سوالات پایان ترم روابط خارجی ایران-۲۰ تا ۵۷ -دکتر التیامی نیا

سوالات پایان ترم روابط خارجی ایران۲۰-۵۷ دکتر التیامی نیا

۱-مفاد تعهدات شوروی و تعهدات ایران در پیمان سه جانبه نه ماده ای را توضیح دهید؟

۲-سیاست خارجی شوروی در مقابل ایران در دهه بیست را توضیح دهید؟

 

پاسخ:۱-مساله نفت ۲-خودمختاری آذربایجان۳-خروج نیروها از ایران

 

۳-پیشنهاد های نفتی در دوره مصدق را نام برده و سه مورد را به دلخواه بطور مفصل توضیح دهید؟

 

پاسخ:جکسون،استوکس،بانک جهانی،پیشنهاد مشترک ترومن و چرچیل،دومین پیشنهاد مشترک انگلستان و آمریکا(آیزنهاور و چرچیل)

 

-----------------------------

 

توضیحات:

 

امتحان میان ترم ۵ نمره تستی فصل اول و دوم

 

امتحان پایان ترم تشریحی فصل سوم و چهارم و تستی فصل پنجم و ششم تا بخش دوم

 

کسانی که میان ترم نمره رضایتمندی نگرفته اند پایان ترم می توانند از بیست نمره امتحان دهند.

 

نمره کنفرانس دو نمره اضافه بر بیست لحاظ می شود و یک نمره فعالیت در کلاس خواهد بود.

 

منبع امتحان:کتاب روابط خارجی ایران ۱۳۲۰-۱۳۵۷ دکتر علیرضا ازغندی

پاورپوینت خلاصه روابط خارجی ایران دکتر علیرضا ازغندی

دانلود پاورپوینت برای ارائه در کلاس و مطالعه جهت امتحان

سوالات تشریحی کتاب روابط خارجی ایران/علیرضا ازغندی

روابط خارجی ایران دکتر ازغندی

هدف از تاسيس انجمنهاي ايالتي و ولايتي چه بوده است؟

1- تلاشي بود براي شناسايي زندگي شورايي و تعيين حد و حدود قانوني آن.

2- شرکت دادن افراد در امور محلي خود.

3- انجام اصلاحات براي تامين منافع اهالي.

4- به منظور پيشبرد سريع برنامه هاي اجتماعي ، اقتصادي ، عمراني، بهداشتي، فرهنگي و آموزشي در استان،شهرستان ، بخش و روستا انجام مي گيرد.

5- رسيدگي کليه شکاياتي که از حاکم ايالات و ولايات مي رسد و هرگاه رفتار حاکم بر خلاف قانون باشد به او تذکر بدهد.

واکنش علما و روحانيون و همچنين شاه را نسبت به لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي بنويسيد؟

1- در 16 مهر سال 1341 مراجع طراز اول حوزه علميه قم با ابتکار و رهبري امام،از شاه خواستند به لغو تصويب نامه اقدام نمايد .

2- به علماي مرکز و شهرستانها در مورد تصويب نامه اعلام خطر کردند و از آنها براي مقابله و مبارزه دعوت شد.

3- تشکيل جلسات هفتگي جهت مبارزه به منظور حفظ اتحاد.

4- شاه پس از دو هفته به علما پاسخ مي دهد و مي گويد که اولا او خودش بيش از هرکس ديگري در حفظ شعائر ديني کوشا است و ثانيا دين از سياست جداست و پيگيريهاي بيشتر مسئله را به علم واگذار مي کند.

5- علم پس از شش هفته بي اعتنايي به 3 تن از مراجع قم تلگرافي مي زند و2 شرط يعني "اسلاميت براي انتخاب کنندگان وانتخاب شوندگان" و "سوگند به قرآن مجيد را مي پذيرد ولي عدم شرکت بانوان در انجمن هاي ايالتي و ولايتي را به نظر مجلس واگذار مي کند .

6- در نهايت عقب نشيني دستگاه حکومتي در مقابل خواسته هاي علما آنها راضي نمي کند و پس از هم صدايي بيشتر دانشجويان ، بازاريان ، گروهها و احزاب سياسي و برگزاري اجتماعات مختلف ، سرانجام  هيئت دولت تشکيل جلسه مي دهد و اعلام مي کند که لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي مصوب مهر سال 1341 قابل اجرا نخواهد بود.

...............................................................................................................................................................................

 

برخي از سياست هاي مصدق را در دوران تحريم انگلستان بنويسيد:

1- صدور دستور جلوگيري از ورود کليه کالاهاي غير ضروري .

2- افزايش 30 درصدي ماليات توتون و تنباکو و افزايش 50 درصدي عوارض اتومبيل و به طور کلي افزايش دريافت ماليت هاي مستقيم و غير مستقيم.

3- وضع مقررات جديدي براي نظارت بر کالاهاي صادراتي.

4-با انتشار اوراق قرضضه ملي سعي کرد بر بحران اقتصادي تحميل شده به جامعه ايران فائق آيد.

5- معافيت شرکت هاي صادراتي براي مدت 5 سال از پرداخت ماليات.

6- دنبال کردن سياست مبادلات پاياپاي کالا با کشورهاي مختلف جهان.

...............................................................................................................................................................................

نقش نفت را در سياست و اقتصاد ايران شرح دهيد؟

1- نفت متغير مستقل و اصلي کل بافت اقتصادي، اجتماعي و سياسي ايران عصر پهلوي و تاثيرگذارترين عامل در روابط خارجي بود.

2- نقش مهمي در برنامه هاي عمراني و ثبات سياسي کشور داشت.

3- موجب پيداش سياست تک محصولي در کشور مي شد.

4- اقتصاد کشور به درآمدهاي نفتي وابسته بود.

5- موجب درگيري هاي طبقاتي شديد.

...............................................................................................................................................................................

عواملي را که مانع پيشرفت هاتي صنعتي شدند را نام ببريد (4 مورد)

1- تک محصولي بودن ايران و سعي دولت در حفظ اين وضعيت.

2- ادغام همه جانبه اقتصاد ايران در اقتصاد جهاني.

3- فقدان امنيت قضايي و حقوقي براي بهرمندي بورژوازي ملي.

4- ناکارآمدي و واقع گرا نبودن نخبگان سياسي و مالي حاکم.

...........................................................................................................................................................................

 

 

ديدگاهاي کلي سياست خارجي ايران را در عصر پهلوي دوم مختصرا بنويسيد؟

1- ايران در عصر رقابت دو ابرقدرت جايگاه ويژه اي به دست آورده بود و از اين رو شاه با سياست هاي جهاني آمريکا کاملا همسو بود.

2- در زمينه سياست خارجي دو استراتژي متعارض با يکديگر يعني موازنه منفي و ناسيوناليسم مثبت را شاه و مصدق مطرح کردند.

3- ايران در دوره اول روابط خارجي خود يعني سالهاي 1320 تا 1330 نمي توانست قبل از بيرون رفتن نيروهاي روس و انگليس سياستي مستقل از خواسته هاي اين دو کشور اتخاذ کند.

4- در سالهاي ملي کردن صنعت نفت و صدارت مصدق ، سياست موازنه منفي يا عدم تعهد به عنوان اولين نظريه مستقل در سياست خارجي ايران مطرح شد که البته کاربردي موقتي داشت.

در دوره سوم سالهاي پس از کودتاي 28 مرداد 1332 تا روي کار آمدن هويدا را در بر مي گيرد که شاه کينه توزانه براي مقابله با موازنه منفي سياست ناسيوناليسم مثبت را مطرح کرد که در اين دوره ارتباط بسيار نزديکي ميان ايران و آمريکا ايجاد مي شود که نمود عملي آن را مي توان در عضويت ايران در پيمان بغداد ، سنتو و.... مشاهده نمود.

5- در سالهاي صدارت هويدا ، ايران با عادي سازي روابط خود با شوروي و کشورهاي اورپاي شرقي به گسترش روابط با کشورها همت گماشت.

 ...........................................................................................................................................................................

موازنه مثبت و پيامد آن را شرح دهيد؟

يکي از مهمترين عناصر سياست ناسيوناليسم مثبت که مکررا مطرح مي شد، امنيت دست جمعي بود و چون امنيت ايران از جانب قدرت امپرياليستي شوروي تهديد مي شد، لازم بود دولت براي رفع خطرهاي احتمالي همسايه شمالي در جستجوي راه حلي مناسب باشد و پيوند با غرب ظاهرا از نظر نخبگان سياسي ايران بهترين راه حل اين معضل بوده است. ولي اين سياست يکطرفانه همگام با آمريکا ايران را به يک کشور دست نشانده تبديل کرد که باعث کاهش مشروعيت دولت و در نهايت منجر به انقلاب اسلامي شد.

...........................................................................................................................................................................

 

روابط ايران و شوروي را در عصر پهلوي دوم مختصرا شرح دهيد؟

1- عقد قرداد سه جانبه ايران، شوروي و انگلستان در 8 بهمن 1320 در جهت حمايت از ايران در مقابل تجاوزات آلمان .

2- کنفرانس تهران فرصت مناسبي براي دولت ايران پيش آورد که از اين طريق ضمانت هايي در خصوص استقلال سياسي و تماميت ارضي از اتحاد شوروي به دست آورد.

3- شوروي از حزب توده و حزب دموکرات آذربايجان به عنوان اهرم هاي فشار براي تامين منافع و دست يابي به اهداف خود د ر ايران استفاده مي کرد.

4- قوام در دور دوم نخست وزيري خود يعني سال 1325 دست به ايجاد کابينه اي ائتلافي زد و سه نفر از اعضاي اصلي حزب توده را در کابينه خود استفاده کرد با اين هدف که روسها را راضي به خروج از ايران بکند و بتواند نقش حزب توده را به عنوان يک حزب مخالف دولت تضعيف کند .

کابينه ائتلافي قوام 75 روز بيشتر دوام نياورد. پس از عقد قرارداد سادچيکف-قوام و خروج نيروهاي روسي از ايران قوام اولا اعضاي حزب توده را از کابينه اخراج کرد که اين امر ضربه سختي را بر پيکره حزب توده وارد آورد.

5- در زمان رزم آرا – امضاي قرار داد  بازرگاني با اين کشور در 13 آبان 1329 و شوروي هم قبول کرد که 11 تن طلا بابت هزينه هاي نظامي به ايران بدهکار است و.... اما رزم آرا هم نتوانست از رنجش شوروي نسبت به دولت ايران بکاهد.

6- مطبوعات شوروي با چاپ اخبار مربوط به مبارزه مصدق براي ملي کردن صنعت نفت در پشتيباني از تلاش دولت در طرد سلطه انگليسيها از ايران حمايت مي کردند که البته اين موضع گيري در حد حرف باقي ماند.

7- چهار موضوع اساسي يعني شيلات ، پرداخت بدهي هاي شوروي به ايران ، تعيين حدود مرزي بين دو کشور و چگونگي ادامه تجارت از جمله مسائلي بودند که در زمان صدارت مصدق ميان ايران و شوروي مطرح بود و تنها روابط بازرگاني دو کشور در اين سالها روند نسبتا مناسبي داشت.

8- عضويت ايران در پيمان بغداد يکي از مواردي است که مورد اعتراض روسها قرار گرفت و روابط دو کشور را براي مدتي بحراني نمود.

9- در 15 اسفند 1337 با شروع مذاکرات ايران و آمريکا بر سر عقد قرارداد دو جانبه نظامي ، روابط ايران و شوروي به تيرگي گراييد.

10- علم در دوران نخست وزيري خود روابطه حسنه اي توانست با شوروي برقرار کند که اين امر به واسطه اعلاميه خود مبني بر اينکه هيچ کشور خارجي حق داشتن پايگاه موشکي با ايران را ندارد بود.

11- در دهه 1350 همواره دو موضوع موجب نگراني حکومت ايران در روابطش با همسايه شمالي مي شد: يکي حضور همه جانبه ناوگان شوروي در خليج فارس و اقيانوس هند و ديگري گسترش روز افزون شوروي با عراق که روابط خصمانه اي با ايران داشت.

12- در سالهاي نزديک به انقلاب، شوروي سياستي صبورانه و البته بعضا دو جانبه را دنبال مي کرد.

 

خلاصه کامل انقلاب و بسیج سیاسی دکتر بشیریه/نویسنده احمد باقری

/کتاب انقلاب و  بسیج سیاسی تالیف دكتر حسين بشريه

احمد باقری

 گفتار اول مفهوم انقلاب 
تعریف انقلاب پدیده سیاسی پیچیده ای است که طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانای اعمال زور و اجبار را از دست می دهد و گروه های گوناگون سیاسی و اجتماعی به مبارزه برمی خیزند تا سیاسی را قبضه کنند این مبارزه اغلب طول می کشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیمی شوند –
 عناصر انقلاب: نارضاعی اجتماعی، پیدایش گروه های بسیج گر، ناتوانی قوای سرکوب گر دولت، کوشش برای ایجاد ساخت جدید قدرت 
اولین بررسی ها در مورد انقلاب بوسیله افلاطون و ارسطو انجام شد که بدنبال عليت در انقلاب بودند...

ادامه مطلب مراجعه کنید+پی دی اف

ادامه نوشته

معرفی کتاب دولت و جنبش های اسلامی معاصر+خرید پستی

:  علوم اجتماعی و سیاسی
:  دولت و جنبش های اسلامی معاصر
:  دموکراسی کشورهای عربی
:  رقعي
:  ۱۳۹۵
:  ۱
:  ۱۴.۲
:  ۲۱.۳
:  نرم
:  ۳۹۶
:  ۳۲۰,۰۰۰ ریال
برای خرید کتاب اینجا را کلیک کنید

سوالات درس دوم اندیشه های سیاسی در غرب (ب)

سوالات درس دوم اندیشه های سیاسی در غرب (ب)

نیکولوماکیاولی:چه نام بزرگ ،چه ستایشی

احمد باقری

 

1-کدام کشوردر قرون وسطی ستیز های سیاسی میان پاپ و پادشاهان نزدیک تربود؟

الف)اسپانیا           ب)ایتالیا          ج)انگلستان           د)آلمان

2-کدام یک از ویژگی های زیر مربوط به دوره مدرن نمی باشد؟

الف)رشد عقایدغیر دینی جدید      ب)خردگرایی            ج)تقدس گرایی         د)تجربه گرایی

3-کدام علت باعث شد که دولت های پنجگانه ایتالیا در برابر تجاوز خارجی آسیب پذیر گردد؟

الف)منازعات دینی کلیسا  ب)مستبد بودن پادشاهان    ج)دخالت مزدوران نظامی       د)درگیری طبقاتی وفرقه ای

4-بزرگترین مانع برای وحدت دولت های ایتالیا چه بود؟

الف)مزدوران نظامی     ب)پاپ      ج)پادشاهان         د)هیچکدام

5-کدام یک از کشور های در قرون وسطی توانستند با زور وحدت سراسری کشورهای خودرا برقرار سازند؟

الف)فرانسه         ب)انگلستان              ج)ناپل                د)گزینه الف و ب

6)کلید های موفقیت برای حکومت داری در ایتالیا چه بود؟

الف)آزادی سیاسی        ب)قدرت یگانه       ج)مالیات               د)زوروتزویر

7)فرمانروایان ستمگر برای حکم رانی وازدست ندادن سرزمین خود خواهان چه چیزی بودند؟

الف)ارتش          ب)سربازگیری                          ج)مالیات گیری                د)قدرت زیاد 

8)ایتالیا ازلحاظ ........پیشگام در اروپا بود؟

الف)نیروی نظامی       ب)درایت و کاردانی               ج)عقلی و هنری           د)یکپارچگی سیاسی

9)به نظر ماکیاولی هدف ارزشمندی که بصورت ناسیونالیسم، درسازمان سیاسی می تواند وجود داشته باشد چیست؟

الف)وجود ارتش ملی                ب)وجود وحدت                ج)وجودحکومت مقتدر        د)گزینه ب و ج

10) ازنظرماکیاولی نمونه های عالی وحدت و ثبات کدام کشور می باشد؟

الف)ایتالیا،فرانسه                ب)اسپانیا،فرانسه                  ج)انگلستان،فرانسه                        د)انگستان،اسپانیا

11)به نظر ماکیاولی تنها راه حل برای رهایی ازآشفتگی های ایتالیا چیست؟

الف)وجودشهریار               ب)سربازگیری            ج)اتحادسراسری              د)گزینه الف و ج

12)درزمان کدام فرمانروا در ایتالیا مردم راه پارسایی ،درویشی و خداترسی پیش گرفتند؟

الف)لرونتزو             ب)پی یرو                ج)سزار بورژیا                د)ساوونارولا

13)ماکیاولی بعداز برکناری کدام فرمانروا بطور رسمی به خدمت جمهوری فلورانس درآمد؟

الف)پی یرو               ب)ساوونارولا                ج)لورنتزو               د)سزاربورژیا

14)الگوی شهریار درشناخته شده ترین نوشته ماکیاولی چه کسی است؟

الف)شارل هفتم            ب)تروا              ج)سزار بورژیا                د)ساوونارولا

15)به عقیده ماکیاولی امنیت جمهوری فلورانس به چه چیزی بستگی دارد؟

الف)وجود شوالیه شجاع           ب)استفاده از مزدوران خارجی       ج)ایجادارتش ملی              د)توزیع مناسب ثروت

16)ماکیاولی درکدام کتاب ،رومی ها با احساسات زیاد تحسین کرد و شکل حکومت جمهوری را مطلوب دانست؟  

الف)شهریار             ب)گفتار ها                 ج)رساله هنر جنگ                         د)گزینه الف و ب

17)دو کتاب مهم ماکیاولی که شرح جامعی از اندیشه های وی ارائه شده است چیست؟

الف)تاریخ فلورانس،شهریار               ب) رساله هنر جنگ؛گفتارها              ج)تاریخ فلورانس،گفتارها       د)گفتار ها ،شهریار

18)ماکیاولی در کدام کتاب راه حل مسئله وحدت را تشکیل یک حکومت مقتدر دانست؟

الف)شهریار             ب)گفتارها                ج رساله جنگ                          د)آندریا

19-درکدام کتاب ماکیاولی جمهوری روم را به مثابه الگویی درنظر گرفت تا برتری شکل جمهوری را نشان دهد؟

الف)شهریار           ب)رساله جنگ                    ج)گفتارها            د)آندریا

20)کدام یک ازاندیشمندان را علم سیاست جدید می دانند؟

الف)هابز           ب)روسو                ج)اسپینوزا                       د)ماکیاولی

21)رهیافت ماکیاولی به مسائل سیاسی واجتماعی زمانه خود چگونه بود؟

الف)رهیافت محافظه کارانه              ب)رهیافت آرمان خواهانه                ج)رهیافت واقع بینانه      د)رهیافت بدبینانه

22)در کتاب گفتار های ماکیاولی چه چیزی را مایه عظمت کشورها می داند؟

الف)شهریاری مقتدر                ب)وجود حکومت مقتدر          ج)ایجاد یک ارتش ملی            د)حرمت نهاد های الهی

23)به عقیده ماکیاولی روش درست بررسی علم سیاست چه روشی است؟

الف)روش تجربی                ب)روش عقلی             ج)روش تاریخی            د)روش عینی

24)سرچشمه تفکر ماکیاولی از توجه به چه چیزی نشئت می گیرد؟

الف)توجه به نهاد های سیاسی               ب)توجه به شهریاران             ج)توجه به انسان و وضع او        د)گزینه الف و ب

25)ماکیاولی سیاستمداری ......... و............ بود؟

الف)تندخو ،اهل عمل           ب)زیرک ،با تجربه                 ج)اهل علم،اهل عمل             د)واقع بین،اهل عمل

26)به نظرماکیاولی بهترین ومناسب ترین شکل حکومت چیست؟

الف)آریستوکراسی                ب)جمهوری           ج)مستبدانه                د)مختلط

27)ماکیاولی حالتی که شهریاری نوبنیاد با دولت موروثی در می آمیزندرا چه نوع حکومتی می داند؟

الف)جمهوری              ب)مقتدر                ج)مستبدانه                     د)مختلط

28)ماکیاولی هدف اساسی سیاست شهریاران را چه چیزی می دانست؟

الف)تشکیل ارتش ملی                ب)وحدت سراسری       ج)پیروزی درجنگ            د)حکومت عدالت محورانه

29)به نظر ماکیاولی بقای همیشگی دولت به تشکیل چه نوع حکومتی لازم است؟

الف)آریستوکراسی              ب)جمهوری              ج)مقتدر                       د)مختلط

30) به نظر ماکیاولی کدام نوع حکومت مردم ازفرمانروا داوطلبانه پشتیبانی می کنند؟

الف)جمهوری                   ب)مقتدرانه               ج)آریستوکراسی              د)مختلط

 

 

 

 

سوالات پایان ترم مسائل سیاسی و اقصادی نفت ایران/دکتر رفیعی قهساره

محتوای امتحان از کتاب  دکتر سعید میر ترابی که از سه بخش اول و بخش پنجم بود

تاریخ امتحان:۲۷ دی ماه ۱۳۹۵

 

تاریخ اعلام نمرات:۴بهمن ۱۳۹۵

دانشجویانی که از ۱۵نمره امتحان می دهند به ۴سوال و دانشجویانی که از ۲۰ نمره امتحان می دهند به ۵سوال پاسخ می دهند.

۱-نظریه اوج تولید نفت را توضیح دهید؟انواع قراردادهای نفتی را نام برده و مختصرا توضیح دهید؟

۲-مهم ترین امتیاز نفتی که در دوره رضا شاه به امضا رسید کدام بود؟ معایب و محاسن آن را توضیح دهید.پس از ملی  شدن نفت یکی از هیئت هایی که برای مذاکره به ایران امد هیئت استوکس بود پیشنهادات این هیئت چه بود و چرا مصدق آنها را رد کرد؟

۳-وضعیت صنعت نفت ایران در دوره جنگ جهانی دوم به چه شکلی بود ؟انواع قرار دادهای نفتی که پس از سقوط مصدق تا پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه نفت به امضا رسیدند را نام برده و توضیح دهید؟

۴-نفت ایررن چه تاثیری در آغاز و تداوم جنگ تحمیلی داشت؟

۵-ماهیت و ساختار سازمان اوپک را توضیح دهید.دوره های عملکرد اوپک به چند دوره قابل تقسیم است؟توضیح دهید.

سوالات میان ترم و پایان ترم مسائل نظامی استراتژیک معاصر/دکر فتاحی زاده

سوالات از کتاب دکتر علرضا ازغندی بود.میان ترم پنج نمره open book و پایان ترم ۱۰نمره لحاظ شده بود.سه نمره کنفرانس و دو نمره فعالیت در کلاس مدنظر بوده است:

دی ماه ۱۳۹۵

سوال میان ترم از فصل اول تا پایان فصل ششم

۱-باتوجه به سرفصل های سوم تا ششم اهداف و رویکرد جمهوری اسلامی ایران  بعد از انقلاب را توضیح دهید؟

سوالات پایان ترم از فصل هفتم تا پایان کتاب به اضافه مطالب سرکلاس بود که عبارتند از:

به ۲سوال از ۳پرسش زیر پاسخ دهید:

۱-جنگ های ناپلئونی چه تحولی در ماهیت جنگ ایجاد کردند؟سهم جنگ داخلی آمریکا در این تحول چه بوده است؟

۲-منظور از جنگ نامتقارن چیست؟چند نوع جنگ در قالب جنگ نامتقارن دسته بندی می شوند و هر کدام از این جنگ ها چه ویژگی هایی دارند؟به صورت کامل این انواع و ویژگی هایشان را شرح دهید؟

۳-سه مرحله ی تکامل استراتژی هسته ای در سال های پس از جنگ جهانی دوم را بصورت کامل توضیح دهید؟

دانشجویانی که در امتحان میان ترم شرکت نکرده اند و یا نمره ی میان ترم خوبی کسب نکرده اند می توانند به دو پرسش زیر پاسخ دهند:

الف)توسیدید،هال،مارکس و مائو در باب جنگ چه نظریاتی را ارائه کردند؟

ب)این ۵مورد را به تفکیک شرح دهید:«بمب اتمی-شکافتی» ،«بمب نوترونی» ،«موشک های کروز» ،«بمب هدروژنی-گداختی» و «سلاح شیمیایی

 

تاریخ امتحان:شنبه ۲۵دی ماه ۱۳۹۵ ساعت ۱۴

۲-

سوالات میان ترم و پایان ترم تحولات ایران/دکتر نیکفر

سوالات میان ترم از کتاب دکتر ازغندی و پایان ترم از کتاب ایران بین دو انقلاب آبراهامیان بود:

محتوای امتحانی میان ترم :کل کتاب ازغندی و پایان ترم از صفحه ۲۰۷ تا پایان کتاب

سوالات میان ترم تحولات:

۱-سیاست دینی محمد رضا شاه را شرح دهید؟

۲-مراحل اصلاحات ارضی را نام برده توضیح دهید؟

۳-سازمان اطلاعاتی و سرکوب محمد رضا شاه را شرح دهید؟

 

سوالات پایان ترم تحولات:

۱-زمینه اصلی(وجوه)مبارزات انتخاباتی مصدق در دهه ۲۰را بنویسید؟

۲-روحانیت مخالف رژیم دهه ۴۲-۵۷به چند دسته تقسیم می شود توضیح دهید؟

۳-عوامل تفوق و برتری امام خمینی ره در مبارزه علیه رژیم پهلوی تحلیل کنید؟

۴-چهار فرضیه دلایل انقلاب اسلامی را شرح دهیدو دلیل بر صدق و کذب بودن نظریه را بنویسید؟

 

سال تحصیلی ۹۵-۹۶

چکیده ای تحلیلی ایران بین دو انقلاب آبراهامیان/احمد باقری بیرمی

از صفحه 207 کتاب به بعد نوشته شده است:

فصل از پادشاهی نظامی به پادشاهی ضعیف و گرفتار

بدین ترتیب دوران سکوت اجباری 16 ساله جای خود را به کشمکش های اجتماعی ، فریاد های نمایندگان پر شور ،روزنامه نگاران سر زنده، رهبرا ن حزبی  و تظاهرکنندگان ناراضی داد و تا آغاز سلطنت نظامی محمدرضاه شاه در مرداد سال 1332 قدرت در بین پنج قطب دست به دست شد: الف) دربار ب) کابینه ج) مجلس د) سفارت خانه های خارجی ه) مردم.

   مسئله اصلی کشور در سال 1320 برای محمد رضاشاه بقای پادشاهی بود. او برای جلب نظر مردم زندانیان سیاسی را بخشید،دست گیرندگان زمان پدرش را آزادکرد،زمین های وقفی را به موسسات مذهبی برگرداند،مراسمات مذهبی را آزاد کرد،دانشکده الهیات را در دانشگاه تهران تأسیس کرد...... .

   در این زمان اشغال کشور دو پایه از سه پایه ی نگهدارنده ی رژیم شاه یعنی بوروکراسی و حمایت دربار را از دست داد در این دوره فروغی ، قوام  و سهیلی نخست وزیر شدند و مجلس 13 و 14 برگزار شد.مجلس 14 از با اهمیت ترین انتخابات بود که 6ماه به طول انجامید . نتیجه ی این انتخابات را نه دولت بلکه نیروهای اجتماعی،احزاب سیاسی،فراکسیون های پارلمانی و طرفداران خارجی تعیین می کند.طی این دوره شش حزب وجود داشت:حزب همراهان،حزب ایران،حزب عدالت،حزب اتحاد ملی،حزب وطن.

