط حاکم را انتخاب و بر امور حاکم نظارت دارند.
مهم ترین شعف نظریه شوراکراسی منفعلانه عمل کردن این نظریه است.شاوی شورای عمومی را از مهم ترین مقوله در نظام دموکراسی اسلامی میداند.
به جهان علوم سیاسی خوش آمدید