«خودباختگي هويتي» چه بر سر استاد علوم سياسي مي‎آورد!؟

اظهارات سریع القلم با تفاوت در لفظ تکرار‌‌ اظهاراتی است که بار‌ها و بارها از سوی روشنفکران متصف به صفت «خودباختگی هویتی» در بيان نقاط ضعف جامعه شنيده شده است، اما سخن آن است که در مقام نسخه پيچي براي رفع اين نقايص، آيا تمدن غرب می‌تواند یک الگوی تمدنی برای به سعادت رسیدن جامعه اسلامی ایران باشد!؟

علی رغم تلاش اندیشمندان ایرانی برای تدوین نرم افزار و سخت افزار تمدن اسلامی ایرانی، همچنان در دانشگاه‌ها هستند اساتیدی که الگوی تمدنی غرب را مبنای پیشرفت می‌‍دانند. هر چند جدال میان غرب‎زده‌ها و منتقدين اين تمدن انسان‎مدار یک جدال تاریخی است، با این حال با پررنگ شدن موضوع طراحی الگوی اسلامی ایران پیشرفت و تمدن اسلامی این جدال وارد مرجله جدیدی شده است. 

به گزارش رجانیوز، در مراسمی با موضوع پیشرفت ایران که در یکی از فروشگاه‌های شهر کتاب برگزار شد، محمود سریع‎القم كه خود درس‎خوانده امريكا است و كمتر سخنراني، مصاحبه و يا نوشته‎اي از او را مي‎توان سراغ داشت كه به فرهنگ مردم ايران، طعنه يا كنايه‎اي نزده باشد، به سخنرانی پرداخت و اين بار در اظهارات خود جامعه ایران را جامعه بی‌قانون دانست که باید برای پیشرفت درچارچوب تمدن غربی قرار گرفته و جهاني شود. 
 
 
وی در اظهارات خود در این مراسم که در یکی از روزنامه‌های دوم خردادی آن را انتشار داده، گفته است: اگر کسی فرودگاه دوبی را ۱۰ سال پیش دیده باشد و امروز هم دیده باشد، حتما متوجه مفهوم تغییر خواهد شد. ما می‌خواهیم پیشرفت کنیم. من در سخنانم و کلا ما دانشگاهی‌ها در علوم انسانی، میانگین جامعه را در نظر می‌گیریم. در آلمان و ژاپن هم افرادی هستند که دوبله پارک می‌کنند و چراغ قرمز را رد می‌کنند اما دوبله پارک کردن و چراغ قرمز را رد کردن در آلمان قاعده نیست ولی در تهران ما هست. در کشور ما اگر کسی راهی پیدا کند، مالیات نخواهد داد. بنابراین من میانگین جمعیت جامعه را در حرف‌هایم مد نظر دارم. 
 
سریع القلم در ادمه اظهاراتش و در تلاش براي پاسخ به اين پرسش كه چرا هواپیمایی، دانشگاه و صنعت ما ضعیف هستند علت آنرا جهاني نشدن ايران عنوان كرده و مي‎گويد: این امر به این علت است که وارد صحنه بین‌المللی نمی‌شویم. دانشکده خوب، دانشکده‌یی است که وقتی در راهرو‌هایش راه می‌روی، یک استاد کانادایی، هندی، کویتی و... ببینی که با دانشجو‌ها تعامل دارند و دانشجو‌ها مجبورند با آن‌ها انگلیسی صحبت کنند. اگر من در ایران زندگی کنم و هر روز مسیر خانه تا دانشگاه را بروم و بیایم و دایره رقابتم چند دانشگاه در ایران باشد، متوجه ضعف‌هایم نخواهم شد. جالب است در میان روحانیون کشور، آن گروهی که دیگر کشورهای دنیا را دیده‌اند، جور دیگری استنباط می‌کنند و مسائل را از زاویه‌های متفاوت می‌بینند. 
 