    مصدق در این دوره با طرح سه موضوع عمده مبارزه ی انتخاباتی خود را آغاز کرد:

1: برای حفظ استقلال ملی باید سیلست های خارجی نادرست کنار گذاشته شود و سیاست مناسب بی طرفانه ای در پیش گرفته شود.

2: ضرورت تغییر نظام انتخاباتی است.او می گفت تا خانواده های زمین دار مجلس را پر کنند اصلاحات اجتماعی ممکن نیست.شورای های ناظر برانتخابات باید در دست کمیته های غیرنظامی  سرپرستی استادان دانشگاه،آموزگاران و شهروندان تحصیل کرده باشد.

3: موضوع شاه بود.نیرو های مسلح باید از نظارت شاه خارج و به غیر نظامیان و مجلس واگذار شود.

    مجلس 15 با سه فراکسیون عمده آغاز شد.حزب دموکرات با 80 نفر که طرفدار قوام(نخست وزیر وقت)بودند.سلطنت طلبان که طرفدار شاه بودند و سوم طرفداران انگلیس که 25 نفر بودند.دئر این مجلس بین دموکراتها اختلاف پیش آمد و باعث شد رئیس دموکراتها(سردار فاخر حکمت)کناره گیری کند و در نتیجه این گروه دست از حمایت قوام که به شاه مشکل داشت برداشتند و در نتیجه قوام هم استعفا داد.شاه که تا سال 1327 خود را پادشاه مشروطه می نامید کمکم بعد از رفتن قوام وارد سیاست شد و به عزل و نصب وزرا و نخست زیران پرداخت.قدرت یابی شاه شاه دو دلیل داشت:

1:گسترش فزاینده نیرو های مسلح.

2: توازن نیرو ها در مجلس.

   بدین ترتیب  توازن مجلس به نفع شاه شد.پس از سقوط قوام مجلس برای انتخاب نخست وزیر به حکیمی و مصدق رأی دادند که حکیمی با یک رأی بیشتر نخست وزیر شد.در زمان این مجلس بود که شاه وقتی از دانشگاه تهران دیدار می کرد هدف گلوله ی یک یک خبرنگار(خبرنگار روزنامه ی مذهبی پرچم اسلام) قرار گرفت.شاه از این فرصت استفاده کرد و بلافاصله در سراسر کشور حکومت نظامی اعلان کرد،سرکوب مخالفان را شروع کرد،همه ی روزنامه ها و مجلات منتقد دربار را تعطیل کرد،آیت الله کاشانی را به بیروت تبعید کرد و مصدق را هم محدود کرد.اوفورا مجلس موسسان را تشکیل داد که این مجلس به شاه حق دادند که شاه هر وقت بخواهد مجلس را منحل کند.

 

مجلس شانزدهم

روزهای آغازین مجلس شانزدهم باکشمش قانونی بین مصدق  وشاه وبحران شرکت نفت سپری شد.یک روزپیش از سفرشاه به آمریکادرمهرماه 28 جمیتی به رهبری مصدق درکاخ به نبود انتخابات آزاد اعتراض کردند.آنها کمیته ای 12 نفری به رهبری مصدق اختیارکردندتا باهژیر(نخست وزیر وقت)گفتگوکنند.این کمیته به هسته اولیه جبهه ملی تبدیل شد.این جبهه درنخستین بیانیه خود سه خواسته مشخص داشت:

1: برگزاری انتخابات درست وآزاد.

2: لغوحکومت نظامی.

3: آزادی مطبوعات .

   درماههای بعد 4 سازمان به این جبهه پیوستند :

الف) حزب ایران(خواهان حفظ سلطنت مشروطه،برقراری استقلال ملی ، استقرار جامعه سوسیالیستی)

ب) حزب زحمتکشان (خواهان عدم وابستگی ملی وایجاد سلطنت مشروطه).

ج) حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر.

د) جامعه مجاهدین اسلامی به رهبری کاشانی.

بنابراین جبهه ی ملی دو جناح مختلف داشت:

1 : طبقه ی متوسط سنتی- بازار-

2: طبقه ی متوسط جدید -  روشنفکر-

گروه اول محافظه کار، مذهبی ، خداشناس و تجارت پیشه بود.

گروه دوم نوگرا ، غیر مذهبی ، تکنوکرات و سوسیالیست بودند. 

سه علاقه و تعهد مشترک این دو گروه:

1: مبارزه ی مشترک علیه ائتلاف شاه و ارتش.

2: مبارزه با شرکت انگلیسی نفت.

3: عقاید سیاسی و شخصیت فرهمند مصدق.

    جبهه ی ملی در دانشگاه و بازار و شهرستانها طرفدارانی پیدا کرد..آنها در انتخابات مجلس 16 هشت نفر وارد مجلس کردند و این هشت نفر با پشتیبانی طبقات متوسط نه تنها توانستند مجلس بلکه شاه و کل کشور را تحت تأثیر خود قرار دهند بطوریکه که نقل شده شاه بزرگترین اشتباه خود را اجازه ی برگزاری انتخابات آزاد د رتهران در این دوره اعلان کرد.

پس آنکه مجلس شروع به کار کرد سلطنت طلبان ساعد(نخست وزیر وقت)را برکنار کردند و نخست وزیری را به علی منصور دادند سپس بعد از مدت زمانی شاه که نگران حل مسئله ی نفت بود رزم آرا را به نخست وزیری تعیین کرد. رزم ارا کابینه را تغیر داد،مالیات ثروتمنان را افزایش داد،زمینهای دولتی را بین دهقانان تقسیم کرد ولی موضوع اصلی کار رزم ارا مسئله ی نفت بود.جبهه ی ملی دربرابر رزم ارا مقاومت کرد. مصدق در یک سخنرانی اعلان کرد تا ملی شدن کامل نفت نخواهم نشست.آیت الله کاشانی هم از مردم خواست از جبهه ی ملی حمایت کنند و در برابر دشمنان اسلام و ایران بجنگند. در همین ایام رزم آرا به دست یکی از اعضای فداییان اسلام کشته شد. سپس حسین علاء نخست وزیر شد.علاء که در ضدیت با انگلیس معروف بود در انتخاب وزرایش به توصیه ی مصدق عمل کرد. او به کاشانی اجازه ی بازگشت به ایران از تبعید را داد و در مقابله با ملی شدن نفت هیچ گونه اقدامی انجام نداد. در همیت ایام حزب توده به حمایت از مصدق و ملی شدن نفت برخواست و در آخر همین مجلس بود که جمال امامی واگذاری نخست وزیری به مصدق را پیشنهاد داد که در عین ناباوری مصدق این پیشنهاد را پذیرفت.

    پس از نخست وزیر شدن مصدق کانون توجه دیگر نه مجلس بلکه مصدق و خیابانها بود که مرکز قدرت جبهه ی ملی بود . او نخست سراغ مسئله نفت رفت م تأسیسات نفتی خوزستان را در اختیار گرفت و مدیر عاملی آن را به مهندس بازرگان واگذار کرد.در مجلس ، 17 که 30 نفر از 79 نفر مجلس طرفدار جبهه ی ملی بودند،سلطنت طلبان و محافظه کاران طرفدار انگلیس مصدق را به باد انتقاد گرفتند آنها به تفاوت بین تهران و شهرستانها توجه کردند و گفتند مصدق فقط به تهران اهمیت می دهد.

   در 25 تیر 31 وقتی مصدق از حق قانونی خودش برای تغییر وزیر جنگ استفاده کرد شاه نظر او را نپذیرفت و در نتیجه مصدق استعفا داد و شاه را مورد انتقاد شدید قرار داد.این اولین باری بود که یک نخست وزیر شاه را به دلیل نقض قانون اساسی مورد انتقاد قرار می داد و دربار را به دلیل مقاومت در برابر جبهه ی ملی محکوم می کرد. در اینجا حزب توده و آیت الله کاشانی از مردم خواستند در حمایت از مصدق به خیابانها بریزند. بعد از یک تظاهرات گسترده رژیم تیلیم شد و از مصدق می خواهند که یک کابنه ی جدید تشکیل دهند. به این ترتیب مصدق پیروز شد و این پیروزی به عنوان 30 تیر در تاریخ ایران ثبت شد.

    مصدق پیروزی های خود را با حمله های شدید شاه،ارتش،دربار،اشراف زمین دار،مجلس سنا و مجلس شورای ملی دنبال کرد، او سلطنت طلبان را از کابینه اخراج کرد، 30 تیر را روز قیام مقدس ملی و قربانیان آن را شهدای ملی نامید،شاه را از برقراری مستقیم با دیپلمات های خارجی ممنوع کرد،شاهزاده اشرف،خواهر شاه،را که فعالیت سیاسی می کرد وادار به ترک کشور کرد،از هر اقدامی علیه روزنامه های توده خود داری کرد،او نام وزارت جنگ را به وزارت دفاع تغییر داد،15درصد از بودجه ی نظامی را کاهش داد،یکی از بستگان خود را از مقام معاونت وزارت دفاع ملی کنار گذاشت،او 136نفر از افسران ارتش را اخراج کرد،مجلس 17 را منحل کرد و برای مشروع ساختن این انحلال همه پرسی برگذار کرد .در این همه پرسی مصدق از 600/044/2 رای 300/043/2 رای را به دست آورد.او همچنین اعضای فدائیان اسلام را آزاد کرد و حق رای را از زنان گرفت.

اما در نتیجه ی بعضی اقدامات مصدق پشتیبانی طبقه ی متوسط سنتی را از دست داد از جمله دادن وزارت راه و ورارت کشور به رهبران غیر مذهبی حزب ایران،دادن وزارت دادگستری به لطفی ضد روحانی و دادن وزارت فرهنگ به دکتر مهدی آذر که هوادار حزب توده بود.

در شرایطی که مصدق طرفداران سنتی خود را از دست داده بود افسران ارتش اخراج شده مشغول طراحی کودتا علیه او شدند،در 28 مرداد سرلشکر زاهدی با فرماندهی 35 تانک اقامتگاه نخست وزیر را محاصره و پس از 9 ساعت در گیری مصدق را بازداشت کرد.نیروهای مسلح جبهه ی ملی و حزب توده را سرکوب و متلاشی کردند.بدین ترتیب دوران مصدق به سرآمد ومحمد رضا شاه بدون مخالفت سازمان یافته ای حکومت کرد و تاریخ را تکرار کرد.

 

شکل گیری حزب توده (21- 1320)

سوال نویسنده

همانطور که در مقدمه بیان کردیم: در خصوص مباحث مربوط به حزب توده، نويسنده بيش‏تر به دنبال يافتن پاسخ براى اين پرسش بوده است كه «چرا سازمانى آشكارا غيرمذهبى، راديكال، و ماركسيستى در كشورى شيعه‏مذهب با سلطنت سنّتى و حسّ ملّيت شديد توانست به صورت نهضتى توده‏اى درآيد». به عبارت ديگر، سؤال اساسى آبراهاميان در اين بخش، «راز كاميابى حزب توده» به رغم شكست‏هاى پى‏درپى احزاب ديگر است. 
53 نفر : گروهى كه در تاريخ ايران به ۵۳ نفر مشهورند، حلقه اى از جوانان علاقه مند به سوسياليسم بودند كه گرد شخصيت دكتر تقى ارانى و مجله اى كه او به نام دنيا  منتشر مى كرد جمع شدند و در سال ۱۳۱۶ توسط شهربانى رضاشاه به زندان افتادند. ارانى كه در آلمان تحصيل كرده بود، پس از بازگشت به ايران به عنوان معلم مشغول به كار شد و به انتشارمطالب علمى و نظرى در مجله اى به نام دنيا پرداخت. او به سرعت توانست گروهى از جوانان علاقه مند را گرد خود جمع كند. اين گروه با وجود اينكه هنوز وارد فعاليت جدى سياسى نشده بود، در اثر ندانم كارى يكى از اعضا لو رفت و همه اعضاى آن دستگير و محاكمه شدند. دكتر ارانى، رهبر گروه در زندان درگذشت ولى بازماندگان گروه پس از فروپاشى ديكتاتورى رضاشاه توانستند حزب توده ايران را تشكيل دهند.حزب توده به سرعت به بخش بزرگى از اهداف اوليه اش دست يافت. هنوز سال ۱۳۲۰ به پايان نرسيده بود كه اعضاى باقى مانده ۵۳ نفر آزاد شدند، حزب دو روزنامه منتشر كرد، پليس فعاليت حزب را به رسميت شناخت و برنامه موقت حزب انتشار يافت. به علت جلوگیری از مخالفت روحانیون، وجود ممنوعیت عقاید اشتراکی سال 1310، عدم وجهه ی مناسب کمونیسم و سوسیالیسم و اتحاد شوروی بین مردم و به علت تبلیغات حکومتی و کوچک بودن طبقه کارگری و میل به جذب اصلاح طلبان و ترقیخواهان علاوه بر رادیکال ها و انقلابیون،خود را در آغاز کمونیسم معرفی نکردند.حزب توده در آغاز با رهبری سلیمان اسکندری و 27 نفر باقیمانده از 53 نفر آغاز به کار کرد. ايرج اسكندرى، عضو برجسته هيأت مؤسس، در نخستين كنگره حزب كه يك سال پس از تأسيس برگزار مى شد در مورد هدف درازمدت حزب گفت: «هدف حزب توده متحد كردن توده ها، كارگران، دهقانان، تجار، صنعتگران و روشنفكران مترقى است. البته اين طبقات از نظر اقتصادى تفاوت دارند. مثلاً در حالى كه كارگران چيزى غير از نيروى كار خود ندارند، صنعتگران كنترل ابزار توليدشان را در دست دارند و دهقانان هم قطعه زمينى دارند و يا در آرزوى به دست آوردن آن هستند.«

اين حزب حدود دو هفته پس از كناره گيرى رضاشاه از سلطنت  توسط گروهى از زندانيان سياسى سابق كه اعضاى گروه معروف ۵۳ نفر بودند تشكيل شد و تا سال ها يكى از تأثيرگذارترين گروه هاى سياسى در عرصه سياست ايران بود.  در این حزب بر لزوم «مرکزیت نیرومند» و «رفتار دموکراتیک» صحه گذاشته شد.

اجرای تصمیمات به طور متمرکز اما تدوین آن به صورت دموکراتیک انجام می گرفت.اعضای کمیته ی مرکزی موقت حزبتوده:اسکندری،یزدی،الموتی،بهرامی،نوشین،کباری،اعزازی و....
اعضا عمدتاً از روشنفکران نسل جوان فارسی زبان مقیم تهران بودند.
این حزب از آبان 21 تا مرداد 23 در شمال گسترش یافت و از مرداد 23 تا 25 در جنوب.این حزب برای گروههای مختلفی چون زنان، کارگران، دهقانان، پیشه وران و صنعتگران، طبقه ی متوسط حقوق بگیر، برناه هایی در جهت آزادی و راحتی این اقشار مطرح و همه ی این گروهها را در حزب عضو کرد. حزب توده فعالیت خود را با فرا خواندن مردم به ایجاد جنبش توده ای علیه دیکتاتوری رضاشاه آغاز کرد بدون اینکه به وابستگی طبقاتی اعضای خود توجهی داشته باشد.اما طی سالهای بعد بخشهای محدودتری از مردم را مخاطب خود قرار داد.در کنگره اول خواسته ها و شکایت های کارگران ،دهقانان،روشنفکران،تجار و پیشه وران را بیشتر مطرح کرد تاحقوق عمومی شهروندان را. طی 4سال بعد مخاطبان او محدودتر شدند و این حزب خود را نماینده ی پرولتاریا و دهقانان بی زمین عنوان کرد. این حزب روشنفکران و کارگران مرفه را(طبقه ی متوسط حقوق بگیر)را به عضویت خود هم دراورد و علایق و مسائل روشنفکران(مهندسان،اساتید،دانشجویان،نویسندگان و افسران ارتش) رادرروزنامه ها،مجلات و نشریات خود انعکاس داد.این حزب توانسته طیف گسترده ای از کارگران را زیر چتر خود دراورد ودر اکثر شهرها اتحادیه ها و سازمانهای کارگری ایجاد کند و برای رفاه حال کارگران و دهقانان فعالیت انجام دهد و به کمک همین کارگران توانسته اعتصابات سراسری و گسترده ای در کشور ایجاد کند. اما با وجود تلاشهای زیاد نتوانسته شمار زیادی از اعضای طبقه ی متوسط مرفه(تجار کوچک،مغازه داران،بازرگانان،صنعتگران و علمای رده پایین)را جذب کند و ناکامی آن به دو موضوع برمیگشت: الف) تضادهای اقتصادی میان کارگران و کارفرمایان. ب) قضاوت های ایدئولوژیک میان اسلام علما و رادیکالیسم غیر دینی مارکسیست حزب توده.حزب همچنین نتوانسته روستاییان را بسیج کند یکی به این دلیل که آموزه های منفعل اسلام دهقانان را ناآگاه و تقدیر باور بار می اورد و دیگر به این دلیل که می گوید تاریخ چنان بر شاخه های دهقانان سنگینی می کندکه آنها ظلم وستم را طبیعی قلمدادمی کنند و وضع موجود را می پزیرند البته یکی از دلایل شکست حزب را پاسخ مثبت ندادن همین دهقانان روستایی به حزب بود.

اهداف حزب

هدف حزب توده متحد کردن توده ها-کارگران،دهقانان،تجار،صنعتگران و روشنفکران-مترقی بود. این گروه چهار هدف اولیه داشت:

1 : به رسمیت شناختن حزب توده ایران به عنوان یک سازمان قانونی.

2 : انتشار روزنامه.

3 : تهیه و تدوین برنامه ای جهت جذب دموکراتها،سوسیالیست ها،کمونیست ها و مارکسیستها بدون برانگیختن مخالفت علما.

4 : آزادی زندانیان سیاسی.

ایدئولوژی حزب توده مشروطه خواهی،سوسیالیسم و ناسیونالیسم هست.

   برنامه آنها مبتنی بر لزوم محو آثار دیکتاتوری رضاشاه ، حراست از قانون، آزادی های مدنی و حقوق انسانی...... بود.

حزب توده نخستین کنفرانس خود را د رمهرماه 1321 در تهران برگزار کرد.در این کنفرانس پیشنهاد های ویژه ای داده شد.

برای کارگران: هشت ساعت کار روزانه،پرداخت مزد برای روز جمعه و روزهای تعطیل،اضافه کاری و ممنوعیت کار کودکان و بیمه ی از کار افتادگی وعده داد شد.

برای دهقانان: توزیع زمینهای دولتی و سلطنتی،خرید املاک خصوصی و فروش دوباره ی آنها به دهقانان  بی زمین و حذف خراج ها و تعهدات اربابی وعده داد شد.

برای زنان: تأمین حقوق سیاسی،کمک ها ی رفاهی به مادران تنگ دست و دستمزد برابر برای کار برابر وعده داد شد.

درقوانین حزبی به نیازبه یک مرکزقدرتمند و رفتار دموکراتیک تأکید می شد.بیشتراعضای رهبری حزب توده را روشنفکران نسل جوان فارسی زبان ساکن تهران تشکیل می دادند.

   این حزب کم کم دراستا نهای دیگر شمالی وجنوبی گسترش یافت ودرمشهد،گیلان، اصفهان و خوزستان سازمانهای حزبی تشکیل داد.در مجلس هم حضور پیدا کرد بطوری که در مجلس 14 توانست 23 عضو وارد مجلس کند. این بیست وسه نامزد، با کسب حدود 200000 رای بیش از 13درصد آرای کل کشور و دوبرابر آرای هر حزب سیاسی دیگر را به خود اختصاص دادند .برای اولین بار بود که یک سازمان تندرو غیر مذهبی، از پشتیبانی مردمی برخودار شده بود. به گفته مقامات انگلیسی، مبارزه انتخاباتی نشان داد که حزب توده با سازمان منسجم و خطرناک خود می تواند به نارضایتیهای طبقات پایین دامن بزند و ضرورت اصلاحات اجتماعی را به موضوعی مهم تبدیل کند. آنها همچنین موفق به انتشارشش روزنامه ی اصلی شدند: رهبر، مردم و رزم آرا در تهران، راستی در مشهد، آذربایجان در تبریز و جودت در اردبیل.

البته مهمترین موفقیت حزب در سازماندهی کارگران بود که توانست 4 اتحادیه ی کارگری را در هم ادغام کند و 100هزار نفر در آن عضو شوند. کنسول انگلیس در تبریز هشدار میدهد که حزب توده با اتحادیه های کارگری خود حکومت محلی را کاملا فلج کرده است و احتمال دارد که شهر را بدست بگیرد.

   شگفت انگیزتزین موفقیت حزب در استان خوزستانبود.حزب پس از 4سال فعالیت مخفی در بین شرکت نفت در روز کارگر سال 1325 موفق به سازماندهی یک راهپیمایی 80هزار نفری د رآبادان شد.

   اوج پیروزی های حزب د رزمان نخست وزیری قوام بود که سرپرستی سه وزارت خانه را به سه نفر از اعضای حزب توده واگذار کرد یعنی وزارت بهداری به کشاور ز،وزارت فرهنگ به یزدی و وزارت پیشه و هنر به ایرج اسکندری.

سرکوب حزب توده (28-1325)

دولت انگلیس که به قدرت رسیدن حزب توده را دور از انتظار نمی دید آماده شد تا حزب را ضعیف کند. عشایر وایلات را تحریک کرد تا حکومت خودمختار طرفدار غرب تاسیس کنند، کشتی های جنگی خود را به آبادان فرستاد ونیروهای مسلح را در عراق تقویت کرد و....

    اما شورش های عشار در جنوب،چرخش شدید قوام به راست و تسلط دوباره بر استانهای شمال غربی، نقطه آغاز 4 سال سرکوب حزب بود.عشایر مسلح کرمان،فارس،سیستان دفاتر حزب را غارت کردند و افراد فعال در اتحادیه ها ی کارگری را فراری دادند. در اصفهان نظامیان دفتراصلی حزب را اشغال کردند.د رخوزستان نظامیان رهبران حزب را تبعید کردند شرکت نفت بیش از هزار نفر کارگر را بیرون کرد .د رکرمانشاه 12 تظاهر کننده کشته شدند. د رتهران دولت با برقراری حکومت نظامی هم گردهمایی های خیابانی را ممنوع کرد،اعتصابات عمومی را سرکوب کرد،دستور داد تا سران حزب را به جرم تحریک مردم به شورش دستگیر کند. هرچند دولت به حزب توده به ویژه شعبه های استانی و اتحادیه های وابسته و شورشیان مسلح ضربه شدیدی وارد کرد، حزب را به طور کامل منحل نکرد.این کار دلایل گوناگونی داشت. قوام امیدوار بود که شابد روزی بتواند حزب توده را علیه شاه به کار گیرد.همچنین شاید نمی خواست با غیر قانونی اعلام کردن حزب توده، مخالفت روسها را بر انگیزد.

در مورد دلایل شکست حزب توده، اسحاق اپریم، اقتصاددان جوان آشوری، در جزوه حزب توده

   علی رغم این اقدامات حزب هرگز از بین نرفت آنها به صورت مخفیانه به عمر خود ادامه دادند،روزنامه منتشر کردند بطوری که در سالهای 1330 تا 1332 به قدرت بسیار دست یافته بود  و در بحث ملی شدن صنعت نفت به شدت از مصدق حمایت کردند و د رجریان قیام 30تیر مردم را به تظاهرات دعوت کرده بودند.آنها در سال 1332 به مناسبت روز کارگر در همه ی شهرهای بزرگ راهپیمایی برگزار کردند،در 25 مرداد سال32 همزمان با فرار شاه به خارج از کشور طرفداران آنها به خیابنها ریختند ومجسمه های رضا شاه و محمدرضا شاه را پایین آوردند و خواستار برقراری جمهوری شدند.

    شاه بعد از بازگشت به ایران مایل نبود کوچکترین فرصتی به حزب توده دهد  و از سال 1332 تا سال 1337 رژیم به یک رشته عملیات پلیسی سازمان زیر زمینی توده را متلاشی و بیش از سه هزار نفر ازاعضای آن را دستگیر کرد  و عده ای از رهبران آنها اعدام و عده ای حبس ابد شده اند بطوری که که در سال 1338 از آنها چیزی باقی مانده نبود.

 

پایگاه طبقاتی حزب توده

این حزب با توسل کلی به همه ی مردم، صرف نظر از طبقه و به منظور اتحاد در جنبشی عمومی علیه دیکتاتوری رضاشاه تشکیل شد ولی در سال های بعد کم کم محدود شد و به محرومیتهای خاص کارگران، دهقانان، معلمان، روشنفکران و صنعتگران و بعد هم به طور خاص به پیشگامی پرولتاریا و دهقانان بی زمین تأکید کرد. با این همه طبقه ی متوسط جدید بود که رده های بالا، پایین و میانی حزب را تشکیل می داد.
پس طبقه ی متوسط جدید یکی از پایگاههای طبقاتی حزب توده بود که عمدتاً رده های بالایی حزب را هم به خود اختصاص داده بود.
- طبقه ی بعد طبقه ی متوسط حقوق بگیر است با انجمن ها و اتحادیه های مختلف.
(روشنفکر در این زمان به معنی طبقه ی متوسط رادیکال خواهان تغییرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.)
- طبقه ی کارگر شهری: جنبش کارگری پیکره ی کوه حزب توده بود. شورای متحده کارگری و اتحادیه های کارگری از این طبقه اند.
- طبقه ی متوسط مالک و توده ی روستایی از جمله گروههایی بودند که حزب توده با وجود تمام آرمانهایش نتوانست در میان آنها توفیقی پیدا کند. عدم همراهی روستاییان و دهقانان با حزب، شکست خوب را از لحاظ جامعه شناختی قابل پیش بینی می کرد.

پایگاه قومی حزب توده
از لحاظ قومی، حزب توده توجه چشمگیری به مسیحیان داشت و علی رغم وعده ی حقوق کامل شهروندی و اصلاحات برای همه، حزب در میان بهاییان، سنی ها، یهیودیان و زرتشتیان توفیق چندانی نداشت. علل توفیق حزب در میان مسیحیان:
1) حدود 75 درصد مسیحیان شهرنشین بودند و حزب توده هم در شهرها گسترش زیاد داشت.
2) بخش عمده ی مسیحیان را کارمندان، متخصصان، صنعتگران ماهر و مزدبگیران شهری تشکیل می دادند.
3) شعار حزب توده، برابری مسلمان و غیر مسلمان بود.
دومین گروه قومی گسترده در حزب توده، آذری ها، بودند. علل گرایش آنان به این حزب:
1) سنت رادیکالیسم که از انقلاب مشروطه در آنجا بوده و مردم با آن آشنا بودند.
2) میزان شهرنشینی: آذربایجان تعداد قابل توجهی کارمند اداری، متخصص و کارگر شهری داشت. تعداد 12 شهر در آذربایجان وجود داشت که بیشترین تعداد شهر در استان های کشور بود.
3) تغییرات جمعیتی: بیشترین رشد جمعیتی راداشت به طوریکه در تمام کشور می شد آذری ها را یافت.
4) تأثیرات خارجی: زبان مشترک با آذربایجان شوروی حربه ی با ارزش تبلیغاتی برای روسها بود.
البته گسترش حزب در آذربایجان نه تنها مسئله ی قومی را حل نکرد بلکه بر عکس آن را وارد حزب کرد.
5) نظام سیاسی مستقر: از سلطنت در حال تنازع تا سلطنت نظامی
این بخش با توضیحی درباره ی قوام آغاز می شود. وی در دوره ی نخست وزیری اش 4 امتیاز عمده داشت.
1) مورد اعتماد شوروی بود. 2) آمریکا نیز جهت مقابله با شوروی وی را تواناترین سیاستمدار می دانست.
3)وی و حامیانش بسیاری از وزارتخانه های مهم را در اختیار داشتند.
4) طبق قانون مجلس، تا تخلیه ی کشور از قوای اشغالگرد، انتخاب مجلس معوق می ماند پس شاه بدون ایجاد آشوب نمی توانست وی را عزل کند.
قوام حزب دموکرات ایران را برای مبارزه با سلسله ی پهلوی و از طرف دیگر با امید به بسیج کردن اصلاح طلبان غیر کمونیست و ایجاد وزنه ی تعادلی در برابر حزب توده ایجاد کرد. که حزب از تمام اقشار گروههای بالا و پایین جامعه عضو داشت.

