یک مسئله و یک مشکل در یک جامعه و کشور و نظام سیاسی اتفاق می افتد ،بعد از این بحران اندیشمندان جامعه بدنبال این هستند که پاسخی پیدا کنند برای حل بحران و در مسیر حل این مسئله که نظریه و اندیشه ها شکل میگیرند.بحران عقب ماندگی فکری اجتماعی در قبل از اسلام بوده است،با رویکر جامعه شناسی معرفت،نظام سیاسی که پیامبر اسلام شکل دادند،هدف نهادینه کردن یک نظام سیاسی برای پاسخگویی نیاز های مسلمانان در دوران خود و بعد بوده است.در سقیفه بی ساعده یک وضعیت بحرانی اتفاق می افتد که مجموعه ای از دیدگاه ها در مورد اینکه چه کسی باید حاکم باشد؟اتفاق می افتد.در اثنای فوت ابوبکر ،عمر و عثمان مجموعه ای از بحران ها اتفاق می افتد که مجموعه ای از اندیشه ها و نظریه ها ارائه می شود.اما در مجموع در پاسخ به بحران،یک دسته بحران قدیم هستند که از اول قرن هجری بوده تا قرن نه و ده هجری.یک دسته بحران هایی است که بعد از ورود اسلام و ورود به دنیای مدرن شکل میگیرد که در دوران ایران هم از دوران مشروطیت و در غرب از فروپاشی عثمانی شروع می شود.

۱-نظریه های قدیم نظام سیاسی در اسلام

۲-نظریه های جدید نظام سیاسی در اسلام

تحولات بعد از پیامبر و دوران امام علی ع به دو دسته قابل تقسیم اند:

۱-نظریه سیاسی خلافت محور

۲-نظریه سیاسی امامت محور

نظریات قدیم اهل سنت در مورد نظام سیاسی:

۱-نظریه سیاسی خلافت که منتسب می شود به ابوالحسن ماوردی که مفهوم خلافت را ایشان مطرح کردند.بعد از وی ،امام محمد غزالی،که نظریه سیاسی سلطنت سیاسی را مطرح کردند.

۲-نظریه های جدید اهل سنت:نظریه هایی که از قرن۱۹به بعد مطرح شد و از حمله ناپلئون به مصر شروع می شود و در دوره ی عثمانی در اوج آن بوده است.

۱-نظریه خلافت نو:محمد رشید رضا از فقهای اهل سنت،هم عصر اسد آبادی وهمچنین شیخ حسن عبدو بود.که بدنبال احیای نظام خلافت است،اساسا مشکلات جهان اسلام ناشی از فاصله گرفته از نظام سیاسی مطلوب  وایدئال صدر اسلام خلافت است.در سال ۱۹۲۴-تا۱۹۳۰مطرح می شود.با فروپاشی امپراتوری عثمانی،کشورهای جدیدی تشکیل می شود،اما این کشور ها تحت سیستم کشورهای استعماری هستند و مواجهه مسلمانان با دنیای مدرن بیشتر می شود و با نظام دموکراتیک آشنا می شوند که یکی از ضعف های نظام های سیاسی عقب مانده دارد و مردم در نظام سیاسی مداخله ای ندارند.از سال ۱۹۳۰-۱۹۶۰نظریاتی مطرح می شود که دشمن نظام های سیاسی اسلام با نظام های استبدادی مقابله می کند.

دو اندیشمندی که تلاش میکندد با الگوی نظام سیاسی با توجه به اقتضاعات دنیای جدید و مردن ارائه بدهند:۱-بن علی ۲-توفیق محمد شاوی(توسن)است.

بن علی نظریه دموکراسی اسلامی پیشنهاد میکند و تلاش میکند نظریه ای مطرح شود که امکان حمل نظام سیاسی به دنیای اسلام حل شود.و توفیق محمد شاوی،نظریه شوراکراسی اسلامی مطرح می کند.در این عصر نوعی رجعت و بازگشت هم قابل مشاهده است؛که این نظریات بیشتر نوعی سرخوردگی اندیشمندان اهل سنت از نظام سیاسی دنیای عرب نشان می دهد و معتقدند که نه دموکراسی نه لیبرالیسم نمی توانند مشکلات کشورهای مسلمان را حل کنند و این بحران ها در مصر،پاکستان،اردن،تونس نتیجه میگیرند که مشکل اصلی،رژیم های استبدادی،سلطانی است که با اسم اسلام و تبعیت از الگوی غربی،کشور های اسلامی را به غربی ها نزدیک می کندو به تباهی می کشاند.

از جمله اندیشمندان سید قطب:نظریه نظام جهان اسلام و فردی بنام ابوالعلاء  مودودی است که تلاش کرد با تکیه بر نص و سنت در واکنش بحران فراگیر کشورهای اسلامی،نظریه سیاسی اسلامی یاد میشود مطرح کند؛این نظریه با تکیه بر مبانی اسلامی بدنبال اثبات برتری اسلام از دموکراسی است که اساس هدف انسان،کرامت انسانی است.

دسته دوم نظریات امامت محور است:این نظریه از اوایل رحلت پیامبر به شکلی فراگیر مطرح شد.بخاطر وجود امام و ائمه و طرح نظریه های جایگزین،آراء سیاسی کمتر به چشم میخورد.بعد از دوران غیبت صغری و ورود به غیبت کبری شیعه هم نظریه پردازی میکند و قرن ۴تا ۹ هجری قمری عمده مباحث فقها در مورد نظریه نظام سیاسی حول توصیف سلطان عادل و سلطان ظالم می چرخد و در دوره ی غیبت،شیعیان مجاز است هستند که با سلاطین همکاری کنند یا خیر؟ اولا اینکه آیا غیبت امام با بحث امامت منافات ندارد که یک سوال کلامی است؛اهل سنت مدعی هستند که اگر شیعه پیامبر را قبول دارد و محبت از طرف خداوند است با امامت منافات ندارد-آیا شیعیان در دوره غیبت می توانند با حاکمان همکاری کنند؟چنانچه شرط اضطرار و تقیه لازم باشد و منافع به شیعیان برسد امکان همکاری وجود دارد و اگر ضرورتی برای تقیه نباشد به هیچ وجه جوازی برای همکاری وجود ندارد.

منظور از سلطان عادل،پادشاهی است که شیعه باشد.

۲۰/۱۰/۹۴

نظام سیاسی ودولت در اسلام دکتر  اکوانی