مجلس 15: این مجلس 3 فراکسیون اصلی داشت:
1) دموکرات با 80 کرسی در اکثریت بود. به رهبری حکمت.
2) سلطنت طلبان با 30 کرسی به رهبری بیات.
3) گروه هوادار انگلستان با 25 نفر به رهبری مدنی و طاهری.
پراکندگی در میان اعضای حزب دموکرات باعث اختلاف آنان شد. با کناره گیری حکمت از قوام به اصرار دوستانش، وی پس از 2 هفته سقوط کرد.
پس از سقوط قوام شاهد و ورود شاه به کانون عرصه ی سیاسی کشور هستیم این ورود را دو عامل 1) توسعه ی مداوم نیروی مسلح و 2) تعادل نیروها در مجلس، توجیه می کند.
مجلس 16 وقف مبارزه ی قانون اساسی بین مصدق و شاه و بحران مربوط به شرکت نفت ایران و انگلیس می شد.
شاه به عرصه ی سیاست بازگشته بود ولی ضعفهای عمده داشت:
1) مردم را به یاد پدر مستبدش می انداخت 2) در مسئله نفت با انگلستان حقایله نکرده بود.
2) وابسته به آمریکا بود.
در آستانه ی مجلس 16 مصدق و یارانش سعی در ایجاد حزب جبهه ملی کردند. تقاضاهای آنان در قالب این حزب عبارت بود از : انتخابات عادلانه. لغو حکومت نظامی و آزادی مطبوعات.
4 حزب: ایران – زحمتکشان – ملت ایران و جامعه مجاهدین اسلامی به حزب پیوستند و هر چند هریک خط مشی جدا از دیگری و بعضاً متناقض با دیگری داشت ولی همگی با هم حمایتی سازمان یافته از مصدق به عمل آوردند.
پس جبهه ی ملی نماینده ی دو نیروی مختلف بود:
طبقه ی متوسط سنتی (بازار) طبقه ی متوسط جدید (روشنفکران)
این دو نیروی نا همگون با سه علقه گرد آورند: مبارزه ی روش به روش با دربار و ارتش – مبارزه با شرکت نفت انگلیس – اصول سیاسی و شخصیت پر جاذبه ی مصدق.
در مجلس 16 اکثریت سلطنت طلبان. جبهه ی ملی را در اقلیت قرار داد.
شاه رزم آرا را برای حل مسئله نفت و ایجاد شکاف بین حزب توده و جبهه ی ملی از طرق مختلف، بر سر کار آمد. وی در این مجلس لایحه ای انجمن های ایالتی و ولایتی را تقدیم مجلس کرد. که این لایحه با ترور وی مسکوت ماند و ترس نمایندگان باعث شد به شاه اجازه ی انتخاب نهضت وزیر دیگری را ندهند.
سپس مصدق همان طور که انتظار می رفت نخست وزیر شد.
مصدق به مسئله ی نفت پرداخت و اولین نخست وزیری بود که به دلیل نقض قانون اساسی از علناً از شاه انتقاد کرد و خواهان تعیین وزیر جنگ توسط خودش شد. مردم نیز به شدت از وی دفاع کردند و مصدق با قیام 30 تیر پیروز شد و در پی این پیروزی ضرباتی به شاه ارتش زمینداران و مجلسین وارد کرد.
با این وجود توهم قدرت مصدق گمراه کننده بود. وی در عین وعده ی اصلاحات، بین کاهش قیمت نفت افزایش بیکاری و ترقی قیمت ارزاق گرفتار بود.
در هر صورت شکاف وسیع بین طبقه ی متوسط جدید و سنتی در درون جبهه ی ملی و بیگانگی فزاینده ی افسران ارتش ارشد سازمان کشوری باعث شد مصدق در معرض شبیخون افسران ارتش قرار گیرد. 
در اختلاف بین اعضای جبهه ی ملی مصدق با جانبداری از طبقه ی متوسط متجرد حمایت سه گروه را که نماینده ی بازار بودند از دست داد. در همان حال افسران سلطنت طلب طرح کودتا می ریختند.
این افراد کمیته ی «نجات وطن» با عضویت اصلی سه لشکر زاهدی تشکیل دادند و با پشتیبانی آمریکا مصدق را ساقط کردند.
اکنون شاه بدون مخالفتی سازمان یافته به حکومت می پرداخت، مثل پدرش.
تاریخ دوره کامل زده بود.حزب توده تنها حزبی بود که خواهان برابری اجتماعی سیاسی بین مسلمانان و غیر مسلمانان بود تنها حزبی بود که به انتشار نشریات ارامنه وآسوری پرداخت این حزب از غیر مسلمانان هم عضو میگرفت وهیچ تبعیضی قائل نشد.

 

سیاست توسعه ناهمگون

تثبیت قدرت (42-1332)

شاه پس از کودتا 28مرداد32قدرت خود را تثبیت کرد ورهبران کودتا را به مناسب کلیدی گمارد (من جمله سرلشگر زاهدی نخست وزیر، بختیار فرماندار نظامی تهران و هدایت رئیس ستاد ارتش شدند). او 145میلیون دلار از امریکا وام گرفت تا دولت را از ورشکستگی نجات دهد، روحیه سلطنت طلبان را بالا ببرد، به جامعه ای تجاری اعتبارو اطمینان دهد، از تجارب سازمان اطلاعاتی اسرائیل،سیا و اف بی آی برای تشکیل پلیس مخفی (ساواک)استفاده کرد،حزب توده و جبهه ملی را از بین برد،میزان بودجه نظامی و تعداد نیروهای مسلح را زیاد کرد،دو حزب بله قربان(حزب ملیون به رهبری اقبال)و حزب چشم قربان (حزب مردم به رهبری علم)را ایجاد کرد،اختیار دو مجلس ملی و سنا را در دست گرفت،شمار نمایندگان را از 136 به 200 و دوره آن را از 2 سال به 4 سال افزایش داد.گرچه برخورد شاه با طبقه روشنفکر و کارگر قاطعانه بود ولی با طبقه متوسط بازار و طبقه متوسط سنتی محطاطانه برخورد میکرد.او و همسرش ثریا به اماکن متبرکه میرفتند،آیت الاه کاشانی را آزاد کرد.اما این سیاست دو گانه به دلیل بحران شدید اقتصادی و فشار امریکا برای اصلاحات ارضی به هم خورد این مشکلات موجب بی ثباتی رژیم شد. در این چند سال نخست وزیری به زاهدی،اقبال،امامی و امینی رسید.

شاه در این دوره علی رغم تنفر از امینی با فشار امرکا او را به نخست وزیری انتخاب کرد.امینی فورا مجلس 20 را منحل میکند،بختیار که رئیس ساواک بود را از کشور اخراج مکیند،با جبهه ملی گفتگو میکند،او چند تا از وزرا را تغییر میدهد که مهمترین تغییر دادن وزارت کشاورزی به ارسنجانی بود ارسنجانی فورا اصلاحات ارضی را شروع کرد.

قانون اصلاحات ارضی سه ماده داشت:

1.زمین داران هر زمینهای کشاورزی مازاد از یک ده شش دانگ را به دولت بدهند.

2.غرامت زمین داران محاسبه و طی ده سال پرداخت میشود.

3.زمینهایی که دولت میخرید میبایست بلافاصله به کشاورزانی که روی همان زمین کار میکردند فروخته شود و نخست از آزربایجان شروع کرد.

دولت امینی پس از 14 ماه سفوط میکند به چند دلیل:

1: اقدامات تندرو او نارضایتی عمومی را تشدید کرد.

2: جبهه ملی پشتیبانی از او را مشروط به انحلال ساواک و انتخابات آزاد کرد

3: اینکه امریکا در بحث کاهش بودجه جانب شاه را گرفت.

شاه بلافاصله علم را جایگزین امینی میکند،شاه با بهره برداری از اصلاحات ارضی طرح انقلاب سفید شش ماده ای (تقسیم اراضی-ملی کردن جنگلها-ایجاد سپاه دانش-اعطای حق رای به زنان-......)اعلام کرد وبا برگزاری یک همه پرسی  به آن مشروعیت داد.نتایج همه پرسی بر اساس گزارشات دولت 9/99 درصد به نفع شاه بود.

اما بیهودگی این تلاشها در خرداد 42 که هزاران تن از اقشار مختلف به خیابانها ریختند آشکار شد در این قیام چهره یک مخالف سرسخت جدید به نام آیت الله خمینی آشکار شد این مخالف جدید از ایجاد حکومت اسلامی صحبت میکرد.او بدون رد کلی اصل سلطنت رضا شاه را مسئول بدرفتاری با علما دانست،او به سه دلیل از مبارزه های سیاسی دهه های 20 و 30 بر کنار ماند:

1.ترس از کمونیسم.

2.رفتار تحقیر آمیز ملی گرایان به ویژه مصدق نسبت به روحانیون.

3.جلوگیری آیت الاه بروجردی که تا دهه30 پشتیبان مهم شاه بود.

اما پس از در گذشت آیت الله بروجردی او از این محدودیت ها رها شد.

وی از رژیم به دلیل رواج فساد،تقلب در انتخابات،نقض قانون اساسی،سرکوب احزاب و

مطبوعات سیاسی،از بین بردن استقلال دانشگاه،تشویق غرب زدگی،تضعیف و نابودی اعتقادات اسلامی مردم و...انتقاد کرد.

   قیام خرداد 42 سه روز به طول انجامید و به دیگر شهرها،اصفهان،شیراز،مشهد و تیریز کشیده شد، صدها وهزاران تن زخمی و شهید شدند.پس از قیام،شاه رهبران جبهه ملی را دستگیر و آیت الاه خمینی را به ترکیه تبعید کرد و بعد به عراق.بدین ترتیب شاه یکبار دیگر مخالفان را تار و مار کرد ولی خاطره کشتار 42 آ تش زیر خاکستر باقی ماند تا در فرصتی مناسب شعله ور شود.

 

توسعه اقتصادی و اجتماعی (56-42 )

دو نظر متفاوت در تبیین عوامل ریشه ای انقلاب اسلامی عنوان شده :

1.نظر طرفداران رژیم:انقلاب اسلامی بدون سبب روی داد که روند نوسازی شاه برای مردم سنت زده و واپسگرا او بیش از حد گسترده و شتابان بود(توسعه بیش از حد).

2.اما تفسیر مخالفان رژیم:نوسازی ناکافی شاه و دولت دست نشانده سازمان سیا بودن او در عصر ملی گرایی،بیطرفی و جمهوری خواهی علل اصلی انقلاب بود (توسعه نیافتگی).

اما به نظر نویسنده کتاب این دو تفسیر نادرست یا به تعبیری نیمه درست هستند.

به نظر او علت وقوع انقلاب این بود که شاه در حوزه اقتصادی اجتماعی نوسازی کرد و در نتیجه طبقه متوسط جدید و طبقه کارگر صنعتی را گسترش داد اما نتوانست در حوزه دیگر یعنی حوزه سیاسی نوسازی نماید،شاه راههای ارتباطی میان نظام سیاسی و مردم را بست،شکاف بین نیروهای اجتماعی و گروههای حاکم را بیشتر کرد.

در سال 56 شکاف میان نظام اقتصادی- اجتماعی توسعه یافته و نظام سیاسی توسعه نیافته آنچنان عریض بود که فقط یک بحران اقتصادی می توانست کل رژیم را متلاشی کند.

از نظر نویسنده،انقلاب نتیجه توسعه ناهمگون بود.

توسعه اجتماعی اقتصادی بیشتر به واسطه افزایش روز افزون قیمت نفت عملی شد .

میزان درامد نفت در سال چهل و دو 555 میلیون دلار و در سال پنجاه وشش به 38 میلیارد دلار رسید.تولید ناخالص ملی در سال 41 به 8 در صد رسید و در سال 52 به 30 در صد.

در برنامه عمرانی اول سیستم حمل ونقل،بخش کشاورزی بویژه اصلاحات ارضی مورد نظر بود،در برنامه های سوم و چهارم بیش از 9/3 میلیارد دلار صرف امور زیربنایی شد،دراین دوره حجم واردات 400 درصد افزایش داشت،تولید برق از 500 میلیون وات به5/15 میلیارد کیلو وات افزایش یافت،800 کیلومتر راه آهن ریل گذاری شد،20000 کیلومتر راه ساخته شد،در این دوره 2/1 میلیارد دلار به بخش کشاورزی داده شد که مقداری برای تامین اصلاحات ارضی بود و مقداری برای احیای اراضی و پرداخت یارانه برای استفاده از تراکتور و کود های شیمیایی بود.

در اوایل دهه 50 دو طبقه در روستاها وجود داشت:

1.مالکان غایب(خانواده سلتنطی،اوقاف، تجار)در این دوره مالکان غایب از ده 80 درصد اراضی قابل کشت ایران را داشتند.

2.زمینداران مستقل(دهقانان)در این دوره به 1638000 خانواده زمین داده شد که 76 درصد از جمعیت کشاورزان روستایی مستقل بودند.

در برنامه دوم و سوم از تخصیص 5/2 میلیلارد به صنعت دو هدف عمده داشتند:

1.تولید کالاهای مصرفی مورد نیاز بازارهای داخلی .

2.تشویق ر شد صنایع مادر و واسطه ای بویژه نفت،گاز،زغال سنگ،مس.

در این دوره شمار کارخانه ها از 1902 کارخانه به 7980 کارخانه رسید.

پیامد این انقلاب صنعتی تولید فزاینده برخی از مواد و کالاهی مهم بود.

    در برنامه سوم و چهارم و توسعه 9/1 میلیارد دلار هم به بخش منابع انسانی تخصیص داده شد ، در نتیجه شمار تختهای بیمارستانی از 24 به 48 هزار ،درمانگاهها از 700 به 2800،پزشکان 4500 به 12750 افزایش یافت.این بودجه های هزینه شده در بخش منابع انسانی وضعیت آموزش کشور را بهبود بخشید در این دوره شمار دانش آموزان از 1545000 به 5041000 رسید.اینها به طور کلی باعث افزایش جمیعت به ویژه در بخش شهری شد در دهه 50 جمعیت شهری ایران 4 طبقه مهم داشت:

1.طبقه بالا که کمتر از یک هزار نفر است (خانواده پهلوی-خانواده های اشرافی-اشراف سرمایه داری-سرمایه دارهای قدیمی-سیاستمدارهای قدیمی).

2.طبقه متوسط مرفه که تقریبا یک میلیون نفر بودند(مغازه داران-تاجران- بازرگانان-روحانیان).

3.طبقه متوسط حقوق بگیر(مهندسان-کارمندان اداری- آموزگاران).

4.طبقه کارگر:طبق بعضی آمارها تعداد این گروه بین سالهای 42 تا 55 پنج برابر شده است .     

 

 

توسعه نیافتگی سیاسی (56-42)

   شاه هرچند ساختار اجتماعی و سیاسی را نوسازی کرد اما برای توسعه نظام سیاسی، اجازه شکلگیری گروههای فشار،ایجاد فضای باز سیاسی برای نیرو های مختلف اجتماعی،ایجاد پیوند میان رژیم و طبقات جدید و...تلاش زیادی نکرد.او به جای نوسازی سیاسی قدرتش را همانند پدرش بر روی سه ستون نیروهای مسلح،شبکه های حمایتی دربار و دیوانسالاری دولت قرار داد.وی شمار نظامیان را از 200000 نفر در سال 42 به 410000 نفر در سال 56 رساند بودجه سالانه ارتش را از 293 میلیون دلار در سال42 به 2/7 میلیارد دلار در سال 55 رساند. او تا سال 56 میزان 12 میلیارد دلار تسلیحات خرید به طوری که در سال 55 بزرگترین نیروی دریایی خلیج فارس،پیشرفته ترین نیروی هوایی خاور میانه و پنجمین نیروی نظامی بزرگ جهان در اختیار داشت.او همچنین به رفاه افسران به شدت توجه کرد.او توجه شدیدی به ساواک کرد تا به تعبیر چشم و گوش شاه و مشت آهنین شاه معروف شد.برای اینکه حمایت دربار را از دست ندهد حقوق و مزایای هنگفت برای آنها در نظر گرفت.برای توسعه دیوانسالاری هفت وزارتخانه جدید (در کل 19 تا)154 هزار کارمند(در کل 304 هزار)به کابینه اضافه کرد.تعداد استانها را از 10 به 23 رساند در نتیجه این رشد دولت توانست در زندگی روزمره شهروندان عادی کاملا نفوذ کند.

علاوه بر این سه ستون او یک ستون دیگر هم اضافه کرد: دولت تک حزبی.

او دو حزب ایران نوین و حزب مردم را ترکیب کرد و حزب رستاخیز را ایجاد کرد و گفت هر کس به این حزب نپیوندد از هواداران حزب توده است و باید ایران را ترک کند و یا به زندان برود،دبیر کل این حزب هویدا بود که 13 سال نخست وزیر هم بود. بنیان گذاران آن : الف)جوانان تحصیل کرده علوم سیاسی  ب) کمونیستهای پیشین شیرازی که حزب توده را ترک کرده بودند و فکر میکردند تنها راه ایجاد ثبات سیاسی، ایجاد دولت تک حزبی است که واسطه دولت و مردم است. در حالی که حزب، ابزار نظارت بر توده ها شده بود نه حلقه واسط فشار جامعه بر دولت یا بالعکس.

اهداف آن:تقویت رژیم،نهادینه کردن هر چه بیشتر سلطنت،و فراهم ساختن پایگاه اجتماعی برای دولت.

ابزارهای آن:بسیج مردم،به انحصار دراوردن حلقه های ارتباطی میان حکومت و جامعه،تشدید نظارت بر کارمندان،کارگران و از همه مهمتر نفوذ روز افزون دولت در بازارهای سنتی و موسسات مذهبی.

آنها پنج روزنامه منتشر کردند :رستاخیز،رستاخیز کارگران،کشاورزان،جوان واندیشه های رستاخیز.

رشد و گسترش حزب رستاخیز دو پیامد عمده داشت:

1.تشدید تسلط دولت بر طبقه حقوق بگیر متوسط،طبقه کارگر،شهری و توده های روستایی.

2.نفوذ حساب شده دولت در بین بازاریان و نهادهای مذهبی برای نخستین بار در تاریخ ایران.

     حزب رستاخیز شاه را چونان رهبر معنوی و سیاسی معرفی میکرد و علما را مرتجعان سیاسی قرون وسطایی نامید.تاریخ شاهنشاهی جدید 2535 ساله را به جای تقویم اسلامی به کار برد،زنان را به نپوشیدن چادر در دانشکده ها تشویق میکرد،اعلام کرد تنها اداره اوقاف مجاز به انتشار کتاب های مذهبی است،سن ازدواج دختران را به 18 سال و پسران را به 20 سال رساند،به زنان حق درخواست طلاق داد و مردان را از طلاق بدون دلایل معتبر منع کرد،به زنان اجازه بیرون کار کردن بدون اجازه شوهرانشان را داد.

    بعد از اعلامیه آیت الله خمینی درباره دوری از حزب رستاخیز این حزب روحانیون را دستگیر کرد:از جمله آیت الله منتظری، آیت الله زنجانی،آیت الله کنی،حجت الاسلام خامنه ای ، حجت الاسلام لاهوتی و حجت الاسلام طاهری.

 

مخالفان

بعد از کودتای 1332 پرده آهنین به دور حوزه سیاست ایران کشیده شد و در یک آرامش اجباری به سر برد.شاه این آرامش را نشانه رضایت مردم و مشروعیت رژیم قلمداد کرد و مخالفان آنرا آرامش پیش از طوفان.این پرده آهنین تنشهای اجتماعی را پنهان کرد اما در محو کامل آنها ناکام ماند چرا که مخالفان با وجود نظارت شدید پلیسی راه خود را تا زمان مناسب ادامه دادند.

حزب توده

پس از کودتای 32 قدرت آن(حزب توده)بسیار کاهش یافت اما به زندگی خود ادامه داد تا نقشی هر چند کوچک در انقلاب اسلامی داشته باشد.

 

چهار عامل افول حزب:

1.ضربه های شدید نیرو های امنیتی رژیم.

2.جنگ روانی شدید بر ضد حزب توده.

3.دگرگونی های اجتماعی حاصل از نوسازی سریع.

4.مرگ،پیری و ترک رهبران حزب و در نتیجه تضعیف آن.

حزب در اوایل دهه 50 به موفقیت هایی دست یافت به طوری که برای 16 اذر 32 هر ساله دست بهتظاهرات گسترده می زد.

جبهه ملی

بیشتر رهبران جبهه ملی که در شهریور 32 دستگیر شدند در سال 33 ازاد شدند. مهدی بازرگان و آیت الاه طالقانی دو نفر از اعضای جبهه ملی بودند و از نزدیک با مصدق همکاری کردند. جبهه ملی در سالهای بعد فعال شد و روزنامه اختر را منتشر کرد ودر سال 44 به دو جناح رقیب تبدیل شد:

1.جبهه ملی دوم به دنبال برقراری دولت دمکراتیک غیر مذهبی بودند.

2.جبهه ملی سوم (نهضت آزادی،حزب ایران و جامعه سوسیالیستها)انها با ایت الاه خمینی در عراق رابطه خوبی داشتند.

نهضت آزادی

این گروه نقش موثری در انقلاب داشته اند و این به واسطه روابط نزدیک نهضت با آیت

الله خمینی و هم توانایی های بازرگان و طالقانی در جذب مردم بود.

هدف:پاسخ به نیازهای دینی و اجتماعی و ملی مردم است.ما مسلمانیم،ایرانی،مشروطه خواهو مصدقی.

مسلمانیم زیرا میخواهیم عقایدمان را از سیاست جدا کنیم ایرانی زیرا به میراث ملی خود احترام میگذاریم مشروطه خواهیم زیرا آزادی اندیشه،بیان و اجتماعات را خواستاریم مصدقی هستیم زیرا استقلال ملی را میخواهیم.

این گروه در سال42 رسما منحل شد ولی به فعالیت های خود ادامه داد.

رهبران آن: بازرگان،طالقانی،سحابی(عزت الله و یدالله)صادق طباطبایی،ابراهیم یزدی،مصطفی چمران.

سازماندهندگان اصلی نهضت و انجمن اسلامی دانشجویان در فرانسه صاذق قطب زاده و بنی صدر بودند.

اما روشنفکر برجسته،جامعه شناس علی شریعتی است.او را روشنفکر اصلی انقلاب اسلامی نامیده اند.

او به زبان تمثیل و کنایه صحبت میکرد. از نظر او اسلام یک ایدئولوژی انقلابی است که همه حوزه های زندگی بویژه سیاست را در بر میگیرد و به همه مومنان الهام میبخشدتا با استثمار،استضعاف و بی عدالتی اجتماعی مبارزه کنند.

او در آثارش به دو موضوع تاکید دارد :

1.مارکسیسم که روشنفکران ایرانی پذیرفتند.

2.تفسیرهای نادرست از اسلام بویژه تفسیر محافظه کارانه غیر سیاسی که برخی روحانیون به توده ها القا میکردند. به این خاطر هم در بین مقامات دولتی و هم در بین روحانیون بحث انگیز بود.برخی او را ملکم خان جدید خواندند،برخی او را مارکسیسم اسلامی نامیده اند و گروهی گفتند نظریه های او پاسخ مسلمانان به مارکسیسم بود.

برخورد شریعتی با مارکسیسم رابطه مهر و کین بود از یک سو او میگفت انسان نمیتواند بدون شناخت

مارکسیسم جامعه و تاریخ تمدن را درک کند.او همچنین این دیدگاه مارکس که تاریخ بشر تاریخ مبارزه

طبقاتی است را میپذیرد اما میافزاید که مبارزه بر سر قدرت سیاسی است نه دارایی های مادی.

از سویی دیگر او برخی احزاب مارکسیست ارتدوکس را مورد انتقاد شدید قرار میدهد به نظز او این احزاب قربانی قانون آهنین دیوانسالارانه هستند و شور انقلابی خود را از دست داده اند.

شریعتی حتی هرگاه از بازگشت به اسلام حرف میزند از علمای سنتی همواره انتقاد میکند تا تفاوت دیدگاه خود با برداشت روحانیت محافظه کار را از اسلام روشنتر کند.او علمای محافظه کار را به باد انتقاد میگیرد و آنها را به همکاری با طبقه حاکم ودر نتیجه تبدیل آن به مذهبی محافظه کارانه متهم میکند.از نظر او مفسران راستین مذهب و نمایندگان واقعی اسلام روشنفکران هستند.شریعتی کم کم هزاران طرفدار به دست آورد.

مخالفان روحانی

مخالفان روحانی سه دسته بودند:

1.علمای غیر سیاسی محطاط(آیت الله خویی،آیت الله احمد خراسانی،آیت الله مرعشی نجفی)از نظر آنها روحانیون باید از کار کثیف سیاست دوری کنند و به مسائل معنوی بپردازند.اما در سالهای 54 تا56 به دلیل سیاستهای دولتی نامطلوب به عرصه سیاست کشیده شدند.

2.روحانیون مخالف میانه رو(آیت الاه گلپایگانی،ایت الاه میلانی،آیت الاه کاظم شریعتمداری و آیت الاه زنجانی)این گروه گرچه با حق رای زنان و اصلاحات ارضی رژیم مخالف بودند ولی ترجیح دادند با شاه ارتباط داشته باشند تا از این طریق بتوانند سیاست های حکومت را تعدیل کنند.آنها خواستار سرنگونی دولت نبودند بلکه فقط خواستار اجرای کامل قانون اساسی مشروطه و برپایی سلطنت مشروطه حقیقی بودند.

3.روحانیون مخالف تندرو:(به رهبری آیت الله خمینی،آیت الله منتظری،آیت الله بهشتی،آیت الله مطهری،حجت الاسلام هاشمی و حجت الاسلام خامنه ای)اینها هیچ گونه ارتباطی با دولت نداشتند،هدف آنها ایجاد یک شکل جدید حکومت اسلامی است.

آیت الله خمینی آشکارا شاه را با یزید مقایسه میکرد و هدف خود را آشکارا انقلاب سیاسی و حکومتی آرمانی که در آن علما همه حوزه های اجتماع را دردست ذاشته باشند بود/ از نظر او علما با در دست گرفتن دولت و اعمال قدرت سیاسی برای ایجاد شرع و جامعه اسلامی است و این راه را تنها با نابودی ظلم وستم و فساد وخیانت میداند.او نهاد سلطنت را ضد اسلام میدانست چرا که پیامبر اعظم پادشاهی موروثی را شیطانی و کفر آمیز خوانده.

او سعی کرد همه گروههای مخالف را-به جز مارکسیستهای ملحد-با خود همراه کند و مواظب بود بیش از حد به گروههای خاصی نزدیک نشود مثلا هنگامی که در سال 47 آیت الاه مطهری به سخنرانیهای ضد روحانی شریعتی مخالف کرد ولی آیت الاه خمینی به علت محبوبیت شریعتی موضعگیری نکرد. او توانست بازاریان،روحانیون،روشنفکران،فقرای شهری،نهضت آزادی،جبهه ملی وگروههایی از سازمانهای چریکی را با خود همراه کند.آیت الاه خمینی را اغلب یک روحانی سنتی مینامند ولی از نظر نظریی سیاسی و استراتژی پوپولیستی مذهب گرا نوآوری مهمی در ایران پدید آورد.

سازمانهای چریکی

این گروهها که الهام بخش مبارزه مسلحانه با رژیم بودند به پنج دسته تقسیم میشوند:1.فداییان خلق ایران 2.مجاهدین خلق ایران 3.مجاهدین مارکسیست4.گروههای کوچک اسلامی محلی5.گروههای کوچک مارکسیست.

فداییان خلق

پیشینه آنها به اواسط دهه 40 میرسد ولی از سال 1350 شروع به فعالیت کردند و استراتژی آنها جنگ چریکی بود.آنها از دو دسته تیم روستایی به رهبری بیژن جزنی و تیم شهری به رهبری احمد زاده تشکیل شدند.آنها مناطق کوهستانی استان گیلان را برای مبارزه چریکی انتخاب کردند و در همانجا به وسیله برادر شاه موقتا از بین رفتند.آنها در سال 55 به دو شاخه ی اکثریت به رهبری حمید اشرف و با هدف ادامه مبارزه مسلحانه تا شکلگیری یک قیام توده ای و شاخه اقلیت که هدف آنها خودداری از درگیری مسلحانه وگسترش فعالیتهای سیاسی و برقراری پیوند نزدیک با حزب توده بود.

سازمان مجاهدین خلق

پیشینه آن مثل فداییان خلق به اوایل دهه 40 باز میگردد اما در حالی که اعضای فدائیان خلق از حزب توده و جناح مارکسیست جبهه ملی بودند،اعضای سازمان مجاهدین خلق را جناح مذهبی جبهه ملی بویژه نهضت آزادی تشکیل دادند.این سازمان عملیات نظامی خود را از مرداد ماه 1350 آغاز کرد.نخستین عملیات آنها برای بر هم زدن جشنهای پر خرج 2500 ساله شاهنشاهی طراحی شده بود .آنها پس از بمب گذاری در تاسیسات برق تهران نه تنشان دستگیر شدند آنها از نهضت آزادی کمک مالی گرفتند ایدئولوژی که آنها از اسلام میگرفتندبا ایدئولوژی فدائیان خلق تفاوت چندانی نداشت.آنها بعدا از اسلام دست کشیدند و مارکسیسم را انتخاب کردند چرا که از نظر آنها مارکسیسم فلسفه انقلاب راستین دارد ایدئولوژی اسلام برای طبقه متوسط است ولی مارکسیسم ایدئولوژی رستگاری و رهایی

طبقه کارگر است.

 

انقلاب اسلامی(اردیبهشت56تاخرداد57)

در اواسط دهه 50 به نظر میرسد در نتیجه رضایت ناشی از درآمدهای نفتی مردم همه چیز آرام است و رژیم نهادهای خود را چنان محکم کرده که در برابر فشارها قدرتمند است.اما دو بحران غیر منتظره این محاسبات را بی اعتبار ساخت:

1.بحران اقتصادی به شکل تورم:تورم که در اواسط دهه 40 تقریبا صفر شده بود در دهه 50 کم کم آشکار شد که چند عامل داشت:

الف:کمبود مسکن و هجوم بیش از 60 هزار تکنیسین خارجی با حقوق و درآمد بالا

ب:پیشی گرفتن میزان جمعیت به میزان رشد

ح:افزایش دستمزد در مناطق روستایی

و...

رژیم بدون توجه به پیچیدگیهای تورم مسئولیت تورم را به دوش تجار انداخت و نخست به سراغ آنها رفت و چند نفر را دستگیر کرد ولی وقتی که فهمید در اشتباه است سراغ مغازه داران و تجار خرده پا رفت و بر قیمت بیشتر کالاهای آنها نظارت کرد و گندم،شکر،قند،و گوشت به میزان زیادی وارد کرد .ساواک 250 هزار نفر را جریمه کرد.23 هزار بازرگان را تبعید،80 هزار مغازه دار را زندان و 180 هزار تاجر دیگر را توبیخ کرد.در اینجا بازاریان در جستجوی یاور و پشتیبان به سوی علما رفتند.

2.بحران نهادی ناشی از اعمال فشارهای خارجی بر شاه مبنی بر تعدیل کنترل های سیاسی و رعایت حقوق بشر. در این زمان سازمان عفو بین الملل از وضعیت حقوق بشر مخالفان رژیم در ایران انتقاد کرد و خواستار رعایت آن شد و کمیسیون حقوق بشر هم از این وضعیت ابراز نگرانی کرد و رژیم را متهم کرد.

وقتی جیمی کارتر در آمریکا رئیس جمهور شد از ایران میخواهد که حقوق بشر که شعار انتخاباتی او بود را رعایت کند.همزمان گروههای ایرانی خارج از کشور نیز کمیته های حقوق بشر برای افشای جنایتهای رژیم تشکیل دادند.

  شاه بنا به دلایلی به فشارهای خارجی پاسخ مثبت نشان داد زیرا نمی خواست روابط ویژه ی خود با امریکا و دسترسی به تسلیحات امریکا را از دست دهد و همچنین نمی خواست تصویر اصلاح گر پیشروی خود را از دست دهد.او نظلرت ها یلیسی را کم کرد،357 نفر از زندانیان را آزاد کرد،به صلیب سرخ جهانی اجازه ی بازدید از زندانهای ایران را داد، همچنین به وضعیت زندانها رسیدگی کنند،نماینده ی سازمان عفو بین الملل را به حضور پزیرفت..... .

بافروکش کردن نظارت،مخالفان صدای خود را بالاتر بردند.از سال 1356 به بعد 53حقوق دان،40 شاعر ونویسنده و سه نفرا از سران جبهه ی ملی(سنجابی،فروهر،بختیار)در نامه ای به رژیم از وضعیت حاکم ابراز نگرانی شدید کردند و آنها کانون وکلا،کانون نویسندگان و جمعیت دفاع از آزادی را تشکیل دادند.

سازمانهای سیاسی قدیم و جدید با مشاهده این وضعیت دست به کار شدند.جبهه ی ملی تشکیل شد و نشریه ی خبر نامه را منتشر کرد.بازرگان نهضت آزادی را تشکیل داد و خواستار اجرای قانون اساسی مشروطه شد.رحمت الله مقدم مراغه ای نهضت رادیکال را تشکیل داد.حزب توده به کمک فداییان خلق شبکه هایی در تهران،رشت،آبادان دایر کرد و روزنامه ی نوید را منتشر کرد.تا اواخر آبان 56 فعالیت های مخالفان به صورت نوشتن نامه،انتشار روزنامه،بیانیه و اعلامیه و تشکیل گروه های جدید بود اما 28 آبان 56 پلیس برگزاری شب شعرکانون نویسندگان در دانشگاه آریامهر(صنعتی شریف) به شرکت 10هزار دانشجو را به هم زد و یک دانشجو کشته شد.تظاهرات در تهران ادامه یافت که تا 16آذر،روز دانشجو،ادامه یافت.

در 17 دی روزنامه اطلاعات د رمقاله ای به روحانیون بویژه آیت الله خمینی توهین کرد. دراعتراض به این اقدام حوزه ی علمیه و بازار تعطیل شد و 4هزار طلبه در اعتراض به خیابانها ریختند و 2نفر(به گفته ی خبرگزاری های رژیم) و به گفته ی مخالفان 70 نفر کشته شد.در همین حین آیت الله خمینی مردم را به برگزاری تظاهرات بیشتر فراخواند و کار طلبه ها را تحسین کرد.برای برگزاری مراسم چهلم این فاجعه دانشگاها بسته و مراسم یاد بود برگزار شد که در تبریز این مراسم به خاک و خون کشیده شد که 6 نفر(به گفته ی خبرگزاری های رژیم) و به گفته ی مخالفان رژیم 300 نفر  و به گفته ی شاهدان خارجی 100 نفر کشته شد.

در مراسم چهلم شهدای تبریز دوباره بازارها و دانشگاها تعطیل و در 55 شهرمراسم برگزار شد که در یزد پلیس5نفر(به گفته ی خبرگزاری های رژیم) و به گفته ی مخالفان 100 نفر کشته شد و در مراسم چهلم شهدای یزد در 24 شهر به خشونت کشیده شد که در قم 22 کشته(به گفته ی خبرگزاری های رژیم) و به گفته ی مخالفان 250 کشته و 600نفر زخمی کشته شده اند.

رژیم برای رویارویی با این بحران سه استراتژی در پیش گرفت:

1: تهدید های خشونت آمیز و ترساندن رهبران مخالفان غیر مذهبی.

2: کنار گذاشتن برخی از سیاست های که موجب خشم بازاریان و روحانیون شد.

3: جمشید آموزگار(نخست وزیر وقت)کوشید تا هزینه روز افزون زندگی را پایین آورد.

از خرداد 57 فقرای شهری وکارگران کارخانه ها دست به اعتصاب و تظاهرات زدند.نخستین اعتراض و تظاهرات آنها 31تیر در مشهد بود که چهل نفر کشته می شود و در اصفهان در نتیجه ی یک اعتراض خیابانی 100 به ضرب گلوله کشته شده اند ودر 28مرداد سینمای کارگرنشین رکس آبادان به آتش کشیده شد و400 زن و مرد کشته شده اند.

شاه بلافاصله آموزگار را برکنار کرد و امامی را جایگزین کرد.امامی دست به اقدامات

گسترده و ظاهر فریب زد ولی کارساز نبود .د ر16 شهریور نیم میلیون د رتهران تظاهرات کردند که به 17 شهریور و 11 شهر دیگر کشیده شد  ونتیجه ی آن دریای خون در تهران و فوران آتش در تهران بود و هلیکوپتر های رژیم کوهی از اجساد را به جای گذاشتند.د راین روز 400 هزار نفر کشته شد این روز به جمعه سیاه در تاریخ ثبت شد. شاه در این مدت دست به اقدامات گسترده برای راضی کردن مردم و مخالفان زد ولی هیچ چیز جلو خشم ملت دوام نیاورد.بعد از جمعه سیاه ایت الله شریعت مداری مستقیما بر ضد شاه موضع گرفت.

   اواخر مهربه دنبال اعتصابات بازارها،دانشگاهها،دبیرستانها،بیمارستانها، بانکها، ادارات،راه آهن،روزنامه ها،فرودگاه ها،کارخانه ها،وزارت خانه ها....... د رتهران تعطیل شدند و همه خواستار بازگشت امام خمینی و پایان حکومت استبدادی بودند.د رحالی که اعتصابات اقتصاد کشور را فلج کرده بود این موج به بقیه ی شهرهای هم کشید شد. شاه دوباره برگ زیتون نشان داد ولی مردم ومخالفان بی اعتنا با کار خود ادامه دادند. در اوایل آبان دکتر سنجابی به نمایندگی از جبهه ی ملی و مهندس بازرگان به نمایندگی از نهضت آزادی روانه ی پاریس و دیدار به ایت الله خمینی شده اند و علنا از ایت الله خمینی پشتیبانی کردند.

   درماه محرم سوگواری و برگزاری مراسم از طرف رژیم منع شد ولی ایت الله شریعت مداری گفته برای انجام مراسم مذهبی به اجازه ی شاه نیازی نداریم.آیت الله طالقانی از مردم خواست شب هنگام فریاد الله اکبر بزنند. در سه روز اول محرم در تهران 700 نفر کشته شد و در قزوین 135 نفر به زیر تانک رفتند و د رمشهد 200 دانش آموز دبیرستانی به ضرب گلوله د رجلوی خانه ی یکی از علما کشته شده اند. راهپیمایی روز عاشورا به رهبری دکتر سنجابی و آیت الله طالقانی  و با حضور 2میلیون نفر در تهران برگزار شد که یک پیام در بر داشت: رژیم ناتوان از ایجاد نظم و قانون د رجامعه است و چاره ای جز کنار کشیدن ندارد.

   درهمین ایام بختیار نخست وزیر شد او در یک سخنرانی از آیت الله خمینی تعریف و تمجید کرد اما امام فریب این تمجید ها را نخورد و مردم را تا سرنگونی رژیم و بختیار به اعتراض و تظاهرات دعوت کرد.در 26 دی ماه شاه از کشور رفت و مردم د رخیابانها جشن گرفتند.د ر12 بهمن آیت الله خمینی درپی استقبال 3 میلیونی به به تهران بازگشت. سر انجام در روز یک شنبه 22 بهمن 57 بعد از دو روز درگیری در تهران انقلاب اسلامی با سرنگونی کامل سلطنت 2500 ساله به پیروزی رسید.


احمد باقری بیرمی

 برای دانلود pdfکل کتاب اینجا کلیک کنید

خلاصه 80 صفحه اول کتاب جهان سوم دکتر ساعي

مقصود ازسیاست طیفی وسیع ازفعالیتهاست که با روند ونهادهای حکومت یا دولت همراهند اما درزمینه گسترده تری ازروابط قدرت وکشمکش برسرآن جای میگیرند(1)مراد از جهان درحال توسعه مناطقی است که پیش از این مستعمره قدرتهای غربی بوده اند . این مناطق صنعتی شدن دیرهنگام و سطوح بالا و پیوسته فقررا آزموده اند و شامل آفریقا آسیا کارائیب خاورمیانه و آمریکای جنوبی اند...

 

ادامه نوشته

ارزیابی و تحلیل میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان فارس

نویسنده: زنگی آبادی،علی؛ اکبری،محمود(استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری منطقه ای دانشگاه یاسوج)

چکیده مقاله

بهبود زندگی انسان هدف غایی برنامه های توسعه است. پژوهش حاضر در راستای نیل به این هدف با استفاده از تکنیک های تحلیل عاملی و خوشه ای به سطح بندی فضایی و تحلیل میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان فارس مبادرت کرده است. روش تحقیق از نوع کمی و تحلیلی بوده، جامعه آماری را شهرستان های فارس و شاخص های مورد بررسی 43 مورد بوده است. نتیجه حاصل از به کارگیری تحلیل عاملی، تقلیل شاخص های پژوهش به شش عامل نهایی است که 060/73 درصد واریانس را توضیح می دهد. با توجه به شاخص ترکیبی به سطح بندی شهرستان های استان فارس در پنج گروه مبادرت شده است: سطح بسیار توسعه یافته: شهرستان شیراز؛ سطح توسعه یافته: شهرستان های خرمبید، آباده و ارسنجان؛ سطح تا حدودی توسعه یافته: شهرستان های سپیدان، لامرد، ممسنی، اقلید و بوانات؛ سطح کمتر توسعه یافته: شهرستان های خنج، لار، جهرم و استهبان؛ سطح محروم: شهرستان های نیریز، فیروزآباد، کازرون، مهر، داراب، پاسارگاد، فسا، مرودشت، قیر وکارزین، فراشبند و زرین دشت. نتایج سطح بندی ها نشان می دهد که وضعیت سنجی شاخص های مورد بررسی در شهرستان های فارس حکایت از نابرابری و عدم تعادل دارد. شهرستان شیراز به دلیل داشتن مرکزیت سیاسی در استان برتری خود را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره حفظ کرده است. درنهایت با توجه به سطح توسعه هر یک از شهرستان ها راهکارهایی برای برنامه ریزی شاخص های توسعه ارایه شده است.

برای خواندن کامل مقاله اینجا را کلید کنید

سوالات پایان ترم درس نظام سیاسی در اسلام و ایران دکتر اکوانی

سال تحصیلی 95-96

1-نظریه سلطنت اسلامی غزالی را تعریف کنید؟

2-رویکرد امتناع و امکان را در نظریه مردم سالاری دینی تبیین کنید؟

3-نظریه شوراکراسی در حکومت اسلامی را تحلیل کنید؟

4-مفاهیم زیر را تعرییف کنید؟

الف)امارت استکفا

ب)فقه المقاصد

ج)حکومت دینی

د)امور حسبیه

✅سوالات پایان ترم روابط بین الملل ۲-دکتر باقری

کانال دانشجویان علوم سیاسی-یاسوج:

✅سوالات پایان ترم روابط بین الملل ۲-دکتر باقری

۱-سه نقطه متمایز نوکارکردگرایی از کارکردگرایی را توضیح دهیدو بنویسید از نظر نوکارکردگرایی همگرایی چگونه بوجود می آید؟

 

۲-برای بر طرف کردن بحران به چه نکاتی باید توجه کرد باذکر مثال توضیح دهید؟

 

۳-دیدگاه فمنیست های لیبرال و پساتجددگرا در بحث علم و شناخت و مبانی معرفت شناسی را با یکدیگر مقایسه کنید؟

 

4-نگاه فمنیست ها نسبت به مفهوم توسعه به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی روابط بین الملل را توضیح دهید؟

سوالات درس حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران-سال 95-دکتر رفیعی

سوالات پایان ترم دکتر رفیعی قهساره  

*کسانی که از 20 نمره امتحان میدهند به 5 سوال پاسخ دهند و کسانی که از 15 نمره امتحان می دهند به 4 سوال پاسخ بدهند.

1-شیوه های مختلف اعمال قوه مقننه در ایران را نام ببرید.ارکان قوه مقننه و ترکیب آنها را توضیح دهید.مجلس شورای اسلامی چند هیئت رئیسه دارد؟(نحوه انتخاب اعضای هریک را توضیح دهید؟) 

2-نحوه ی سوال و استیضاح مجلس از رئیس جمهور و وزرا به شکلی می باشد؟ 

3-شرایط و صفات مقام معظم رهبری را  نام ببرید؟شورای موقت رهبری چه زمانی تشکیل می شود و اعضای آن چه افرادی هستند؟ 

4-رئیس جمهور در چه شرایطی و به شکلی می تواند عزل شود؟د رچه شرایطی رئیس جمهور می تواند برای وزارتخانه سرپرست انتخاب کند؟فرق وزیر و سرپرست وزارتخانه چیست؟ 

5-فرایند بازنگری قانون اساسی ایران به چه شکل است؟اعضای شورای بازنگری چه کسانی هستند؟(سوال از کتاب قانون اساسی)

دانلود خلاصه ی کتاب فرهنگ و تمدن اسلامی/دکتر علی اکبر ولایتی

tamadon

برای دانلود جزوات اینجا را کلیک کنید(شامل همه ی بخش درس نیست+word)

برای دانلود pdfکامل همه ی جزوات بخش درس اینجا را کلیک کنید+pdf

برای مطالعه نقد کتاب اینجا را کلیک کنید

علل رکود درونی و بیرونی تمدن اسلامی(بخش7)+پاورپوینت

جزوه پنج جلسه اول نظام سیاسی دراسلام ایران-دکتر اکوانی+WORD

جزوه جلسه اول نظام سیاسی و دولت در اسلام و ایران-استاد اکوانی

 

آیا الگویی از دولت و نظام سیاسی وجود دارد؟وقتی از الگوی دولت صحبت می کنیم دو منظور داریم:

۱-الگوی عملی دولت و نظام سیاسی

۲-الگوی نظری دولت و نظام سیاسی

الگوی عملی:وقتی تاریخ اسلام را بررسی می کنیم از قرن اول هجری تا دوره معاصر ادامه می دهیم می بینیم که می توانیم الگوی عملی در دولت و نظام سیاسی اسلام استخراج کنیم،مثل نظام سیاسی و دولت خلافت

۲-الگوی نظری:بجای اینکه تاریخ تحولات سیاسی-اجتماعی از صدر اسلام بررسی کنیم به اندیشه های اندیشمندان بپردازیم و این را بررسی کنیم که آیا اندیشمندان مسلمان ،فیلسوفان،شریعتمداران،اندرزنویسان که دارای رویکرد عملی-تجربی هستند آیا این ها در مورد نظریه ی دولت و نظام سیاسی و دولت در اسلام سخن گفته اند یا خیر؟

فایل ورد:دانلود

برای مطالعه کلیه جزوات به ادامه مطلب مراجعه کید.

ادامه نوشته

خلاصه فصل شانزدهم(الغای خلافت) اندیشه های سیاسی در اسلام و ایران/دکتر قادری

الغای خلافت

الغای خلافت در ترکیه در سال 1924میلادی است.عثمانی ها با به قدرت رسیدن خود مهم ترین نمایندگان قدرت سیاسی مذهبی دینی جوامع اسلامی بودند.

آشفتگی های داخلی و شکست های پیاپی از روسیه تزاری  عقب نشینی از سرزمین های اروپایی خود کاهش استیلا بر سرزمین های عربی بویژه مصر و قردت گرفتن دولت های غربی باعث انحطاط عثمانی ها شد.شکست اصلاحات داخلی در قرن 19 بتدریج ترکان را متقاعد کرد که به نفع یک دولت ترک از تهدات اسلامی خود بکاهند.و ترکان جوان پس از جنگ جهانی اول و از بین رفتن امپراتوری ترکیه جدید با رهبری مصطفی کمال معروف به آتاتورک شکل گرفت.و مسلمانان تحت نظارت کشور های اروپایی فرانسه انگلستان قرار میگیرفتند.واقعه ی مهم از فروپاشی عثمانی الغای خلافت بود.و در سال 1924 ترکان بطور رسمی پایان خلافت عثمانی رااعلام کردند که بیانگر وجود بحران در نظام سیاسی مسلمانان و آموزه های حکومتی آنان بود.برخی بدنبال الغای خلافت نامزد خلیفه مسلمین شدند از جمله حسین شریف مکه بود که خود را خلیفه خواندولی مسملمانان هند و مصر بدلیل همکاری با انگلیسی ها این مقام را برای وی مناسب ندیدند.و در این بین سوالاتی ذهن اندیشمندان سنی را مشغول کرد که آیا جز خلافت اشکال دیگری از حکومت از جمله جمهوریت با اسلام سازگار است و آیا خلافت به گونه ای دیگر را میتوان بوجود آورد؟

که آرا و اندیشه های سه نفر یعنی رشید رضا اقبال لاهوری و علی عبدالرزاق اشاره کرد:

رشید رضا :شاگرد محمد عبده بود اهل سوریه و در مصر اقامت
داشت.در سال 1920 رئیس کنگه ملی سوریه شد و آموزه های ناسیونالیستی عرب را به
همراه خود داشت.رساله اصلی رشید رضا در مورد خلافت الخلافه و الامامه العظمی
بود.وی دنباله روی سیدجمال و عبده بود.از نظر وی اسلام ضامن امر و شان حکومت است و
برای اجرای مقررات اسلام نیازمند حکومت است.حکومت در اسلام با ملت است و کارها با
شورا اداره میشود.ولی در تفسیر اولی الامر معتقد است که شامل اهل حل و عقد و
دانایان به امور جامعه است.وی خلافت ترکان را نوعی انحراف از اصول دادگرانه اسلامی
ارزیابی میکند و خواهان انتقال خلافت با استفاده از شیوه ی اهل حل و عقداست که
نمایندگی مردم را بر عهده دارند.وی خلافت بر اساس استیلا را تا زمان یکه قواعد شرع
رعایت شود را برای جلوگیری از فتنه وآشوب میپذیرد.خلیفه مورد نظر رشید رضا یک
مجتهد است اما با توجه به رای اهل حل و عقد و این شخص مانند امام عظمی عهده دار
پیوند جوامع اسلامی است.

اقبال لاهوری:مسلمانی هندی که در برابر الغای خلافت واکنش نشان داد. و آن را پذیرفت و جدای دین از دولت را قبول ندارد.ولی از کارایی نبودن خلافت با توجه به تشتت میان جوامع اسلامی و با توجه به مقتضیات  زمان موافق است.وی همسو با حزب اصلاح ترکیه و رهبر آن سعید حلیم پاشا معتقد است که باید اسلام را از گرایش قومی آزاد کرد و حقایق آزادی و برابری را احیا نمود.و وی خلافت را نهاد مفید و مناسبی مدنظر قرار نمیدهد.و همانگونه که اصل قریشی بودن مقبولیت خود را از دست داد خلافت نیز بدلیل کارآیی نداشتن مانعی بر سر تحولات آزادی خواهان شده بود.به اعتقاد اقبال باید به نهضت آزادی خواهانه و بدست آوردن استقلال و تحقق رشد خود را جزء ای از جامعه اسلامی قلمداد کرد.

عبدالرزاق:وی پیوند میان سیاست و دیانت را بطور کلی از هم جدا کرد.وی از بحث الغای خلافت نظام سیاسی اهل سنت را زیر سوال برد.و وی با بررسی در باب ادله اثبات حکومت مرتبط با شریعت یعنی خلافت یا امامت بر اساس الزامات شرعی باشد وی بر این باور بود که حکومت و دین هیچ ربطی به یکدیگر ندارند.کتاب وی الاسلام و اصول الحکم است وی تمام ادله و آیات و روایات را مورد تردید قرار میدهدو جوری بررسی میکند که نشان دهد حکومت از دین جداست.وی در مورد الی الامر آن را همان صحابه زمان پیامبر میداند و تعمیم آن به عصر های بعد از پیامبر را نمیپذیرد.وی اقدامات پیامبر در مدینه برای تشکیل حکومت را نمیداند و معتقد است که دعوت پیامبر دعوتی دینی بود و ادعایی در تاسیس دولت و زمامداری از سوی ایشان نبوده است.وی اسلام را از هرگونه نظام سیاسی خاص مبرا میداند و مسلمانان آزادند که براساس عقل بشریو تجارب انسانی خود نظام سیاسی تشکیل دهند که خیر و سعادت آنان را تامین کند.

خلاصه کلی کتاب مقاومت شکننده تحولات سیاسی اجتماعی ایران/جان فوران+pdf

برای دانلود pdfمطلب زیر اینجا را کلیک کنید

 

این کتاب بعد از بیان مقدمه،به بررسی نظریات توسعه‏ پرداخته و یک نظریه تلفیقی از آنان به دست می‏دهد.با استفاده از این نظریه،فوران در سه بخش به بررسی:1-ساختار اجتماعی و دگرگونی اجتماعی در ایران ماقبل سرمایه‏داری یعنی سال‏های‏ 1500 تا 1800 میلادی،2-ساختار و تحول اجتماعی در ایران عصر قاجار یعنی سال‏های 1800 تا 1925 میلادی و 3-ساختار و دگرگونی اجتماعی در ایران پهلوی وبعد یعنی سال‏های 1925 تا 1991 میلادی میپردازد.

در بررسی نظریات توسعه،به نظریات توسعه‏نیافتگی و تو سعه‏ وابسته اشاره می‏کند که براساس این نظریات در کشورهای جهان‏ سوم،هرچند رشد اقتصادی ایجاد می‏شود اما این رشد معمولا با پیامدهای منفی نظیر تورم،عدم اشتغال،مسائل بهداشتی،نارسایی‏ در آموزش و پرورش و غیره همراه می‏شود.در واقع برنامه‏های‏ توسعه در کشورهای جهان سوم موجب پیشرفت و رفاه اقلیتی از مردم جامعه در برابر اکثریت محروم میشود.در ارتباط با نظریات‏ توسعه وابسته،نظریه نظام جهانی والرشتاین( Wallerstein ) و نظریه والرشتاین نظام جهانی از یک هسته مرکزی و یک منطقه‏ حاشیه‏ای تشکیل شده و در نظریه وجوه تولید استفاده ازمفاهیمی‏ چون صورتبندی اجتماعی و وجوه تولید مطرح می‏باشد.از نظر فوران با تلفیق این دو نظریه میتوان به رابطه اقتصاد جهانی با طبقه‏های اجتماعی و شیوه تولید در کشورهای جهان سوم دست‏ یافت.برای بررسی دگرگونی اجتماعی در ایران او از نظریاتی که‏ دو مفهوم کلیدی فرهنگ و دولت را مدنظر دارند استفاده میکند که‏ عمدتا توجه او به نظریه اسکاکپول( Skopol )است.طبق‏ نظریه وی دولت یک مقام اجرایی درراس سازمان است و به عنوان‏ دریافت‏کننده و توزیع‏کننده درآمد عمل میکند.در ایران دولت و پادشاهی در هم ادغام شده و در واقع یک ماهیت طبقاتی به خود گرفته که همین ماهیت موجب سقوط آن شده است.الگوی‏ تلفیقی فوران در مجموع به این صورت است:زمانی که از مقابله‏ نظام جهانی با وجوه تولید داخلی سخن به میان می‏آید نیاز به یک‏ دولت سرکوبگر است و این دولت سرکوبگر باعث ایجاد فرهنگ‏های سیاسی مختلف و مخالف می‏شود و این امر موجب‏ جنبشهای اجتماعی می‏گردد و در نتیجه ساختار جدید اجتماعی‏ ایجاد می‏شود.نمودار شماره 1 الگوی دگرگونی اجتماعی از دیدگاه‏ فوران را نشان می‏دهد.

بخش نخست کتاب درباره ساختار اجتماعی ایران در سالهای‏ 1800-1500 میلادی است.در این دوره فوران به بررسی ماهیت‏ دولت،ساختار اقتصادی و ساختار اجتماعی،مفایهم ایدئولوژیکی‏ عصر صفویه و دگرگونی آن پرداخته است.در مورد ماهیت دولت‏ در این دوران میگوید:سه نهاد کلیدی در اختیار دولت بود: 1-دستگاه دیوانی،2-حکومت ایالتها و 3-ارتش.بلند پایه‏ترین‏ نویسنده کتاب در ارتباط با رویارویی‏ ایران با غرب و جایگاه آن در نظام‏ جهانی با استفاده از پنج نگرش‏ محوری جامعه‏شناختی یعنی:نظام‏ جهانی،الگوی وابستگی،وجوه تولید، ماهیت دولت و فرهنگ‏های سیاسی، تحولات اجتماعی ایران را مورد بررسی قرار داده است

تأکید فوران بر طبقات اجتماعی و مفروض گرفتن اهمیت اجتماعی‏ یکسان این پدیده در کلیهء جوامع از جمله مشکلات نظری این تحقیق‏ می‏باشد

فوران در نتیجه‏گیری از تحولات‏ دوران قاجار می‏گوید:بخش‏ دهقانی و ایلاتی که تهیه و تولید عمده محصولات کشور را بر عهده‏ داشتند کم‏کم به سمت شهری‏ شدن پیش می‏روند و از نقش‏ آنان کاسته می‏شود و ایران در جریان صنعتی شدن در راه‏ توسعه وابسته قرار می‏گیرد

از نظر فوران روابط نظامی، تجاری و سیاسی با غرب در ایران موجب یک سلسله‏ نهضت‏ها شد که داری موفقیت‏ نسبی بوده‏اند.دلیل نسبی بودن‏ موفقیت نهضت‏ها استواری‏ آنان بر زیربناهای اجتماعی‏ شکننده بوده است

از نظر فوران در دوره قاجار نارضایتی مردم از یک طرف و افزایش نفوذ خارجی‏ها از سوی‏ دیگر راه را برای هر جنبشی باز می‏کرد

مقام‏ها شامل شاه در راس،وزیر اعظم،سرداران سپاع و خزانه‏دار صدر بود و در پایین‏تر از اینها مناصبی چون پزشکان درباری، منجمان و خواجگان قرار داشتند.در دوره شاه عباس وی بر کشوری حکومت می‏کرد که سه گروه قومی:1-خانوادهای‏ قدیمی فارس،2-قبایل ترکمن:3-نخبگان جدید مسیحی و ارامنه‏ حضور داشتند،حکومت ولایاات مادام العمر بود و بعد آن ها به‏ پسران والیان تعلق میگرفت.اما همگی زیر نظر شاه بودند.در این‏ دوره دولت کنترل شدیدی بر کشور داشت و بخش اعظم مازاد اقتصادی آن در اختیار دولت بود.

به عقیدهء فوران ساختار اقتصادی این دوره،به سه بخش‏ شبانکارگی،دهقانی و شهری تقسیم می‏شد.بخش ایلاتی نیمی‏ از کشور را در بر می‏گیرفت و بین این بخش‏ها یک مبادله پایاپای‏ وجود داشت.یک نوع وابستگی متقابل بین مردم یکجانشین و عشایر ملاحظه می‏شود.در میان ایلات یک نوع سلسله مراتب و یک شکاف در ساختار اجتماعی وجود داشت.در یک سو نخبگان‏ و حکام ایالات بودند و در سوی دیگر افراد قبیله که تولیدکنندگان‏ اصلی به حساب می‏آمدند و زندگی بخور و نمیری داشتند بنابراین‏ نوعی نابرابری اجتماعی در بخش ایلاتی وجود داشت.در بخش‏ دهقانی زمین‏ها به 4 قسمت تقسیم می‏شدند شامل زمین‏های شاه، زمین‏های دولتی زمین‏های موقوفه و زمین‏های متعلق به افراد. به گفتهء فوران زمین‏های موقوفه از دادن مالیات معاف بودند و به‏ همین دلیل بسیاری از افراد زمین‏های خود را به موقوفه تبدیل‏ می‏کردند.در مورد زمین‏های متعلق به افراد ناامنی برقرار بود و به‏ همین دلیل توسعه‏ای در امر کشاورزی حاصل نمی‏شد.دهقانان‏ از سطح معیشتی پائینی برخوردار بودند.در عین حال فوران‏ میگوید منبع درآمد دولت همین بخش بود.بخش شهری‏ در این دوره تنها 15-10 درصد از جمعیت را در بر میگرفت.به گفته‏ نویسندهء کتاب در قرن هفدهم محور اولیه اقتصاد شهری اصناف‏ بودند که هر صنف سه درجه کاری شاگرد،وردست و استاد داشت. مهمترین کالای تولیدی در عصر صفویه پارچه بود و بافندگی‏ محور اصلی صنایع ایران در این دوره را تشکیل می‏داد.اولین‏ بخش عمده اقتصاد شهری در این دوره فعالیت‏های تولیدی در کارگاه‏های سلطنتی بود.به این ترتیب شاه بزرگترین کارفرمای‏ کشور محسوب می‏شد.پاره عمدهء فرآوردهای این کارگاه‏ها برای‏ مصرف دربار و یا صدور به خارج بود.

در این دوره فوران،اقتصاد غیر پولی،نقش بزرگ بخش‏ کشاورزی،مشکلات حمل و نقل،سیاست اقتصادی شاهانه و عوامل دیگر را از علل محدودکننده تجارت به حساب می‏آورد.اما با این همه او معتقد است که بازرگانان نقش عمده‏ای در اقتصاد کشور داشتند.و به گفتهء او هسته اصلی تجارت داخلی و خارجی‏ ایران عصر صفویه،بازرگانان ارمنی بودند که از شاه امتیازات خاص‏ صدور ابریشم را دریافت نموده و با امپراطوری عثمانی،هند و سرزمین‏های اروپایی روابط بازرگانی داشتند.از دیگر گروه‏های‏ شهری در این دوره روحانیون،طبقه‏های پایین‏شهری،زنان و اقلیت‏های دینی بودند.اقلیت‏های مذهبی علاوه بر فعالیت در بخش بازرگانی به پیشه‏وری،صنعتگری و هنرمندی مشغول‏ بودند.

از نظر بازرگانی و روابط خارجی ایران در این دوره باید گفت‏ که این روابط بر مبنای برابری با قدرت‏های بازرگانی در حال‏ پیدایش(هلند،انگلستان و فرانسه)و امپراطوری‏های قدرتمند همسایه(هندوستان،عثمانی)استوار بود.در زمینه بازرگانی و تخصیص سود حاصل از آن هیچ‏گونه نشانه‏ای از وابستگی ایران‏ به اروپا به چشم نمی‏خورد و ایران از لحاظ نظام بین‏المللی یک‏ امپراطوری جهانی در عرصه خارجی به حساب می‏آمد.

در رابطه با صورتبندی اجتماعی ایران در این دوره به عقیدهء فوران می‏توان آنرا به سه بخش به شرح نمودار شماره 2 تقسیم‏ کرد که طبقات مختلف در آن حضور دارند.

همانطور که در این نمودار نشان داده شده علت سلطه همه‏ جانبه دولت صفوی در این بود که طبقه حاکم بر سه شیوه تولید تسلط داشته است.منابع مشروعیت بخشی به اقتدار شاه در این

دوره از نظر فوران چهار عامل زیر بوده است:1-ادعاهای دینی و سیاسی شاهان صفوی مبنی بر اینکه عامل نظم و مجری عدالت‏ و فرمانده جنگ می‏باشند.2-عصبیت در میان قبایل و اویماقیت‏ (وفاداری قبیله).3-در بخش شهری،پیوند طولانی میان اصناف‏ و جمعیت‏های صوفیانه و4-خصلت تسلیم طلبانه ایرانیان در برابر شاهان.

فصل سوم کتاب به بررسی دگرگونی‏های اجتماعی در سال‏های 1800-1500 میلادی پرداخته است.در این دوره نویسنده‏ به سنخ‏های تحول اجتماعی در دوره صفویه،کشمکش‏های‏ داخلی،روابط خارجی،سقوط دولت صفویه،ایران در دوره افغان‏ها، ایران در دوره نادر شاه و ایران در دوره کریم خان زند می‏پردازد.از نظر فوران سنخ‏های اساسی کشمکش در دوره صفویه دو دسته‏ می‏بشاند:1-جنبش‏های اجتماعی با زیربنای مردمی،و 2-کشمکش‏های درون گروهی و فراگروهی نخبگان بر سر قدرت‏ سیاسی.جنبش‏های مردمی عمدتا در شهرها روی می‏داداند که از جمله آنها رویداد خراسان که به انقلاب هرات مشهور است و نیز مبارزات طبقاتی در تبریز و استرآباد می‏باشد.

در این دوره کشمکش‏های نخبگان با یکدیگر موجب فلج‏ شدن دربار گردید و از قابلیت‏های شخصی شاهان صفوی کاست، از نظر نویسنده مبارزه سردمداران نظام با یکدیگر در بلند مدت‏ بیش از جنبش‏های اجتماعی داخلی برای دولت صفوی فاجعه بار بود.به گفته فوران یکی دیگر از علل تحولات و دگرگونی‏های‏ عصر صفویه روابط خارجی ایران با اروپا خاصه هلند و انگلستان‏ بود.در تجارت هرچند ایران سطحی همطراز و برابر با قدرت‏های‏ محوری اروپا داشت اما این دادوستد به جای اینکه با صدور کالاهای انبوه در مقیاس زیاد همراه باشد به صدور کالاهای‏ تجملی نظیر ابریشم محدود می‏شد.به این علت در درازمدت این‏ دوره طولانی حضور ایران در برابر اروپا بود.علت سقوط دولت صفویه در پرتو گرایشات اقتصادی را می‏توان کسری تراز بازرگانی خارجی،تورم و افزایش مشکلات مالی دولت صفویه‏ دانست.

در کل از نظر فوران سقوط دودمان صفویه را می‏توان ناشی‏ از بحرانهای همزمان و به هم مرتبط اقتصادی،سیاسی،نظامی و ایدئولوژیکی دانست.به عقیده او علت اصلی بحران اقتصادی را باید در عامل داخلی دانست و وابستگی در این دوره بی‏معنی است. منشاء بحران نظامی نیز حملات عثمانی،روسیه و قبایل افغان به‏ دولت صفوی بود در حالیکه نیروهای حکام ایالتی قزلباش همراه‏ با ملازمان درباری جایگزین ارتش‏های قبیله‏ای شده بودند.اوضاع‏ سیاسی نیز با قدرت گرفتن گروهای جدید و دسیسه‏گر درباری، خواجه‏سراها و حرمسراها و روحانیت به بحران کشیده شده بود. فوران اضافه می‏نماید که در قلمرو ایدئولوژیکی هم افزایش نفوذ روحانیون بر شاه سلطان حسین از عوامل تضعیف‏کننده بود.در این اوضاع حمله افغان‏ها به ایران باعث انقراض حتمی صفویه‏ گردید.

به عقیده فوران در این دوره هرچند از نظر داخلی شیوه‏های‏ تولید دست نخورده باقی ماند اما همگی تضعیف شدند.کم شدن‏ رابطه با غرب در سال‏های آخر باعث شد که برای اقتصاد سیاسی‏ ایران یک عنصر از دست برود و این نشانه کاهش قدرت دولت در اواخر دولت صفوی است.بعد از شکست دولت صفویه افغان‏ها بر سر کار آمدند و حکومت افغانها هفت سال به طول انجامید که از نظر سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و نیز روابط خارجی اثرات مخربی‏ داشت.روابط گسترده سیاسی و تجاری که ایران در عصر صفویه‏ برقرار کرده بود از هم پاشید.در این دوره ایران مورد هجوم دو همسایه قدرتمند یعنی روسیه و عثمانی قرار گرفت.عمده‏ترین‏ عامل نابودی افغان‏ها در ایران عامل داخلی بود.نادر به عنوان‏ رهبر جنبش ضد افغان در صحنه ظاهر شد و آنان را شکست داد.

در دوره نادر شاه سعی در تجدید حیات ساختارهای سیاسی‏ صفویه شد.اما چنین چیزی حاصل نگشت.اثرات عمده حکومت‏ نادر شاه از نظر فوران عبارت بود از:1-فشار مالیاتی بیش از حد بر بازرگانان که باعث تخریب تجارت منطقه‏ای و محلی‏شد،2-تورم‏ فراگیر،3-فشار بر دهقانان،4-تضعیف حمایت مردم شیعه مذهب‏ از او به خاطر سیاست‏های نادر شاه درباره دین و روحانیت.وی‏ پیشنهاد داده بود که مذهب جعفری به عنوان شاخه پنجم مذاهب‏ اسلامی شناخته شود و این امر باعث جلب حمایت افغان‏ها و سنی‏ مذهب‏ها از حکومت شده بود.

فوران می‏گوید در دوره کریم خان زند هم یک چارچوب‏ نهادین روشنی در کشورداری ایجاد نشد.کریمخان تنها یک‏ دستگاه دیوان سالاری کوچک داشت.در این دوره وی سعی کرد بازرگانی و کشاورزی را احیاء کند.روحانیون موقعیت پیشین خود را بدست آوردند و از تعدی نادر به جانشان دیگر خبری نبود.در ارتباط با روابط خارجی در این دوره باید گفت که کمپانی هند شرقی‏ تجارت را در خلیج فارس رها کرد و عمدتا تجارت خارجی ایران به‏ هسمایگان نزدیک محدود شد.

در مورد عوامل به قدرت رسیدن سلسله قاجار فوران به موارد زیر اشاره می‏کند:1-کریم خان زند جانشینی برای خودتعیین نکرد و این باعث جنگ بر سر قدرت بعد از مرگ وی شد.2-ایل قاجار جمعیت زیادی را تشکیل می‏دادند و این باعث شد بتوانند برای‏ رسیدن به قدرت منابع انسانی و اقتصادی زیادی را بسیج کنند.

نویسنده کتاب می‏گوید به‏طور کلی سه سلسله افغان‏ها، افشاریه و زندیه از نظر دیدگاه مردمی و نخبگان،ضعیف‏تر از صفویه‏ بودند و اثرات ضعف آنان در سده بعدی نمودار گشت.

در بخش دوم کتاب،نویسنده ساختار و تحول اجتماعی ایران‏ در عصر قاجار یعنی سال‏های 1800تا 1925 میلادی را مورد بررسی قرار می‏دهد.در این دوره نیز مانند دوره قبلی فوران بر آن‏ است تا ساختار اقتصادی و اجتماعی و ماهیت دولت را تجزیه و تحلیل نماید و بعد از آن به دگرگونی‏ها و انقلاب‏های این دوره‏ بپردازد.در این قسمت به تاثیر تحولات سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیکی در صورتبندی اجتماعی ایران توجه شده است.در این‏ دوره است که ایران به عرصه حاشیه اقتصاد جهانی رانده میشود و از وضعیتی که قبلا داشت به شدت دور میگردد.به نظر فوران‏ کسانی که دگرگونی‏های موجود در این دوره را خوش‏بینانه بررسی‏ می‏کنند و آنرا عنصری مترقیانه می‏دانند به خطا رفته‏اند.در واقع‏ تحول این دوره تحولی وابسته بود زیرا از خارج شکل میگرفت.

فوران بررسی خود را با استفاده از یک الگوی نظری‏ آغاز می‏کند و با سه فراز در سه بخش عمده متشکل از اوج فرمانروایی صفویان، آغاز دوران وابستگی در عهد قاجار،و دوران توسعه‏ وابسته در عهد پهلوی که با وقوع انقلاب اسلامی در ایران مواجه می‏شود و اوضاع بعد از آن،به انتها می‏رساند

نویسنده در شکست‏ اتقلاب‏ها در ایران عوامل 1- فرهنگ‏های سیاسی گروه‏ها، 2-توسعه وابسته،3-ماهیت‏ دولت ایران(خانواده‏ پادشاهی)را دخیل می‏داند

در این کتاب دو موضوع‏ مرتبط به هم مسائل محوری‏ را تشکیل می‏دهند:1-ساختار اجتماعی در حال تغییر و 2- انفجارهای اجتماعی ادواری

جان فوران با آنکه آخرین‏ دست‏آوردهای جامعه‏شناسی امروز را در ساختن نظریه خویش به کار گرفته است اما نتیجهء آن یعنی‏ نظریهء ترکیبی او به‏طور کامل قادر به تحلیل واقعی آنچه در ایان‏ گذشته است براساس عینیت‏ها و شواهد موجود در تاریخ تحلیل وقایع‏ این سرزمین نیست.برای تحلیل وقایع‏ این سرزمین نیاز به یک نظریه‏ بومی داریم

از نظر روابط اقتصادی و سیاست خارجی در این دوره ایران‏ پیمان‏های دوستی متعددی با انگلستان می‏بندد و انگلستان با استفاده از قدرت نظامی،تفوق تجاری خود در ایران تثبیت‏ می‏نماید.در این دوران امتیازات اقتصادی از طرف ایران به اتباع‏ روس و انگلیس داده شد که در ترکیب تجارت خارجی ایران بر تراز بازرگانی کشور اثر منفی داشت.همچنین کاهش ارزش پول ایران‏ باعث شد تا اقلام صادراتی ایران ارزانتر به فروش رسد.

بنابراین در چارچوب نظریه جهانی،ایران به کشور حاشیه‏ای‏ مبدل می‏شود که تبادل فزاینده مواد خام ایران با فرآوردهای‏ صنعتی اروپا و کنترل اروپائیان بر تجارت،شاخص‏های الگوی‏ جدید وابستگی وحاشیه‏ای شدن کشور است.

فوران این دوره را نیز اقتصادی به سه بخش تقسیم‏ می‏کند و در ادامه می‏گوی:جمعیت ایران در این دوره افزایش‏ یافت و جمعیت شهری بیش از دو برابر شد.یعنی از 10%به 25% رسید.اما جمعیت ایلی از 50%به 25%کاهش یافت.در مورد خصوصیات بخش کشاورزی در این دوره به موارد زیر اشاره‏ می‏کند:1-واگذاری حق درآمد زمین‏های سلطنتی به مقامها و سران نظامی،2-گسترش املاک خصوصی که باعث رشد طبقه‏ ملکدارن شد و3-وضع نامناسب زندگی دهقانان.

خصوصیات بخش ایلی در این دوره از نظر او به این شرح‏ است:این بخش سیر نزولی داشت و فعالیت‏های اقتصادی ایلی از قبیل صادرات پشم و قالی‏بافی سبب شد که شبانکارگی هم در مدار بازارهای جهانی قرار گیرد.روابط اقتصاد ایلات با دولت از طریق مالیات و سربازگیری بود و در مجموع ایلات و عشایر در چارچوب قدرت دولتی محدود بودند.اما آنان در محدوده خود نوعی‏ خودمختاری داشتند و رفاه ایلاتی‏ها در مجموع بیشتر از رفاه‏ دهقانان بود.

فوران خصوصیات بخش شهری در این دوره را نیز چنین‏ بیان می‏دارد:در دوره قاجار بازرگانان قدرتمندترین طبقه بودند و در کنار بازرگانان عمده،تاجران متوسط وخرده‏پا و نزول‏خواران قرار داشتند.اما به‏رغم قدرت اقتصادی بازرگانان و تاجران،میان آنان‏ و دولت تضاد وجود داشت.از نظر اقتصادی اینان به اندازه سران‏ ایلات و سران حاکم بر جامعه ثروت داشتند ولی از نظر سیاسی در ردیف سایر اقشار تابع بودند و این خود نشانه حکومت ایلاتی است. در این دوره تولید صنعتی به یاری تجهیزات ماشینی در ایران‏ شروع شد.چشمگیرترین موفقیت‏ها در بخش کارخانه‏های جدید برای خارجیان بود.بخش‏های اقتصادی در شهرها عبارت بودند از سه بخش صنعت جدید،بخش خدمات و بخش صنایع دستی و سنتی.علاوه بر قشر بازرگانان و تاجران و کارگران،شهر مملو از تهیدستان و بیکاران بود.دو گروه مهم دیگر یعنی روحانیون و روشنفکران نیز در شهرها بودند.روحانیون از طریق وجوه شرعی‏ زندگی خود را اداره می‏کردند.روحانیونی که به مقام بالا می‏رسیدند از احترام زیادی برخوردار بودند.اقلیت‏ها و زنان نیز در این دوره شامل زنان طبقه بالای شهری و زنان مستخدم و کارگر بودند که تنها زنان شهری از مزایای خواندن و نوشتن و تحصیل‏ برخوردار بودند.

فوران در نتیجه‏گیری این قسمت می‏گوید:بخش دهقانی و ایلاتی که تهیه و تولید عمده محصولات کشور را بر عهده داشتند کم‏کم به سمت شهری شدن پیش می‏روند و از نقش آنان کاسته‏ می‏شود و ایران در جریان صنعتی شدن در راه توسعه وابسته قرار می‏گیرد.برای نشان دادن صورتبندی اجتماعی در این دوران در مقایسه با دوره قبل،نمودار شماره 3 را به نمایش می‏گذارد:

در این دوره نیز شاه در راس قرار دارد و ساختار کلی‏ صورتبندی اجتماعی مانند دوره قبل است فقط قسمت‏هایی به‏ این صورت است که شاه در بالاترین رتبه قرار دارد و شکل‏ حکومتی آمرانه استبدادی است.شاهان قاجار برای درمان‏ بحران‏های مالی مختلف مقام حکومت ایالتی را به مزایده‏ می‏گذاشتند و حاکمان انتخاب شده نیز سعی می‏کردند از طریق‏ مالیات جبران مافات کرده درآمده کسب کنند.در واقع این فشار مالی بر دوش طبقه پایینی سنگینی میکرد.از دیگر مشخصات‏ ماهیت دولت در این دوره از نظر فوران این است که ارتش به‏ صورت ابزاری در سیاست خارجی درآمد و مناسبات دولت و روحانیت دو قطبی شد.به گفته او در عین حال بسیاری از روحانیون با سرکردگان دولت قاجار همکاری دشاتند.

در ارتباط با عوامل دیگر در این دوره فوران به بررسی‏ عمده‏ترین جنبش‏های ایران می‏پردازد.از نظر او نارضایتی مردم از یک طرف و افزایش نفوذ خارجی‏ها از سوی دیگر راه را برای هر جنبشی باز می‏کرد.یکی از حوادثی که در ایجاد جنبش‏های بعدی‏ اثر گذاشت قتل گربیایدوف بود.این ماجرا از نظر او یک جنبش‏ اجتماعی او نوع گذار(نیمه سنتی،نیمه جدید)قلمداد می‏شود.اما جدی‏ترین چالش در برابر دولت قاجار در نیمه نخست سده نوزدهم‏ و در پنج ساله اول سلطنت ناصر الدین شاه قاجار،شورش بابیه بود.

به گفته فوران قاجار بعد از این ناآرامی‏ها در کشور به دنبال‏ اصلاحاتی بود که مشکلاتی از قبیل مقاومت گروه‏های ذی نفوذ مانند روحانیت و طبقه متوسط پدید آمد و باعث گردید که بعدا دگرگونی از پایین به بالا شروع شود.

به نظر او از خصوصیات جنبش تنباکو مردمی بودن آن است. در این جنبش،روحانیت،صنعتگران،دکانداران،روشنفکران و تهیدستان شهری حضور داشتند.این جنبش نخستین حرکت‏ توده‏ای تمام عیار در تاریخ اجتماعی ایران بوده است.فوران اعتقاد دارد که رهبری این نهضت یا روحاینت و عناصری از بازرگانان و روشنفکران بوده است.این جنبش به رویارویی مسلحانه با رژیم‏ نکشید اما اطاعت شاه هم در آن جنبه نمادین داشت.برای پرداخت‏ غرامت شرکت رژی دولت مجبور شد برای اولین بار از خارجیان‏ وام گیرد و این شاخصه مهمی در وابستگی ایران به غرب بود.به‏ نظر او نتیجه نهایی جنبش تنباکو این بود که دولت چند مدت بعد بی سروصدا انحصار صدور تنباکو را به یک شرکت فرانسوی داد. شاه در دادن این امتیاز قبلا با روحانیون مشورت کرد و بازرگانان‏ هم موافقت کردند.این حادثه نشان می‏دهد که این جنبش‏ محتوای نمادین داشته است.دومین پیامد این جنبش از نظر فوران‏ این بود که بین موضع قدرت روسیه و بریتانیا جابجایی ایجاد شد و نفوذ روسیه در دربار گسترش یافت.به این ترتیب فوران نتیجه‏ می‏گیرد که این حرکت مردمی یک مقاومت شکننده بود.

برای تحلیل وقایع سال‏های 1911-1905 که دوره انقلاب‏ مشروطیت و شکل‏گیری نوع جدیدی از حکومت در ایران بود جان‏ فوران از مفهوم یک بحران در هم تنیده سیاسی،اقتصادی و ایدئولوژیکی استفاده می‏کند.از نظر او وابستگی به کشورهای‏ خارجی بعد سیاسی،ایدئولوژیکی و اقتصادی داشت و در دوران‏ قاجار یک دیالکتیک بین ساختارهای بیرونی کنترل و واکنش‏هاس‏ درونی مقاومت در برابر آنها وجود داشت.او عوامل عمده‏ دست‏اندرکار انقلاب مشروطه را چنین بر می‏شمارد:1-تأثیر غرب، 2-پیچیدگی ساختار اجتماعی درونی،3-فشار خارجی از ناحیه‏ روسیه و انگلستان.

به عقیده او علل روی دادن انقلاب مشروطیت عبارت‏اند از: 1-فساد دربار،خوشگذراین شاه و هزینه‏های زیاد سفر به فرنگ‏ شاه،2-فشار بهمردم از طریق تورم اقتصادی ایجاد شده و زور گویی‏ حکام ولایات و3-وابستگی به غرب و آشنایی با روش‏های‏ حکومتی آن.

اما اقشاری که در این جنبش حضور داشتند عبارت بودند از: 1-بازرگانان که نقش مهمی در انقلاب ایفا کردند.اینان از ورشکستگی دولت ناراضی و با سیاست‏های قاجار مخالف بودند. 2-روشنفکران و روحانیون-روشنفکران از طریق روزنامه‏نگاران و شاعران و مترجمان و استادان و معلمان با کارهای مختلف به‏ انقلاب کمک کردند.اما از نظر فوران نقش روحانیون در انقلاب‏ متناقض بود و این امر سبب تعبیر و تفسیرهای متضاد شده است. روحانیون در ابتدای انقلاب برای حمایت از آن دلایل ایدئولوژیکی‏ و مادی داشتند اما بین آنان یک اختلاف و دو دستگی ایجاد شد به‏ طوری که در سال 1907 یک جریان ضد مشروطه به رهبری شیخ‏ فضل الله نوری به وجود آمد.3-پیشه‏وران،صنعتگران،وردستها، شاگردها،دکانداران خرده پا و طبقه کارگر شهری؛اینان پشتوانه‏ توده‏ای انقلاب بودند.4-زنان.اینان تقریبا در اردوی انقلاب بودند و محروم کردنشان از حق رای باعث می‏شد که انجمنهای خاص‏ خود را تشکیل دهند.حتی دیده شده است که زنان لباس مردان را پوشیده و می‏جنگیدند.5-ایل‏نشینان و دهقانان که از اجزای‏ کمک انقلابی بودند اما به خاطر وجه تولیدی و انزوای جغرافیایی، با انقلاب ارتباط چندانی نداشتند.

فوران می‏گوید که در اردوی ضد مشروطیت،خانواده و دودمان‏ شاه،درباریان،وزیران،نهادهای کلیدی خاصه نیروهای مسلح، حکام ایالت‏ها،مستمری‏بگیران به دلیل اینکه حقوق آنها توسط مجلس کم شده بود،و نیز روحانیون محافظه کار مانند شیخ فضل الله نوری بودند که از پشتیبانان شاه محسوب می‏شدند. علاوه بر نیروهای داخلی که در مشروطیت شرکت داشتند دو بازیگر قدرتمند خارجی نیز در این انقلاب مداخله داشتند: 1-انگلستان که نقش تابع را بازی می‏کرد و2-روسیه که در سراسر دوران با انقلاب مشروطیت مخالفت می‏کرد.به نظر نویسنده‏ کتاب،ایدئولوژی‏های ایجاد شده در دو شکل دینی و غیر دینی‏ پدیدار شدند که البته تحولات ایدئولوژیکی در شکل دینی خود دستخوش دو دستگی شد.

به گفته فوران این انقلاب نهایتا به دلایل زیر شکست خورد 1-در تدوین قانون‏اساسی و برقراری رابطه بین قوانین شرعی و عرفی،ائتلاف از هم گسیخت.2-حاکم کردن استبداد صغیر توسط محمد علی شاه و به توپ بسته شدم مجلس.3-مجلس دوم‏ بیشتر در کنترل اکثریت محافظه کار بود.نویسنده کتاب می‏گوید در این انقلاب به جای یک انقلاب بورژوازی که رهبریش با طبقه‏ بازرگانان باشد با یک انقلاب مردمی با شرکت طبقه‏های متعدد روبرو هستیم.در واقع انقلاب شکست خورد زیرا ائتلافی که در انقلاب بود مدام در حال تغییر بود و شکنندگی داشت.به این‏ ترتیب مشروطیت بر چیده شد و استبداد قاجار بار دیگر بر سر کار آمد و حرریفان سیاسی در صحنه شطرنج مات شدند.در اقتصاد ایران‏ بی‏نظمی و آشوب پدید آمد و این ماجرا در جریان جنگ جهانی‏ اول و بعد از آن از مهمترین عوامل زمینه‏ساز کودتای 1921 شد که‏ در آن با یاری بریتانیا یک افسر گمنام به نام رضا پهلوی به نردبان‏ قدرت گام نهاد.

فوران معتقد است که انقلاب مشروطیت یک انقلاب از پایین‏ به بالا بود.بعد از آن یک انقلاب از بالا به پایین رخ داد که موجب‏ از بین رفتن دودمان قاجار شد.ریشه کودتای رضاخانی را می‏توان‏ در خرابی‏های ناشی از جنگ جهانی اول،وضعیت فیصله نیافته‏ نظام جهانی و سر خورده شدن جبهه مخالف استبداد در ایران به‏ دلیل روند معکوس انقلاب مشروطیت جستجو رد.در دوره ما بین‏ ویرانگری‏های جنگ جهانی اول تا کودتای 1921 شاهد کشمکش‏ فزاینده دولت،جنبشهای داخلی و قدرت‏های بیگانه هستیم.در واقع هر یک از قدرت‏ها می‏خواست دیگری را از مقاصدش باز دارد. این کشمکش‏ها زمینه را برای به قدرت رسیدن رضاخان فراهم‏ کرد.رضاخان با اتکای به سه منبع اصلی به قدرت رسید. 1-نیروهای مسلح،2-حزب‏های اکثریت در مجلس پنجم و 3-قدرت‏های بزرگ خارجی.

کتاب،بعد از مقدمه،به بررسی‏ نظریات توسعه پرداخته و یک‏ نظریه تلفیقی از آنان به دست‏ می‏دهد.با استفاده از این نظریه، فوران در سه بخش به بررسی:1- ساختار اجتماعی و دگرگونی‏ اجتماعی در ایران ما قبل‏ سرمایه‏داری یعنی سال‏های 1500 تا 1800 میلادی،2-ساختار و تحول‏ اجتماعی در ایران عصر قاجار یعنی‏ سال‏های 1800 تا 1925 میلادی و 3-ساختار و دگرگونی اجتماعی در ایران پهلوی و بعد یعنی سال‏های‏ 1925 تا 1991 میلادی میپردازد

اثرات عمده حکومت نادر شاه از نظر فوران عبارت بود از:1-فشار مالیاتی بیش از حد بر بازرگانان که‏ باعث تخریب تجارت منطقه‏ای و محلی شد،2-تورم فراگیر،3- فشار بر دهقانان،4-تضعیف‏ حمایت مردم شیعه مذهب از او به‏ خاطر سیاست‏های نادر شاه درباره‏ دین و روحانیت

بطور کلی کتاب به نقش عمده‏ غرب در ایران و ایجاد جنبش‏های مقاومت به علت‏ فرآیند وابستگی توسط زیربنای‏ اجتماعی شکننده این جنبش‏ها میپردازد

بخش سوم کتاب به دوره پهلوی می‏پردازد.در این بخش‏ درباره دگرگونی‏های ساختار اجتماعی ایران در چارچوب توسعه‏ وابسته بحث می‏شود و به بحران‏های پیش آمده در این دوره‏ شامل:1-کناره‏گیری رضا شاه،2-تهاجم متفقین به ایران در جریان‏ جنگ جهانی دوم،3-جنبشهای جدایی‏خواهانه در کردستان و آذربایجان،4-جریان ملی شدن صنعت نفت توسط دکتر مصدق، 5-کودتا علیه مصدق،6-تثبیت قدرت مسلط محمد رضا شاه و 7- انقلاب شدیدا توده‏ای 1357 پرداخته می‏شود.مفاهیم جامعه‏ شناختی که عمدتا در این بخش به کار می‏روند عبارت‏اند از: وابستگی،نظام جهانی،وجه تولید و فرهنگ سیاسی.

فوران می‏گوید تلاش بلند پروازانه خاندان پهلوی به منظور بیرون کشاندن ایران از وضعیت حاشیه‏ای و ارتقاء کشور به موضع‏ نیمه حاشیه‏ای،در محدودهء توسعه وابسته صورت گرفت.اقتصاد متکی به نفت پشتوانه مالی فعالیت‏های آنان را تشکیل می‏داد و دولت خودکامه،قوی و نظامی با حمایت آمریکا این روند را تضمین‏ می‏کرد.در چارچوب وجوه تولید سه گانه مساله گسترش‏ سرمایه‏داری و رشد طبقه کارگر اهمیت دارد.در عین حال بقای‏ طبقه‏های واقع در سایر وجه‏های تولید-یعنی روحانیون، پیشه‏وران،بازرگانان در وجه تولید خرده کالایی،دهقانان و زمینداران در وجه سهم بری و ایلیاتی،و ایلخان‏ها در وجه تولید شبانکارگی نیز در برنامه‏ها از اهمیت لازم برخوردار بودند.

به نظر فوران ایران در دوره رضا شاه نسبت به دوره قاجار از قدرت سیاسی و اقتصادی بهتری برخوردار بود.چون رضا شاه به‏ دنبال تقویت ارتش بود.رژیم وی را می‏توان رژیم نظامی دانست. ارکان نهادین نظام رضا شاه شامل:1-ارتش،2-دیوانسالاری اداری، 3-کابینه و مجلس بود.در این دوره مجلس در اختیار شاه بود و احزابی که ایجاد شده بود عمدتا طرفدار رضا شاه بودند.روحانیون‏ 24%نمایندگان مجلس را تشکیل می‏دادند اما در مجلس قدرتی‏ نداشتند.در واقع رضا شاه به عنوان یک دیکتاتور عمل می‏کرد.از جملهء ارکان غیر نهادین رژیم رضا شاه منابع اقتصادی بود.دولت در اواسط دهه 1930 میلادی بر یک سوم واردات و نیمی از صادرات‏ کنترل داشت و رضا شاه برای مشروع جلوه دادن خویش دست به‏ اقداماتی زد.او قصد داشت مردم شهرها را به سوی خود جلب کند.

فوران در ادامه می‏گوید:ایران در قرن بیستم از نظر شیوه‏های تولید دستخوش تحولاتی گردید.اقتصاد شبانکارگی‏ چادرنشینی بسیار ضعیف شد و کشاورزی به سمت سرمایه‏داری شدن‏ پیش رفت.رضا شاه ایلات را به اجبار اسکان داد و در خصوص‏ بسط نظام سرمایه‏داری امور زیربنای مهمی مانند احداث راه آهن، جاده و سد صورت گرفت.همچنین شیوه تولید خرده کلایی در بازار و دهقانی سهم بری در کشاورزی از دیگر شیوه‏های مسلط تولید بود.نویسنده معتقد است در این دوره اقلیت‏های قومی به مفهوم‏ یک ائتلاف واقعی در برابر روند فارس‏سازی ایجاد شد و با افکار سیاسی جدید آشنا شدند.در زمینه سرمایه‏داری در امور صنعتی‏ کشور به علت محدودیت‏های زیر با شکست مواجه شد:1-این‏ صنایع بسیار تخصصی بودند و تنها در چند شهر محدود شدند.2- یک برنامه مشخص نبود.3-در رابطه با هزینه و سود سرمایه‏گذاری مشکلاتی داشتند.در شهرها،بازار دژ حمایت از اسلام و احتمالا کانون نارضایتی از دولت بود.روحانیون در شهرها دراین دوره کم‏کم از لحاظ مادی در وضعیت نامساعدی قرار گرفتند.در نظام آموزشی و قضایی به دلیل غیر دینی شدن آنان‏ روحانیون قدرت خود را از دست دادند.دولت جلوی برگزاری‏ مراسم مذهبی را می‏گرفت و بر اداره موقوفه‏ها نظارت داشت.در واقع دوره رضا شاه را باید دوران تاریک روحانیت قلمداد کرد.زنان‏ هم در این دوره به قلمرو آموزشی و نیروی کار روی آورده از لحاظ مشارکت در زندگی اجتماعی پیشرفت‏هایی حاصل کردند.

با توجه به صورتبندی نمودر شماره 4 یک نوع نابرابری ایجاد شده بود که میتوان بر آن توسعه وابسته نام نهاد.به نظر فوران، رضا شاه و دولت او تلاش در جهت استقلال داشتند.از جمله‏ شواهد این نتیجه‏گیری برای او لغو امتیاز کاپیتولاسیون و از بین‏ بردن مزایای برون مرزی کشورهای خارجی در ایران است که از دوره قاجار مانده بود.همچنین در این دوره دولت کنترل بازرگانی‏ خارجی را در دست داشت،اما باز هم ایران در مدار وابستگی قرار ماند.بارزترین جنبه نفوذ بریتانیا در ایران از طریق روابط اقتصادی‏ بود به نظر نویسنده علل وابسته ماندن ایران عبارتند از:1-کنترل‏ بریتانیا بر نفت ایران،2-بازرگانی نابرابر با شوروی و آلمان،3- نوسان تجارت به خاطر عرضه حاشیه‏ای مواد خام.

فوران می‏گوید عصر رضا شاه را می‏توان دوران گذار نامید و آنرا یک دوره موقت ما بین وابستگی به قدرت‏های امپریالیستی‏ روسیه و بریتانیا از دوره قاجار و وابستگی جدید به آمریکا در دنیای‏ بعد از جنگ جهانی دوم دانست.همچنین اقتصاد ایران از نظر تامین بودجه طرح‏های دولتی و تراز بازرگانی به تک محصولی‏ نزدیک شد و جایگاه ایران به عنوان کشوری حاشیه‏ای در نظام

اقتصاد جهان تثبیت گردید.

از نظر نیروهای اجتماعی در دوره رضا شاه گروه‏های مختلفی‏ تشکیل شدند که البته زیر فشار دولت قوی قادر به ابراز وجود نبودند.از این دوره رضا شاه را می‏توان از نظر مشارکت نیروهای‏ اجتماعی دوران فشردگی نیروهای اجتماعی نامید.رضا شاه‏ می‏کوشید هر نوع نارضایتی را در نطفه خفه کند.به همین‏ مناسبت بعد از سال 1320 که رضا شاه از سلطنت کنار زده شد جنبش‏ها حالت انفجاری به خود گرفتند.در این دوره مخالفان شاه‏ را روحانیون،عشایر،روشنفکران مترقی و طبقه کارگر تشکیل‏ می‏دادند که به شدت سر کوب می‏شدند.بقیه اقشار یا مانند اصناف‏ زیر نظر بودند و یا مثل زمین‏داران بی‏تفاوت،و یا مانند دهقانان به‏ فکر امرار معاش و مجالی برای مخالفت نداشتند.

از نظر فوران علل کناره‏گیری رضا شاه عوامل زیر بود:1-فشار نظام جهانی بر وی،2-تضادهای ناشی از سبک حکومت خود کامهء او.از یک طرف اقدامات شبکهء بی بی سی و تلاش متفقین به‏ عدم مشروعیت وی رای داد و از طرف دیگر مجلس این رای را تایید کرد.در نتیجه رضا شاه به نفع پسرش کناره‏گیری کرد.

بعد از روی کار آمدن محمد رضا شاه جنبش‏هایی روی داد که‏ نویسندهء کتاب آنان را در دورهء سالهای 1320 تا سال 1332 مورد بررسی قرار می‏دهد.در این قسمت فوران اولا به بررسی موقعیت‏ ایران در جنگ جهانی دوم و ثانیا به جنبشهای اجتماعی که در این‏ دوره ایجاد شد،می‏پردازد.مهمترین این نهضت‏ها جنبش ملی‏ شدن صنعت نفت بود.نویسنده معتقد است که در این دوره در نظام جهانی دور تازه‏ای از رقابت قدرت‏ها برای نفوذ در ایران ایجاد شد.او می‏گوید:از زمان تهاجم متفقین و بر کناری رضا شاه تا سقوط حکومت ملی‏گرای مصدق،کنترل سلطنت خودکامه بر ایران‏ کاهش یافت و ایران وارد یک رشته کشمکش‏های شدید سیاسی‏ شد.

در دوره جنگ جهانی دوم ایران در معرض مشکلات‏ اقتصادی وسیعی قرار گرفت وبه اشغال متفقین در آمد.بخش‏های‏ صنعت،کشاورزی و خدمات آسیب دید.تورم بیش از حد به دلیل‏ مصرف زیاد نیروهای اشغالگر و پایین آمدن ارزش پول ایران به‏ وجود آمد.هرچند کشور از نظر اقتصادی وضع مساعدی نداشت‏ اما از نظر سیاسی در آن فضای باز ایجاد شد.در این دوره علاوه‏ بر اینکه بریتانیا برجسته‏ترین بازیگر خارجی در ایران بود،شوروی‏ نیز با حضور نیروهای اشغالگر نفوذ خود را داشت.آمریکا نیز سعی‏ کرد به تدریج از حالت انزوا در آید.در این حال رقابتی بین این سه‏ قطب بوجود آمد که بر جنبش‏های پیش آمده بعد از جنگ جهانی‏ دوم تاثیر گذاشت.بعد از جنگ جهانی دوم ناآرامی‏های اجتماعی‏ آذربایجان و کردستان ایجاد شد که در آنان نیروهای خارجی نیز دخیل بودند.در قضیه فرقه دموکرات،شوروی نیروهای خود را به‏ داخل این منطقه آورد.شکست آن به عللی از قبیل عدم حمایت‏ شوروی و مشکلات اقتصادی واقع شد.این امور موجب شد فرقه‏ دموکرات آذربایجان قدرت را از دست بدهد.در کردستان هم مردم‏ از مذهب اهل سنت پیروی می‏کردند.فعالان نهضت یک حزب‏ سیاسی ایجاد کردند.این فرقه نیز مانند فرقه دموکرات مشکلاتی‏ داشت.نتیجه این دو ماجرا در سطح کشور این بود که آزادی‏های‏ محلی بیشتر شود و جنبش‏هایی در جامعه پدید آید.اعتصاب‏های‏ مختلفی از جمله در آبادان ایجاد شد و دولت مرکزی با حمایت‏ آمریکا توانست غائله آذربایجان و کردستان را در هم بشکند.

فوران در مورد جنبش ملی شدن صنعت نفت چنین می‏گوید: این جنبش به رهبری دکتر مصدق انجام گرفت.او جنبشی نظیر انقلاب مشروطیت در مقابل شاه و قدرت‏های خارجی ایجاد کرد. این جنبش نیز ائتلاف مردمی،چند طبقه‏ای و شهری بود و در ابتدا به پیروزی‏های درخشانی دست یافت اما به علت تفرقه داخلی و مداخله خارجی با شکست مواجه شد.طبق نظر نویسنده کتاب،این‏ جنبش می‏خواست ایران را از مدار وابستگی برهاند و اصلاحاتی‏ پردامنه در کشور ایجاد کند.هدف آن تبدیل سلطنت به مشروطه به‏ یک دموکراسی واقعی بود.در سال 1328 در انتخابات مجلس‏ هشت نماینده از جبهه ملی بهمجلس راه یافتند.جبهه ملی‏ طرفدار ملی شدن صنعت نفت بود.برخی از روحانیون و حزب توده‏ نیز طرفدار آن بودند.محمد مصدق برنامه 1-ملی شدن نفت،2- دموکراسی و 3-اصلاحات داخلی را در نظر داشت.طبقات درگیر در این جنبش چند طبقه‏ای شامل:طبقه تحت سلطه،طبقه‏های‏ متوسط وجه تولید خرده کالایی،وجه تولید سرمایه‏داری و بخشی از وجه تولید شبانکارگی بودند.در این دوره مصدق عقیده اقتصاد بدون نفت را مطرح نمود.به این ترتیب واردات سرمایه‏ای کم و صنایع داخلی فعال شد.اما به دلیل مساله نفت دولت در مضیقه‏ قرار گرفت.کم شدن واردات و کاهش بازرگانی باعث عوض شدن‏ الگوی مصرف شد اما سطح زندگی در شهرها نسبت به گذشته بدتر نشده بود.در سال 1331 مصدق به دلیل اختلاف با شاه بر سر کنترل ارتش استعفا کرد و دولت به دست قوام افتاد.با اعتراض‏ مردم دوباره مجلس به دست مصدق افتاد.بعدا تفرقه‏هایی ایجاد شد که به علت آن جنبش توان خود در بسیج مردم را از دست داد.

دولت بریتانیا به دلیل موقعیت جهانی خود مایل به قبول ملی‏ شدن نفت بود.شوروی هم از مصدق حمایت نکرد.عدم صراحت‏ در نوع رابطه شوروی با ایران هم عاملی بود که تا حد زیادی به‏ جنبش لطمه زد.حاصل این مناسبات خارجی به انزوای دولت‏ مصدق و محروم ماندن آن از حمایت بین‏المللی در قضیه مبارزه با انگلستان،و در نتیجه موجب بسیج همه منابع دیپلماتیک و از جمله آمریکا علیه جبهه ملی شد که منجر به کودتای 28 مرداد گردید.

در این کودتا عوامل داخلی و خارجی دخیل بودند.در طرح‏ کودتا،بریتانیا،آمریکا و جمعی از عناصر محافظه کار ایرانی شرکت‏ داشتند.از عناصر داخلی از همه مهمتر میتوان از زاهدی نام برد که بنا بود به جای مصدق قرار گیرد.به عقیده فوران بعضی از روحانیون،بازرگانان بزرگ،روسای ایلات،زمیندارن،وکلای‏ مجلس و افراطیون مذهبی جزء کودتا نبودند اما از آن پشتیبانی‏ نمودند.قبل از انجام کودتا شاه قصد برکناری مصدق را داشت اما در این کار ناکام ماند.لذا شاه به خارج از کشور فرار کرد.

این جنبش ائتلاف مردمی،شهری و چند طبقه‏ای بود که‏ شکست آن موجب شد راه برای مداخله گسترده بیگانگان در ایران‏ هموار شد.جنبش مشروطیت هدفش مبارزه با شاه بود.اما جنبش‏ ملی کردن صنعت نفت در جهت مبارزه با بیگانگان ایجاد شد.از

در مورد نهصت‏های ایرانی کتاب‏ مقاومت شکننده سعی دارد نشان‏ دهد ائتلاف‏های مردمی که‏ براساس شعارهایی فراگیر بوجود می‏آیند بعد از پیروزی اولیه‏ همواره به علت اختلاف در انگیزها و منافع گروهی و طبقاتی‏ شرکت‏کنندگان در این جنبش‏ها به شکست تهدید می‏شوند. بررسی ائتلاف‏های مردمی در دوران نهضت مشروطیت،جنبش‏ ملی شدن صنعت نفت و انقلاب‏ اسلامی د رتاریخ ایران از زمینه‏های اصلی این پژوهش‏ است

به عقیده فوران علل روی دادن‏ انقلاب مشروطیت عبارت‏اند از:1- فساد دربار،خوشگذرانی شاه و هزینه‏های زیاد سفر به فرنگ‏ شاه،2-فشار بر مردم از طریق‏ تورم اقتصادی ایجاد شد و زورگویی حکام ولایات و 3-وابستگی به غرب و آشنایی با روش‏های حکومتی آن 

اشکال اساسی در عدم نگرش با واقعیات جامعه ایرانی به نقش نهادین،موجب شده است تا در طول بررسی‏ تاریخ اجتماعی ایران در دوره مورد نظر توسط فوران نقش اساسی دین نادیده شود و فقط جنبه‏های‏ اقتصادی و تحولات اجتماعی منبعث از آن عمده گردد

به نظر فوران،ایران در دوره قاجار به عرصه حاشیهء اقتصاد جهانی رانده می‏شود و از وضعیتی که قبلا داشت به‏ شدت دور میگردد.بهنظر فوران کسانی که دگرگونی‏های موجود در این دوره را خوش‏بینانه بررسی می‏کنند و آنرا عنصری مترقیانه می‏دانند به خطا رفته‏اند.در واقع تحول این دوره تحولی وابسته بود زیرا از خارج شکل می‏گرفت

نظر نویسنده کتاب علت ضعف و ناتوانی این جنبش در داخل را می‏توان در سازماندهی ضعیف جبهه ملی دانست.همچنین‏ فرهنگ سیاسی جنبش به علت غیر مذهبی بودنش نتوانست‏ روحانیت را به خود جلب کند.مصدق نیز به عنوان رهبر جنبش‏ دچار خطاهایی از جمله ناتوانی در حل مشکل نفت با بریتانیا شد. ارتش و شاه عمدتا براساس برنامه‏هایی که بگیانگان داشتند عمل‏ می‏کردند.به این ترتیب دولت بار دیگر به توسعه وابسته ادامه داد.

در ادامهء کتاب فوران به ساختار جامعه در سالهای 1332 تا 1356 می‏پردازد.در این بخش نیز نشان داده می‏شود که ایران‏ کشوری وابسته بوده است و رشد سرمایه‏داری وابسته در آن ادمه‏ پیدا میکند.در این بخش نویسنده می‏کوشد با روش تحلیل تاریخی- ساختاری واقعیت و محدوه‏های رشد اقتصادی ایران را مشخص‏ کند.به گفته او محمد رضا شاه نیز مانند پدرش راه فشار بر نیروهای اجتماعی را ادادمه داد،به ارتش و نفت متکی شد و وابستگی شدیدتری نسبت به آمریکا پیدا نمود.در این دروه گماردن‏ نخست‏وزیران در ایران با فشار آمریکا صورت می‏گرفت و برنامه‏ اصلاحات ارضی نیز طبق رئیس جمهور وقت آمریکا انجام‏ شد.به‏طور کلی ایران در این دوره با یک نظام دیکتاتوری‏ سلطنتی متکی به آمریکا اداره می‏شد.عمده‏ترین ابزار دیکتاتوری‏ سلطنت پهلوی به ترتیب نفت،سرکوب،دیوانسالاری و نظام حزبی‏ بود.در این دوره نظام غرق در فساد و رشوه‏خواری بود و در راس‏ آن شاه و خواهرش اشرف قرار داشتند.سرکوب توسط ارتش و ساواک انجام می‏شد.

برای بررسی ساختار اقتصادی،فوران این دوره را به سه دوره‏ سال‏های 42-32،52-42و 56-52 تقسیم می‏کند.در ابتدای‏ سالهای 42-32 درآمد نفت باعث فعال شدن مدل توسعه گردید اما بعد واردات بر صادرات فزونی گرفت و بی‏ثباتی ایجاد شد.در مرحله دوم که آنرا دوران گذار همه جانبه اقتصاد سرمایه‏داری‏ وابسته می‏نامد،اصلاحات ارضی به نظام دهقانی سهم بری پایان‏ داد و در بخش زیربنای سرمایه‏گذاری سنگینی صورت گرفت،در عین حال فساد و مصرف‏گرایی افزایش یافت.در این دوره‏ بخش‏های مختلف اقتصاد شامل:1-کشاورزی،2-شبانکارگی، 3-سرمایه‏داری و 4-تولید خرده کالایی بود.بخش کشاورزی در این دوره دستخوش دگرگونی عمیقی شد که ناشی از برنامه‏ اصلاحات ارضی بود.وجه تولید دهقانی سهم برای جای خود را به‏ کشاورزی سرمایه‏داری داد.با اجرای برنامه اصلاحات ارضی نظام‏ زراعت دهقانی در روستاهای ایران از هم پاشید.عمده‏ترین پیامد برنامه اصلاحات ارضی آن بود که دولت قدرت سیاسی خود را جایگزین قدرت زمیندار در روستا کرد و با به کار گرفتن کشاورزان‏ بدون زمین در واحدهای تولید کشاورزی سرمایه‏داری سبب شد تا نظام جدید وجه تولید سرمایه‏درای ایجاد گردد.در بخش‏ شبانکارگی نیز در نتیجه اصلاحات انجام شده خوانین قدرت خود را از دست دادند.اما جنبش سرمایه‏داری در شهر موجب گسترش‏ بخشهای صنعت،ساختمان،خدمات و دیوانسالاری دولتی شد که‏ مراکز اشتغال طبقه متوسط بودند.بر تعداد کارگران در بخش‏ صنعتی نیز افزوده شد.اما در عین افزایش کمی،صنعت با مشکلات زیادی مواجه بود.کمبود تکنسین و کارگر ماهر،هزینه‏ بالای تولید و عدم کارآیی از مشکلات همده این بخش بودند.در واقع صنعت کشور تا حد زیادی به مشارکت خارجیان وابسته بود. اما وجه تولید خرده کالایی در عین صنعتی شدن از بین نرفت و 5/2 میلیون کارگر صنعتی به 8/1 میلیون نفر در واحدهای صنعتی‏ کوچک در سال 56 تقلیل یافت.در تمام این دوره بین بازار و دولت‏ رابطه‏ای تخاصم‏آمیز برقرار بود وروشنفکران به عنوان یک طبقه‏ حضور فعال داشتند اما از نظر سیاسی و اقتصادی تحت فشار بودند. جمعیت حاشیه‏ای شهر نیز از مشخصه‏های شهرهای ایران بود.

 

طباقات بالا دست و یا فرو دست اقتصادی در تاریخ تحولات سیاسی به آن اندازه که طبقات‏ مشابه در کشورهای غربی مؤثر بوده‏اند تاثیر تعیین‏کننده نداشته‏اند.این موضوع را از مطالعه رهبری‏ نهضت‏های اجتماعی در ایران به خوبی میتوان در یافت.در هیچ یک از نهضت‏های حدود یکصد سال‏ اخیر ایران گروه‏ها،اقشار،و یا طبقات اقتصادی مانند دهقانان،مالکین،سرمایه‏داران و یا کارگران‏ نقش اساسی در رهبری و یا ایجاد جنبشی نداشته‏اند.نقش بازار نیز همواره در رهبری نهضت‏ها به‏ عنوان نقش درجه دوم مطرح بوده است

زنان در این دوره بر اثر اقدامات تجدد خواهانه شاه پیشرفت‏هایی‏ داشتند.پیشه‏وران نیز در این دوره تعداد کمی از جمعیت را تشکیل‏ می‏دادند.

فوران معتقد است که ایران در این دوره از حالت حاشیه‏ای‏ اقتصاد جهانی به جایی حرکت کرد که والرشتاین آنرا نیمه‏ حاشیه‏ای می‏داند.وابستگی به قرض‏های خارجی افزایش یافت. واردات بر روند وابستگی توسعه اثر داشت و آمریکا از طریق‏ شرکت‏های چند ملیتی به سرمایه‏گذاری مستقیم در ایران‏ پرداخت.در این دوره هرچند که انگلستان در صنعت مونتاژ اتومبیل و بانکداری ایران شدیدا فعال بود اما موضع دیرینه خود ار به عنوان قدرت برتر در ایران از دست داد.ایران در میان کشورهای‏ جهان سوم از بالاترین نرخ رشد صنعتی و تولید ناخالص ملی‏ برخوردار بود.اما این برتری با اتکاء به نفت و صادرات اجناس‏ ساخته شده صنعتی بود که فوران آنرا شاخص فریبنده‏ای می‏داند. از نظر او در حقیقت باید گفت که مساله نیمه حاشیه‏ای بودن ایران‏ یک امر غیر واقعی و ظاهری بود.

برای تشریح سالهای 1370-1356 فوران به جریان انقلاب‏ اسلامی ایران و بعد از آن میپردازد.فوران به دنبال علت انقلاب‏ سال 1357 است.آیا انگیزه‏های اقتصادی در این نهضت در کار بود یا انگیزه‏های اسلامی؟او برای بررسی علل انقلاب در ایران از نظریه اسکاکپول استفاده می‏کند که انقلاب را حاصل‏ دگرگونی‏های سریع و اساسی دولت و ساختار طبقاتی جامعه‏ می‏داند.براساس این نظریه این انقلاب با جنبش‏های طبقاتی از پایین به بالا همراه است.وی می‏گویدانقلاب اجتماعی به دنبال‏ دگرگونی در اقتصاد جهاتی روی داد.او علل انقلاب ایران را به‏ شکل نمودار شماره 6 طراحی می‏کند.

بعد از بیان علل انقلاب،وی به مساله قیام 15 خرداد 1342 اشاره می‏کند که طی آن دستگیری امام خمینی(ره)منجر به‏ تظاهراتی شد که در آن اقشار مختلفی از مردم حضور داشتند. فوران این قیام را از جهاتی با انقلاب 57 مشابه میداند.از جمله‏ اینکه زمینه هر دو قیام بحران اقتصادی و اقدامات شاه بوده است. از نظر او عاملی که عنصر تعیین‏کننده انقلاب در سال 57 بود ائتلاف مردمی چند طبقه‏ای بود.در واقع امام خمینی(ره)با موضع ضد امپریالیستی موجب جذب روشنفکران غیر دینی و کارگران شد و اصلاحات دینی مورد نظر او در میان قشرهای‏ حاشیه‏ای شهری که مستضعفان نامیده می‏شدند.رواج عام یافت. همچنین سبک زندگی ساده وی کمک کرد تا به رهبری انقلاب‏ در آید.از نظر او همچنین رهبران غیر روحانی که فرهنگ سیاسی‏

خاصی داشتند بر انقلاب اثر گذاشتند.در کنار سخنرانان رادیکال، گرایشات فرهنگ سیاسی غیر دینی هم وجود داشت که می‏توان‏ عده‏ای ازنویسندگان و روشنفکران را در این گروه قرار داد.از جمله‏ جلال آل احمد که با زیرسوال بردن وضع موجود به انقلاب کمک‏ کرد.محروم‏ترین طبقه یعنی طبقه حاشیه‏ای شهری نیز به دلیل‏ بیکاری و محرومیت ناراضی بودند و در انقلاب تقش ایفا کردند.

مسائل مهمی که در مسیر انقلاب موثر واقع شدند از نظر فوران عبارتند از:1-بحران اقتصادی،2-سیاست فضای باز سیاسی‏ رژیم شاه که در راستای اجرای خواستهء طبقه متوسط بود،3- فعالیت‏های ساواک و 4-درج مقاله‏ای که طی آن به امام خمینی(ره) توهین شده بود.

قشرهای مختلف شرکت‏کننده در انقلاب از نظر نویسنده‏ کتاب عبارت بودند از:1-روحانیون به رهبری امام خمینی(ره)و بازرگانان و پیشه‏وران بازار،2-روشنفکران که راه را برای انقلاب‏ هموار نمودند،3-کارکنان دولت که با اعتصاب‏های خود و در سال‏ 57 به رهبری انقلاب پیوستند،4-اعضای جبهه ملی که از همکاری با شاه دوری جستند،5-دانشجویان که از امام خمینی(ره) نمودار شماره 6. علل انقلاب ایران

از نظر فوران سنخ‏های اساسی‏ کشمکش در دوره صفویه دو دسته‏ می‏باشند:1-جنبش‏های اجتماعی‏ با زیربنای مردمی،و 2-کشمکش‏های درون گروهی و فراگروهی نخبگان بر سر قدرت‏ سیاسی

در کل از نظر فوران سقوط دودمان‏ صفویه را می‏توان ناشی از بحرانهای همزمان و به هم مرتبط اقتصادی،سیاسی،نظامی و ایدئولوژیکی دانست

نویسنده کتاب می‏گوید به‏طور کلی‏ سه سلسله افغان‏ها،افشاریه و زندیه از نظر پایگاه مردمی و نخبگان،ضعیف‏تر از صفویه بودند و اثرات آنان در سده بعدی نمودار گشت

حمایت کردند،6-کارگران که با اعتصاب‏های خود مخالفت‏ خویش را با شاه نشان میدادند.این اعتصاب‏ها در ابتدا جنبه‏ اقتصادی داشت اما در سال 57 رنگ سیاسی به خود گرفت،7- طبقه حاشیه‏ای شهری که علاوه بر انگیزه دینی،نیازهای‏ اقتصادی هم داشتند،8-دهقانان و عشایر که فعالیتی در انقلاب‏ نداشتند اما کم و بیش در خدمت انقلاب بودند،9-زنان که سهم‏ مهمی در انقلاب داشتند.

از نظر فوران علائه بر شرایط داخلی،عوامل خارجی هم در پیروزی انقلاب اسلامی اثر داشت.رابطه شاه با آمریکا در شرایط بحرانی مردم را به شاه بیش از پیش بدبین کرد.جان فوران این‏ انقلاب را با انقلاب نیکاراگوئه مقایسه می‏کند و میگوید هر دو انقلاب براساس ائتلاف چند طبقه‏ای صورت گرفت و هر دو بر علیه دیکتاتوری نظامی بودند.

در آخر کتاب فوران به مقایسهء داخلی و خارجی ساختارهای‏ اجتماعی ایران می‏پردازد.به نظر او در مقایسه خارجی ساختار اجتماعی ایران صفوی را می‏توان باساختاراجتماعی امپراطوری‏ عثمانی در ترکیه و امپراطوری گورکانی در هندوستان مقایسه کرد. زیرا در هر سه کشور شیوه‏های تولید سه گانه بودم اما در ایران‏ شیوه شبانکارگی غلبه داشته است.حکومت رضا شاه را نیز می‏توان‏ با حکومت آتاتورک در ترکیه مقایسه کرد.اما به نظر او آتاتورک در کنترل روحانیون موفق‏تر بود.در مقایسه داخلی ظهور و سقوط دولت صفوی در سده هفدهم با پیدایش و انقراض سلسسله پهلوی‏ در قرن بیستم شباهت‏هایی دارد.به گفته او در هر دو سلسله پهلوی‏ در راس بوده و هر دو با محدودیت رشد توسعه دست به گریبان‏ بوده‏اند.البته این دوره تفاوت‏هایی هم داشتند.

در نهایت می‏توان گفت که این مطالعه نمودار تلاشی در راه‏ روشن کردن تاریخ ایران از منظر جامعه‏شناسی ونشان دادن‏ تلاش‏های شکننده در مسیر تحول اجتماعی است و عمده‏ترین‏ دستاورد نظری کتاب تلفیق دیدگاه‏های نظری است.

خلاصه کتاب تحولات سیاسی اجتماعی ایران جان فوران+ورد

 خلاصه صفحه یک تا صد کتاب  

خلاصه صفحه 100 تا 200 کتاب 

خلاصه صفحه 200 تا 300 کتاب 

خلاصه صفحه 300 تا 380کتاب  

تایپیست متن خلاصه شده:سید داوود موسوی

برای دسترسی به متن کامل آن به ادامه مطلب سر بزنید

اندیشه سیاسی ابن سینا

 

زندگی سیاسی ابن سینا بر خلاف فارابی ، آكنده از سوانح سیاسی است و آنچه در وهله اول عجیب می نماید قسمت آثار او سیاسی و نسبت به فارابی از یك سو و درگیریهای سیاسی بسیار وی از سوی دیگر است. ابن سینا به سال 370 قمری در افشنه ، نزدیكی بخارا به دنیا آمد . پدر او از سوی امیران سامان عامل قریه خرمیشن بود . ابن سینا كتاب مستقلی در زمینه سیاست ندارد ، اثر بزرگ و مهم او كه نسبت قابل توجهی با كار سیاست دارد الشفاء است كه در چهار بخش كلی منطق ، طبیعیات ، ریاضیات و الهیات تنظیم شده است . اما مهمترین نظریات سیاسی ابن سینا عبارتند از 2

 

(1)  جامعه یكسان و بی طبقه و فاقد اختلاف و تمایز كه همه افراد آن در وضعیت یكسان و برابر باشند . سرنوشتی جز اضحلال و نابودی ندارد . اما اگر جامعه از نظر قدرت و علم و امكانات مادی و معنوی از قشر های متفاوت و طبقات متمایز تشكیل شده باشند ، آنها به كمك یكدیگر نیازهای متقابل خویش را برطرف خواهند كرد و همدیگر را در بقای جامعه یاری خواهند كرد .

 

(2)  خانـواده ، سنگ زیرین جامعه بشری اوست و جامعه ها از گسـترش واحد خانواده شكل می گیرد . اساس فرمانروایی و دولت از آنجا ناشی می شود كه با گسترش خانواده رئیس و بزرگ خانواده دیگر خود را در حد صاحب یك خانواده نمی بیند . رئیس باید سیاستمداری هوشمند و مصلحت اندیش باشد و به حسن تدبیر امور جامعه را رهبری كند تا زندگی اجتماعی مردمش انسجام یابد و كارشان استقامت پیدا نماید .

 

(3)  آراستگی به اخلاق و ارزشهای والای آن بیش از همه برای كسانی ضرورت دارد كه رهبری و تدبیر امور دیگران را بر عهده گرفته اند . آنها باید قبل از آنكه بكار سیاست بپردازند ، نخست خود به سیاست خویش همت گمارند و خود را به صفات نیك و فضایل اخلاقی متخلق گردانند . به اعتقاد او سیاست راندن بر خویش ، بسی دشوارتر فرمانروایی كردن بر مردم است .

 

بوعلی سینا در رساله اثبات نبوت ،فلسفه بعثت انبیاء را دردو محور اصلی خلاصه می كند:

(1) اصلاح دنیای محسوس مادی مردم با تدبیر و سیاست حكیمانه .

(2) ایجاد و تكمیل عالم عقلی انسانها با علم و فرزانگی .

انبیاء‌ در انجام مسئولیت اول با همه مردم سر و كار دارند ، در حالیكه وظیفه دوم آنان بیشتر در

(1)  گروه اول : مورد خواص و فرزانگان انجام می پذیرد . ابن سینا یك جامعه سیاسی را از سه گروه عمده متشكل می كند كه هر كدام در راستای سیاست تعاون اجتماعی مسئولیتی مهم را بر عهده دارند .

(2)    گروه دوم : گروه مدبران كه تدبیر جامعه و مدیریت نظام اجتماعی و اداره دولت را بر عهده دارند و سیاستمداران و دولتمردان جامعه اند .

(3)  گروه سوم : گروه صناع و صنعتگران كه كار ساخت و تهیه ابزرهای لازم برای زندگی انجام می دهند و به روند زندگی رونق می بخشند و باعث توسعه و پیشرفت آن می شوند .

(4)    گروه سوم : گروه حفظه و نگهبانان جامعه كه عهده دار امنیت و دفاع می باشند و حقوق افراد و جامعه را پاس می دارند .

  

او نظام سیاسی و حاكمیت را با نظم دهی گروهها ، قابل تحقق می داند ؛ هیچ فردی نباید از حوزه ریاست صنفی خارج شود . افراد معطله باید از جامعه طرد شوند و در صورت مقاومت باید مجازات شوند . به اعتقاد او ، هدف نهایی و آرمان مدنیت و یك جامعه سیاسی رسیدن به سعادت است . وی سعادت را در رسیدن به چهار نوع التذاذ : عقلی ، حسی ، عالی ، پست می داند كه عالیترین مرحله آن ، سعادت نفوس است كه پس از مرگ برای انسانهای شایسته حاصل می شود .

 

ابن سینا ، قانون و سیاست را كه دو ركن اصلی یك جامعه متمدن است را به انبیاء اختصاص می دهد . پیامبر قانونگذار و سیاستمدار برجسته جامعه به شمار می رود و تنها اوست كه می تواند این دو مسئولیت را بر عهده داشته باشد .

خلاصه درس روابط بین الملل 2-دکتر باقری

( رهیافت تصمیم گیری )

در رهیافت تصمیم گیری ما وقتی بخواهیم رفتار دولت را بررسی کنیم به این عوامل توجه می شود که به شرح ذیل می باشد :

1-       تصمیم گیرندگان چه کسانی اند .

2-       شرایط و مقتضیات تصمیم گیری .

3-       چقدر بر منابع اطلاعاتی و امکانات مربوطه دسترسی وجود دارد .

4-       ساختار و نظام تصمیم گیری در کشور .

5-       پیامدهای تصمیم چیست .

6-       محدودیت های تصمیم گیری چیست .

 1 - تصمیم گیرندگان چه کسانی اند ؟ به این مسئله باید توجه شود  ، باید شخص تصمیم گیرنده را بشناسیم چون شخصیت تصمیم گیرنده در فراینده تصمیم اهمیت دارد . منافع شخصی و منافع گروهی ، ویزگی های روانی تصمیم گیرندگان ، زمینه های تاریخی تصمیم گیرنده  ، زمینه های فرهنگی  و ارزش فرهنگی تصمیم گیرنده  ، بینش تصمیم گیرنده و تصمیم گیرندگان . که این موارد برای تمرکز بر تصمیم گیرنده لازم است .

سیستم گرایش نخبگان هم اهمیت دارد زیرا باید ببینیم تغیر در سیاست گذاران چگونه است چون تغیر در سیاست گذاران مترادف است با تغیر سیاست ها ، که در نظام های بسته این رهایف اهمیت بالایی دارد . زیرا یک نفر تصمیم می گیرد .

2 - شرایط و مقتضیات تصمیم گیری : در شرایط های مختلف رفتار دولت ها عوض می شود ، در فراق بال با ذیق وقت ، در جنگ یا صلح ، در آرامش یا بحران ، در دوره ی تحریم یا آزادی ، در دوره ی اتحاد یا انزوا ، که در هرکدام از این شرایط تصمیم گیری فرق می کند و تصمیم گیری بستگی به شرایط موجود دارد .

3- دسترسی به منابع اطلاعاتی و امکانات در تصمیم گیری : میزان دسترسی به تکنولوژی ، امکانات مالی ، نیروهای اطلاعاتی و هجوم اطلاعاتی می تواند موجب شود تا تصمیم گیرندگان تا حد امکان ذهنشان را از پیش داوری در مورد اطلاعات دور کنند .

4 ساختار نظام تصمیم گیری در کشور : نظام آن کشور چه ساختاری دارد پوپولیستی است یا اقتدار گرا ، نظام توده گراست یا نخبه گرا . اگر نظام توتالیتر باشد تصمیم گیری تفاوت می کند ، مثلا نظام چین کمونیست که مقتدر و متمرکز است و تک حزبی است بنابراین در مورد این نظام نباید رفت سراغ دیگر احزاب زیرا آنها تاثیر گذار نمی باشند در حالی که در نظام چند حزبی آمریکا نمی توان به سراغ یک حزب رفت.

نکته  : در نظام تصمیم گیری باید توجه داشت که کشور ها بازیگران عاقل اند  و بر اساس منافع خودشان تصمیم گیری و موضع گیری می کنند که البته بستگی بر نظام تصمیم گیری دارد .

نکته  : اگر نظام تک حزبی و استبدادی باشد ، نظام تصمیم گیری عقلایی نخواهد بود .

5 - محدودیت های تصمیم گیرنده : هر نظام تصمیم گیری با محدودیت هایی مواجه است مانند مشکل تکنولوژیو منابع قابل دسترس برای تصمیم گیرنده باید بر اساس امکانات و محدودیت ها باشد.    باید به محدودیت تصمیم گیرنده توجه داشت ، گاهی اوقات نظام قدرت سدی است در مقابل نوآوری و تصمیم گیرنده نمی تواند بر خلاف نظام تصمیم بگیرد . معمولا تصمیمات بزرگ ومالی در بالاترین سطح نظام گرفته می شود و تصمیمات جزئی در رده های پایین تر گرفته می شود .

نکته  : از نظر سرعت سیستم های بسته و اقتدار گرا زودتر در شرایط بحرانی تصمیم می گیرند نسبت به سیستم های دموکرات و لیبرال زیرا در شرایط بحرانی نیازمند سرعت تصمیم گیری بالایی می باشیم و در سیستم های بسته یک نفر تصمیم می گیرد .

انواع محدودیت به شرح ذیل می باشد :

1-       بیرونی ( فشارهای داخلی ) .

2-       درونی ( اوضاع داخلی و موقعیت ژئوپولتیک ) .

 3-    ذهنی : گاهی برخی از افراد به لحاظ شعور یا به دلیل عدم مطالعه ، توانایی کافی برای درک مسئله را ندارند و در نتیجه نمی توانند تصمیم مناسبی بگیرند .

4-       فرهنگی و اجتماعی .

5-       عدم انعطاف در نهادهای تصمیم گیرنده .

6-راه حل های گوناگون در فرآیند تصمیم گیری : باید راه حل های گونگونی را به لحاظ ابزار ، امکانات معنوی و زمانی لحاظ کرد. پر کاربردترین و کم هزینه ترین را باید انتخاب کنیم .

7 پیامدهای تصمیم : آن تصمیمی منطقی است که قبل از اتخاذ تلاش شود میزان بالایی از پیامدها برای آن در نظر گرفته شود .

نکته  : در تصمیم گیری باید کمیت و کیفیت بازیگران و واکنش های آنها در مقابل هم در نظر گرفته شود.

انواع مدل های تصمیم گیری :

1- مدل عقلایی : یعنی مدلی که بر اساس آن بهترین تصمیم اتخاذ شود . این مدل با فرض اینکه تصمیم گیرندگان آگاهی کامل به همه جوانب دارند و همه فاکتور ها را در نظر گرفته اند ، تصمیم خود را می گیرند .

نکته  : مدل عقلایی بسیار وقت گیر و پر هزینه است .

2 مدل رضایت بخش : در این مدل هدف اخذ بهترین و جامع ترین تصمیم نمی باشد بلکه تصمیمی که برای ما رضایت ایجاد کند . این مدل بر مبنای واقعیات موجود اتخاذ می شود ، برنامه ریزی آرمانی صورت نمی گیرد و افراد به طور خود آگاهانه ازآرمان اجتناب می کنند .

3- مدل فزآینده : روشی محافظه کارانه دارد و تلاش می شود وضیعت حال بر اساس تصمیم ما تغیر نکند اما هرروز می توان وضعیت بهتر را دید و بر میزان منطقی بودن تصمیم اضافه می شود ، بر میزان منطقی بودن تصمیم اضافه می کند . طیفی از تغیرات در تصمیم منظور می شود ، تغیر یکباره و ناگهانی صورت نمی گیرد، با صرف زمان بیشتر تعداد تصمیمات مورد نظر بیشتر می شود ، فاصله تغیرات به لحاظ کیفی کم می شود . این روش به علت کم کردن تنش و واکنش بازیگران می باشد .

نکته  :  استفاده از مدل فزآینده ممکن است به دلیل کمبود امکانات ، تزلزل در جامعه و یا مشکلات فرهنگی باشد.

4 مدل بینش فوق العاده : این مدل در روانشناسی سیاسی استفاده می شود زیرا بر نقش توانایی ها و استعدادهای افراد تاکید می کند به طوری که نقش باقی عوامل تحت الشعاع این عامل قرار می گیرد . در این مدل سیاستگذارانی که دارای بینش فوق العاده اند مهم تلقی می شوند مانند شخصیت های بزرگ و تاریخ ساز .

نکته  : مدل بینش فوق العاده با سطح تحلیل خرد ( فرد گرا ) پیوند می خورد .

مدل مختلط : در این مدل سعی می شود نارسایی مدل های دیگر رفع شود و از مزایای هر کدام استفاده می کند و به مسائل چند جانبه نگریسته می شود .

 

تحلیل روابط بین الملل بر اساس رهیافت قدرت : مبنای این رهیافت سطح تحلیل میانی دولت و ملت است . در این رهیافت قدرت دولت و ملت ها اهمیت اساسی دارد و روابط بین بازیگران بر اساس نحوه توزیع قدرت صحنه ی روابط بین الملل مورد بررسی قرار می گیرد و مورگنتا از جمله نظریه پردازان این رهیافت می باشد.

نکته  : طرفداران این نوع رهیافت رئالیستها می باشند که تاکید بر دولت و ملت می کنند .

نکته : هابز و ماکیاولی از دیدگاه فلسفی به رئالیست ها می نگریستند .

نکته : کتاب معروف مورگنتا سیاست بین ملت ها نام دارد .

سیاست بین الملل عرصه ای می باشد برای کشمکش بر سر قدرت . میان اعمال گران قدرت و اعمال شدگان قدرت که بین این دو یک رابطه روان شناختی هم وجود دارد .در عرصه روابط بین الملل قدرت هم همین وضع را دارد . این رابطه وقتی دیده می شود که جوامع با شناخت از خود و کشورها رابطه ای مبتنی بر رقابت و کشمکش آغاز می کنند .

در چارچوب قدرت کشورها روش های مختلفی را اتخاذ می کنند که به شرح ذیل است :

1- حفظ وضع موجود ( کانسرواتزیم )

2- افزایش قدرت ( امپریالیسم )

3–نمایش قدرت ( پرستیژ ) که بر این مقوله ماکس وبر هم تاکید کرده است .

 تاکید واقع گرایان از جمله بر بحث موازنه قدرت : تا صلح استوار است که موازنه قوا باشد . در موازنه قوا عده ای حافظ وضع موجود هستند و می جنگند تا نظم موجود بماند و عده ای ناراضی اند و می جنگند برای تغییر وضع موجود که آنها تجدید نظر طلبند.

کشورهای تجدید نظر طلب : شکست در جنگ ( جنگ ژاپن ) یا اعمال قراردادهای تحمیلی ( قرارداد 1975 الجزایر ) یا از دست دادن سرزمین ، یا سیاست خارجی کشوری بر اساس ایدوئولوژی جدید چیده شده باشدباشد که باعث ایجاد نارضایتی عمومی شده و طغیان افراد را به همراه داشته باشد تا هم ساختار و هم نحوه توزیع قدرت تغیر پیدا کند .

سیاست حفظ وضع موجود : از تقسیمات جغرافیایی راضی است ، یا کشوری که بر اساس اصول واقع گرایانه حافظ موازنه است .

 چرا دولتی راضی از وضع موجود است ؟ زیرا چیزهای مورد نیاز را دارد و به حق خود رسیده و قانع است و یا سهم مناسبی از قدرت را در اختیار دارد یا اینکه حافظ موازنه حال است .

مفروضه های مورگنتا :

1- : کشورها هر کدام بدنبال نیل به منافع ملی خود هستند .

 2- : تعارضات ، کشمکش ها ، جنگ ها اینها محصول تصادم منافع ملی کشور هاست .

 3- : ائتلاف ها و اتحادها محصول تجمع موقت منافع ملی کشورهاست .

4- تعارضات در عرصه ی روابط بیت الملل ذاتی اند .

برای تجزیه و تحلیل رفتار سیاست خارجی کشورها باید به سراغ منافع ملی کشورها رفت و بعد سوال پرسیده شود که :

 1 – این کشور مذکور منافع ملی خودش را تا چه حدی درک کرده است ؟

2 – تا چه حد قادر به دست یابی استراتژی برای تعقیب منافع ملی خودش می باشد ؟

کنت والس :  قدرت با تاثیر گذاری رابطه ای همسو دارد ، در واقع عاملی که بتواند دیگران را تحت تاثیر قرار دهد بیش از آنکه خود تاثیر بگیرد ، قدرت دارد .

نکته  : سیاست علم کسب قدرت است .

نکته  : هر کشوری که قدرت بیشتری داشته باشد در نتیجه تاثیر گذاری بیشتری را در عرصه بین الملل دارد پس این کشور می تواند از یک عامل ( کرگزار ) به مقام بازیگری برسد .

نکته 15 : توزیع قدرت در جوامع بین الملل نابرابر است .

ویژگی های قدرت : نسبی است ، کمی و کیفی بودن قدرت ، تجزیه ناپذیر بودن عناصر قدرت ، توزیع نابرابر قدرت در عرصه ی جهانی .

قدرت های بزرگ حوزه عمل بیشتری دارند ، امکانات بیشتری دارند ، منافع ملی خود را گسترده تر تعریف می کنند ، حوزه ی امنیت خود را وسیع تر تعریف می کنند و می توانند از عواقب اشتباهاتشان مصون بمانند . قدرت های بزرگ معمولا در حفظ وضع موجود می کوشند و ضعیف تر ها راضی بر تغیر وضع موجود هستند . 

بعضی ها می گویند که موازنه ی قدرت : ا- عامل توزیع نابرابر قدرت در بین بازیگران است ، 2 – در حال توزیع نسبتا متوازن قدرت در بین بازیگران است .

تعاریف موازنه ی قدرت به شرح ذیل می باشد :

1-در اثر بی ثباتی در جنگ به وجود می آید ، 2 – نظامی است که محور آن اصالت قدرت می باشد .

موازنه ی قوا پیش نیازهایی دارد که به شرح ذیل می باشد :

1 – باید بازیگران سیاسی متعدد باشند ، 2 – اقتدار مشروع مرکزی در دنیا نباشد ، 3 – توزیع نابرابری از قدرت وجود داشته باشد ، 4 – رقابت مستمر اما قابل کنترل بین قدرت باشد ، 5- تفاهم نسبی بین قدرت های بزرگ وجود داشته باشد.

نکته  : در هنگام جنگ های بزرگ نظام موازنه ی قوا هیچ کارایی ندارد .

 نکته  : قدرت ها در عین حال از پیدایش قدرت برتر جلوگیری می کنند .

نکته  : بدون شکل گیری جنگ موازنه قوا به وجود نمی آید .

موازنه ی قوا پیش نیازهایی دارد که به شرح ذیل می باشد :

1 – باید بازیگران سیاسی متعدد باشند ، 2 – اقتدار مشروع مرکزی در دنیا نباشد ، 3 – توزیع نابرابری از قدرت وجود داشته باشد ، 4 – رقابت مستمر اما قابل کنترل بین قدرت باشد ، 5- تفاهم نسبی بین قدرت های بزرگ وجود داشته باشد.

نکته  : در هنگام جنگ های بزرگ نظام موازنه ی قوا هیچ کارایی ندارد .

نکته  : قدرت ها در عین حال از پیدایش قدرت برتر جلوگیری می کنند .

نکته  : بدون شکل گیری جنگ موازنه قوا به وجود نمی آید .

اولین عصر طلایی : ( از سال 1648 با قراردادهای وستفالی تا سال 1748 ظهور ناپلئون)

 دول ملی نه البته به معنای امروزی به وجود آمدند ، جنگ ها کاهش یافتند و توافق بر حفظ نظم موجود شد. ولی با انقلاب فرانسه همه چیز بر هم خورد از ویژگی های ناپلئون ملی گرایی فرانسوی وی بود و شروع به دست اندازی کرد اما ناپلئون شکست خورد و دوباره در کنفرانس وین کشورها جمع شدند و سعی شد اصولی اعاده شود و توازن قدرت را احیاء کنند و توافق شد در امور داخلی کشورها دخالت نشود .

عصر دوم از سال1870 به سمت قرن 20 یعنی سال 1914 عصر امپریالیسم است ، قدرت های اورپایی با هم رقابت می کردند برای کسب مستعمره بیشتر ، انقلاب صنعتی به وقوع پیوست ، سلاح های مخرب به عرصه جهانی راه یافت شعارهای انقلاب فرانسه بارور شد ، ملی گرایی توده ای به وجود آمد که ارتش های امپریالیستی با آن مقابله می کردند و اختلاف نظر میان نخبگان اروپایی بیشتر شد .

نکته 19 : از 1918 تا 1939 تلاش جامعه ملل بر حفظ نظم موجود بود و از سال 1945 به بعد تقابل دو قطب قدرت می باشد .

 از سال 1945 تا 1971 یک نوع موازنه دو قطبی وجود داشت ، در این دوره سلاح های مخرب قوی ساخته شد و در واقع یک موازنه جدید ایجاد شد ، دو قدرت از درگیری مستقیم با هم پرهیز می کردند و توسط کشورهای دیگر مثل کوبا و ایران با هم درگیر می شدند و قدرت یکدیگر را به رخ هم می کشیدند . در دوره سوم یک صلح نسبی به وجود آمد که زمامدار صلح آمریکایی بود دو ابر قدرت می کوشیدند صلح را در محدوده ای که تحت پرچمشان بود حفظ کنند و این صلح نسبی مولود توزیع متوازن قدرت و ثروت نبود و از نظر اقتصادی هم با هم برابر نبودند در واقع یک نوع موازنه ی وحشت وجود داشت که پایه این موازنه قدرت و ابزار نظامی بود . در دوران صلح نسبی اقتصاد در بخش های بلوک غرب بهتر از شرق بود . در موازنه ی وحشت سرد در نظام دو قطبی دیپلماسی بارور شد و مذاکره اهمیت داشت در واقع هنر این نظام دو قطبی در آن دوران استفاده نکردن از سلاح بود . 

 نکته 20 : در اواسط سال 1950 جنبش غیر متعهدها در اندونزی به وجود آمدند که نیروی سومی بود در موازنه دو قطبی.

نکته : موازنه فقط در عرصه دو قطب نبود بلکه برای قدرت های منطقه ای هم بود و حامیان دو قطب تلاش می کردند از سردمداران قدرت ها دفاع کنند .

 نکته : قدرت واقعی با قدرت ظاهری فرق می کند ، قدرت واقعی بود بر ابزار مادی و توانای های لازم اما قدرت بالقوه قدرت هایی بود که در دوران تنش یا بحران می توان آنها را به با الفعل تبدیل کرد .

فصل 3

والتز قدرت را بر حسب تأثیرگذاری تعریف می کند:

*عناصر تشکیل دهنده قدرت:

1-     ایدئولوژی- به عقیده و اندیشه های یک جامعه اطلاق می شود.

2-     عوامل اجتماعی (میزان جمعیت، ویژگیهای ملی، روحیه ملی)

3-     عوامل سیاسی (ثبات سیاسی، رهبری، شکل حکومت)

4-     عوامل جغرافیایی (وسعت ، مرزها وضعیت اقلیمی مهمترین عوامل هستند)

5-     عوامل نظامی

6-     عوامل اقتصادی

خلاصه فصل هشتم کتاب نظام سیاسی دولت و اسلام /فیرحی

 http://92.50.2.210/database/BookImages/94/94201275.jpg

نظام سیاسی مشروطه و شیعه

 

ساختار نظام مشروطه شیعه:نظریه های دولت مشروطه شیعی بر مبنای تقیه زمانیه و رهیافت سلبی درباره نظام سیاسی در دوره غیبت استوار است.منظور از رهیافت سلبی،تلقی دولت های موجود عصر غیبت به عنوان دولت های جائر و اتخاذ موضع منفی در برابر این دولت هاست.

 

اندیشه سلبی از اندیشمندانی مثل شیخ مرتضی انصاری ،شیخ مفید متاثر است.

 

سه پایه اساسی مبنای مشروعیت نظام سیاسی مشروطه در اندیشه شیخ انصاری:

 

1-حدود ولایت فقیه  2-وجوب اطاعت مومنان از فقیه اعلم  3- موضع در برابر سلطان جور

 

مناصب فقیه جامع الشرایط:افتا قضا(شیخ انصاری آن را میپذیرد)و سیاست(آن را قبول نمیکند و معتقد به عدم دخالت علما در سیاست است).شیخ انصاری ولایت سیاسی فقیه را مشروع نمیداند.

 

عناصر و نهاد های نظام مشروطه از نظر شیعه:

 

محقق نائینی به دو قسم تقسیم می کند:الف)تملکیه:یعنی مالکیت مطلق و هر آنچه که سلطان بخواهد انجام میدهد که مردم هیچ مشارکت با سلطان در سایر امور مملکت ندارد.

 

ب)ولایته:ولایت بر اقامه مصالح یک نوع و به همان اندازه محدود است که این قسم را مشروطه اسلامی می داند.

 

شیخ محمد اسماعیل محلاتی سه قسم را نام میبرد:1-سلطنت مشروطه 2- سلطنت مطلقه الهی(مختص پیامبران و امامان)3-سلطنت مطلقه استبدادی

 

ب)نهاد قضاوت:نائینی منصب قضا و افتا را منحصرا وظیفه عالمان شریعت می داند و تمام قوه ی قضاییه را د رانحصار فقیهان شیع قرار می دهد که محاکم شرعی قوانین مصوب مجلس را هم رعایت کنند.

 

ج)مجلس شورای ملی:از ارکان نظام سیاسی اسلام یتلقی میشودو شیعه معتقد است که قوانین مجلس شورای ملی بر بنیاد شرعی استوار و حضور مجتهدان در مجلس قانونگذاری را لازم میداند.همچنین سید لاری معتقد است که مجلس مشروطه شورایی مبتنی بر شریعت برای اجرای احکام الهی است پس ریاست مجلس را باید فقیه عادل و جامع الشرایط به عهده بگیرد.

 

 خلاصه درس نظام سیاسی/فصل هفتم:مختصات عمومی امامت شیعه

http://92.50.2.210/database/BookImages/94/94201275.jpg

پژوهش در نظریه های نظام سیاسی شیعه نشان می دهد که این گونه نظریه ها به لحاظ نظری بر «اندیشه امامت و ولایت» استوارند. در این مقاله و تحت سه عنوان «ادلّه»، «اصول» و «پایه ها»ی نظام سیاسی شیعه، کوشش می کنیم سیمای عمومی این نظام را، که در منابع اسلامی «امامت شیعی» نامیده شده است، بررسی کنیم:

الف. منبع تغذیه کننده یا دلایل وجوب و وجود امامت شیعه

«امامت» تنها اصل اساسی است که شیعیان (دوازده امامی) را از دیگر فرقه های اسلامی متمایز می کند.امامت فرق جوهری و اصلی است و...

بقیه مطالب در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

جزوه درس نظام سیاسی دکتر اکوانی-۱۷/۱/۹۵

تاریخ ۱۶/۱/۹۵نظام سیاسی دکتر اکوانی

اندیشمندان بدنبال این هستند که اسلام با استعمار سازگاری ندارد.و استدلال می کنند که اولین زمینه اجتماعی بعد از جنگ جهانی تعداد کشور های مسلمان رو به افزایش است و به لحاظ عملی وابسته و از نظر سطح توسعه یافتگی خیلی تفاوت زیادی با کشور های مرکزی دارد.الگوی دموکراسی به عنوان الگوی مسلط پذیرفته شده و وقتی به شکل صوری از آن استفاده میکنند.

چرا در جامعه اسلامی آزادی نیست؟چرا حقوق انسان ها تضعیف میشود؟چرا حاکمان بطور موروثی در راس حکومت هستند؟بسیاری از اندیشمندان در صدد جواب گویی این مسائل در قالب نظام سیاسی به جست و جو میپردازند و معتقدند که مشکل از اسلام نیست و مشکل از مسلمانی ماست.

دو دسته از رویکرد اندیشمندان در پاسخ به سوالات فوق میتوان شرح داد:

۱-رویکرد انفعالی:این رویکرد بدنبال بررسی الگوی دموکراسی و مفاهیم آن را استخراج میکنند و ان را با اسلام تطبیق میدهند.یکی از ارکان دموکراسی پارلمان و انتخابات است و آیا در قرآن و سنت نبوی چیزی در این موارد وجود دارد یا خیر؟

۲-رویکرد فعالانه(خلاقانه):در این رویکرد بدنبال اثبات این است که اسلام یک مولفه هایی دارد که فراتر از دموکراسی است و ما نتوانسته ایم مفاهیم ان را استخراج کنیم  و این باعث وجود نظام های اقتدارگرا در اسلام شده است.

نقطه اشتراک اهل سنت(نگاه سلف گرایانه)بازگشت برجسته و متعالی (دوره پیامبر،دو خلیفه اول،خلفای اموی بنام عبدالعزیز)چون معتقدند که بیشترین نزدیکی با مبنای اصیل اسلامی داشته است.

افرادی مثل بن علی و توفیق محمد شاوی که در مورد دموکراسی صحبت کرده اند.

محمد شاوی در کتاب الشورا و الستشاره در مورد گرایش به توضیحات دموکراسی و پرداختن  به این موضوع را شرح می دهد.

در کتاب احمد السنهوری یک تفکیک بین خلافت اصیل و فرعی وجود دارد.

تقسیم بندی احمد السنهوری  خلافت:۱-خلافت اصیل:خداوند انسان را خلیفه خودش در زمین قرار داده است و مصداق آن خلفای راشدین است.

۲-خلافت فرعی یا باطل:آن حکومت و دوره هایی است که بنام خلافت تشکیل شد ولی در اصل خلافت به انحراف کشیده شد.

محمد شاوی معتقد است که در اسلام یک مبنایی وجود دارد که اصل خلافت را تشکیل میدهد و آن مبنا شورا اس،دلیل وجود نظام های اقتدارگرا،عدم وجود آن مقوله است و نتیجتا اسلام از دموکراسی غرب برتر است.

کتاب الشورا و المرتبه دموکراسی محمد توفیق شاوی  بدنبال مصادیق و ساختار های دموکراسی است.

مبناهای استدلالی برای ثابت کردن شورا و برتری از نظام دموکراسی از نظر محمد توفیق شاوی:اولین مبنا این است که بین دو مفهوم شورا و مشورت تفکیک قائل می شود و معتقد است که شورا یک مفهوم عمومی دارد و بین اعراب قبل از ظهور اسلام یک عمل عمومی بوده است اما مشورت کردن یک ضعف دارد و آن این است که نتیحه ی آن الزامی نیست.شاوی معتقد است که شورا یک معنای خاص هم دارد به این معنا که یک جماعت یا یک گروه با نظر جمعی یک تصمیمی را اتخاذ می کنند که آن تصمیم الزام اور است،وی معتقد است که مباحث دموکراسی اسلامی شورا به معنای خاص است و در دوره خلفا به این مسئله توجه نکرده اند.

چند اصل اسلام از نظر محمد توفیق شاوی که در مکانیزم شورا نهفته است:

۱-اصل خلافت:/منظور وی از خلافت،خلافت اصیل است وی معتقد است که در ارتباط بین خلافت اصیل و خلافت فرعی از طریق شورا اتفاق می افتد.اگر خلفا به سازو کار شوزا عمل کنند به اصل خلیفه الهی هم عمل کرده اند و مصداق خلافت است.

۲-اصل کرامت انسان:شاوی معتقد است که خداوند در قرآن به صراحت مطرح میکند که انسان دارای کرامت ذاتی است و منظور از کرامت برتری دادن از بقیه موجودات است.دلیل برتری انسان از بقیه موجودات چیزی جز عقل نیست و زمانی که کرامت انسان ثابت شد حقوق هایی را  برای انسان به رسمیت شناخته می شود.شاوی معتقد است که مجموعه ای از این حقوق  در نظام شورایی تحقق پیدا می کند.

۳-آیات قرآن:(۱۵۲آل عمران و سوره شورا)؛شاوی معتقد به ارتباط بین دو آیه نهفته است که پیامبر در آغاز دعوت شورا را به مفهوم عمومی آن توجیه کرده است.و آیه ی دوم وجه الزام آوری بیشتری دارد که در مدینه نازل می شود که تنها مکانیزم تصمیم گیری در نظام سیاسی اسلام است.گفتگوی آزاد بین نظام سیاسی وجود دارد. سوم اینکه رای اکثریت در حامعه اسلامی انجام خواهد شد که برتری دموکراسی اسلامی از نظام سیاسی دموکراسی است،همچنین شاوی ساختار قانونمداری را به شرح و تفصیل می پردازد.

در نظریه شاوی رابطه ی بین شریعت و قانون چیست؟وی معتقد است که اساس نظام شورایی شریعت است مبنای قانونگذاری آن عقل بشری است و به اندازه شریعت مصالح و بشریت را فراهم نمی کند.رکن دوم شورا است که معتقد است که در نظام سنتی به شوراکراسی دو دسته وجود دارد:

۱-شورای عمومی:همه ی اعضای جامعه در مورد یک موضوع انجام می شود و مبنای تصمیم گیری قرار میگیرد و امکان شورای عمومی در همه ی مکان ها امکان پذیر نیست،که نوعی شورای تخصصی را مطرح می کند.

۲-شورای علما؛که کار قانونگذاری را انجام می دهد و مکانیزم آن اجماع است.و دوم شورای اهل حل و عقد که مانند  مجلس نمایندگان که به رای مردم انتخاب می کند ولی شرط اسلامی بودن مجلس الزامی نیست و فقط حاکم وظیفه ی انتخاب و بر امور حاکم نظارت دارد.

مهم ترین ضعف این نظریه شوراکراسی منفعلانه  عمل کردن این نظریه است.شاوی شورای عمومی را از مهم ترین مقوله در نظام دموکراسی اسلامی میداند.

پاورپوینت فصل ششم ساختار جدید خلافت اهل تسنن نظام سیاسی در اسلام/دکتر اکوانی

این پاورپوینت خلاصه و چکیده از این فصل است و برای کنفرانس و ارائه آن در کلاس درس مناسب می باشد..

دانلود

جزوه جلسه سوم حقوق جمهوری اسلامی/دکتر رفیعی قهساره

درس حقوق جمهوری اسلامی۴/۱۲/۹۴

سابقه ی حقوق اساسی و قانون اساسی در ایران

سابقه ی حقوق اساسی و قانون اساسی در ایران به سالهای مشروطه برمیگردد.

تا پیش از این مدت های طولانی حکومت های به طور مطلق در اختیار شاهان بود و اداره ی کشور با روش دیکتاتوری صورت گرفت در سال ۱۲۸۵هجری شمسی برای نخستین بار ایران دارای قانون اساسی شد برای تدوین قانون اساسی کمیسیونی از اعیان و اشراف و علما تجار و وزرا متن قانون اساسی راتهیه کردند و سرانجام با امضای ناصرالدین شاه این قانون رسمیت پیدا کرد.قانون اساسی مشروطه متشکل از پنج فصل و پنجاه و یک اصل بود اصول این قانون عبارتند :از: فصل اول درتشکیل مجلس فصل دوم وظایف مجلس فصل اظهار نظر در مجلس فصل چهارم عنوان مطالب از طرف مجلس و فصل پنجم چگونگی تشکیل مجلس ثنا 

ادامه جزوه در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته

جزوه خلاصه فصل 4 نظام سیاسی در اسلام-دکتر اکوانی

دلايل وجود و وجوب خلافت

تبارشناسى نظام سياسى اهل سنت نشان مى دهد كه اين نظام سياسى در جهان اسلام، به لحاظ تاريخى بر تعبير خاصى از «حادثه سقيفه » استوار است . اهتمام اهل سنت در حفظ و توسعه اين «تعبير» موجب شده است كه در طول تاريخ اسلام، مجموعه نسبتا منسجمى از استدلال هاى عقلى، نقلى و تاريخى - به وسيله اشاعره و معتزله - در توجيه و تبيين نظام سياسى اهل سنت كه «خلافت اسلامى » ناميده مى شود، فراهم گردد .

به دلیل زیاد بودن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

نمونه سوالات درس تاریخ تحول دولت در اسلام

بخش اول نمونه سوالات درس تاریخ تحول دولت در اسلام

فصول اول الی هشتم کتاب داوود فیرحی

 

خصايص و ويژگي هاي کلي دولت (نظام سیاسی) را بنويسيد ؟

1-       داراي قدرتي عام و مستدامي است که بالاتر از حاکمان قرار دارد .

2-       داراي برتري بر کل سازمانها ، تشکلها و گروهاي داخلي است .

3-       دولت يگانه تشکل صاحب اقتدار تلقي مي شود .

4-       قدرت انحصاري دولت براي تعيين حقوق و وظائف مردمان جامعه هم خصلت عملي (دوفاکتو) و هم خصلت قانوني و رسمي (دوژور) دارد .

5-       قوانين و مقررات دولت ها آمرانه و حاکم بر ديگر مقررات و قوانين در هر جامعه است .

6-       دولت سازماني است که بيشترين ميزان تداوم حتي براي چندين نسل را خواهد داشت .

7-       عضويت در يک دولت بيشتر غير ارادي است .

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

جزوه جلسه سوم نظام سیاسی دراسلام و ایران-دکتر اکوانی

26/11/94نظام سیاسی اکوانی

الگوی دولت و نظام  سیاسی

نظریات ایجابی نظام سیاسی و نظریات سلبی نظام سیاسی در اسلام از نظر کلان

نظریات ایجابی:نظام سیاسی جزء ضروریات زندگی است و توجیهی امنیت محور است.یک اصل اساسی آن،اجرای احکام دینی و شریعت،که مستلزم وجود نظام سیاسی خواهد بود.

نظریات سلبی:طرفداران این نظریه معتقدند که ضرورتی برای نظام سیاسی در اسلام نیست و اقلیت بسیار کمرنگ هستند و بطور مشخص خوارج این دیدگاه را دارند.خداوند به هیچ وجه بخشی از مسلمانان را تسلط بر همه ی مسلمانان قرار نداده است.

تولد خلافت در عرصه ی نظر زودتر از نظریه امامت بوده است.اهل سنت به دلیل باور به اینکه پیامبر اسلام برای بعد از خودش جانشین مشخص نکرده زودتر وارد منازعه شدند که چه کسی وظیفه و جانشین شود؟!که به لحاظ تاریخی به سقیفه بنی ساعده بر میگردد.پیشتاز واقعه ی سقیفه انصار بودند.از مهاجرین عمر،پیشتاز برای تلاش معین کردن جانشین است.در آن گردهمایی بحث های کلامی اتفاق می افتد که چه کسی شایستگی اداره ی حکومت و نظام را داراست.

نگاه ابوبکر و عمر:حکومت و خلافت از قریش نباید خارج شود.این استدلال کار ساز نبود.نهایتا نظریه دو امیری مطرح میشود،که این نظریه هم رد می شود.اختلاف قوم خزرج و اوس باعث پیروز شدن ابوبکر در این واقعه شد،که ماه عسل آن شکل گیری نظریه خلافت می شود.

اهل حل و عقد:مجموعه ای از افرادی که دارای چند ویژگی هستند:۱-دارای محبوبیت عمومی اند.۲-اهل دانش هستند.۳-از ویژگی رهبری برخوردارند و از مکانیزم های ان انتخاب خلیفه بوده است.معتقدند که کلمه خلیفه را ابوبکر  ابداع کرده است و کم کم این واژه تثبیت شد.

نظریه اهل سنت،خلافت به مفهوم اولیه آن الگوی آرمانی نظام سیاسی مطرح است.خلیفه ی اول و دوم بیشتر قرابت با نوع برخورد با پیامبر داشته است.به این دلیل آرمانی است که کسانی خلیفه اند عمدتا از اصحاب پیامبر بوده که هم رفتار و سیره پیامبر را دیده  و انجام داده اند.خلافت جزء اصول دین نیست بلکه فرعی از فروع دین است.

مجموعه ای از ویژگی های خلیفه متانسب با کارکرد و وظایف است،خلیفه و خلافت از نظر اهل سنت جانشینی پیامبر در امور دینی و دنیوی امور مردم جامعه اسلامی را بر عهده دارد.

شرایط خلیفه:۱-خلیفه باید قریشی باشد.دلایل:۱-چهار تا خلیفه اصلی از قریش بودند.۲-اصیل ترین قوم عرب قریشی ها هستند و از نظر فصاحت و بلاغت از سایر اقوام جلوترند،که امکان فهم قرآن و تفسیر قرآن بیشتر است که دلیل محکمی نبوده است.

۲-شرط دوم خلیفه آشنایی با دین است.خلیفه لازم نیست شریعت دان و فقیه باشد ولی لازم است آگاهی از مسائل دینی داشته باشد.

۳-ویژگی سوم خلیفه،سلامت خلیفه است که توان انجام امور جامعه را داشته باشد.

۴-ویژگی چهارم توانایی فرماندهی نیروهای نظامی و امور جنگ است.

۵-ویژگی پنجم آن،توانایی تدبیر امور اقتصادی جامعه مسلمین را داشته باشد.

*سه شیوه ی متفاوت برای انتخاب خلیفه:

۱-انتخاب حل و عقد خلیفه؛که دارای ویژگی دین شناسی،برتری دانش،توانایی تصمیم گیری و از شرایط انتخاب خلیفه برخوردارند.

۲-شیوه دوم استخلاف؛یعنی تعیین خلیفه ی جدید توسط خلیفه ی قبلی

۳-شیوه سوم زور و غلبه؛اهل سنت نوعی رویکر واقع گرایانه دارند و معتقدند که قدرت را به هر شیوه بدست بگیرد آن شخص حاکم جامعه مسلمین است،نشانه عملکرد پراگماتیستی است.

نظریه امامت شیعه:در اندیشه شیعه،حاکم یک امام است.امامت به عنوان پیشواست.که دارای ویژگی های است از جمله:

۱-عصمت:که دارای علم لدنی است.امام دارای مجموعه ای قوا که اتصالی با خداوند دارد.

افضل و اعلم بودن است:دسته اول دوران غیبت؛ معتقدند که در عصر غیبت نیاز به تشکیل حکومت توسط شیعه نیست و باید حکومت را به سلطان جائر بسپاریم.

دسته دوم معتقدند که حکومت تشکیل نمیدهیم که اگ حاکم عادل باشد میتوان با ان همکاری کرد.

دسته سوم  معتقدند که حاکم باید شیعیان باشند:رویکرد حداقلی(طرفداران فقه شیخ انصاری):ولایت مقیده فقیه است که اگر مردم خواهان باشند دارای ویژگی دینی باشند.دسته دوم ولایت مطلقه فقیه است(طرفداران فقه جواهری)