وی در ادامه به موضوع مورد علاقه روشنفکران یعنی ناسیونالیسم می‌پردازد و یکی از ارکان اساسی پیشرفت را ناسیونالیبسم عقلی می‌داند. سریع القلم در توضحی ناسیونالیسم غربی گفت: ‌ نکته بعدی حس مالکیت نسبت به جامعه و کشور است. ما در ایران دو نوع ناسیونالیسم داریم. یک حسی و دو عقلی و ناسیونالیسم حسی متاسفانه قوی‌تر است. باید سعی کنیم ناسیونالیسم عقلیمان را تقویت کنیم. وی ادامه داد: آموزش حقوق شهروندی مهم‌تر از سرمایه‌گذاری در بولیوی و پول خرج کردن در مناطق دور دنیاست. آن پول باید در جامعه خودمان بیاید و تبدیل به فیلم و محصول آموزشی شود. داشتن حس مالکیت نسبت به کشور بسیار مهم است.
 
اظهارات سریع القلم با تفاوت در لفظ تکرار‌‌ اظهاراتی است که بار‌ها و بارها از سوی روشنفکران متصف به صفت «خودباختگی هویتی» در بيان نقاط ضعف جامعه شنيده است، اما سخنی که مطرح است آن است که در مقام نسخه پيچي براي رفع اين نقايص، آيا تمدن غرب می‌تواند یک الگوی تمدنی برای به سعادت رسیدن جامعه اسلامی ایران باشد!؟
 
یکی از اصول بدیهی که پژوهشگران با هر طرز تفکری به آن اعتراف دارند آن است که جامعه ایرانی و فرهنگ ایرانی اصول و معیار خاص به خود را دارد. اختلاف از آنجا شروع می‌شود که برخی راه حل رفع نقاط ضعف و توسعه را هضم در فرهنگ و تمدن غربی می‌دانند و برخی دیگر پیشرفت کشور را منوط به قرار گرفتن در مسیر صحیح الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت عنوان می‌کنند. 
 
به عنوان مثال، در گزارش اخیر احمد شهید آمده است که همجنس بازان در ایران آزادی ندارند و نمی‌توانند آزادانه زندگی کنند و فعالیت‌های خود را انجام دهند و به این علت ایران را نافی حقوق بشر خوانده است. 
 
احمد شهید بر اساس خط کش حقوق بشری غرب معتقد است ازدواج همجنس بازان باید آزاد باشد و آن‌ها باید به راحتی فعالیت کنند اما در جامعه ایرانی که دین و مذهب جایگاه مهمی در زندگی اعضای جامعه دارد، دین دستور می‌دهد که با شدت با چنین کارهایی برخورد شود. در عرف مردم ایران نیز این موضوع امری ناپسند و مذموم است. 
 
روشنفکران در موضوع غربی کردن ایران و یا تطبیق ایران با الگوهای توسعه غرب علاوه بر نایده گرفتن تفاوت ارزش‌ها و باید و نباید‌ها و عرف جوامع، یک اصل ساده و ابتدایی جامعه‌شناختی را از یاد برده و یا نادیده گرفتند. 
 
و آن اینکه ارزش‌های که برای یک جامعه مهم و حیاتی هستند در مرکز توجه و حساسیت قرار دارند و هر چه از این اهمیت کم شود به‌‌ همان تناسب از مرکز توجه و حساسیت فاصله می‌گیرند. 
 
به عنوان مثال، به دلیل آنکه دربین مردم ایران اهل بیت و ائمه جایگاه مقدسی دارند هر آنچه که به این اعتقاد خدشه وارد کند مذموم است و به تناسب با‌ آن برخورد می‌شود. 
 
یا در حوزه سیاست خارجی، بر اساس آنچه که در قانون اساسی آمده و برای ملت و نظام ایران یک آرمان محسوب می‌شود، دفاع از مستضعفان عالم اصلي مرز ناپذير است. رويكردي كه تدريجا جرياني از مستضعفين را در عالم با محوريت ايران شكل داده است و اين روزها به جدي‎ترين چالش قدرت‎هاي بزرگي چون امريكا مبدل شده است.
وقتی چنین نگاهی در عرصه سیاست خارجی حاکم است رابطه با بولیوی، ونزوئلا، فلسطین، سوریه و... معنا پیدا كرده و حتي ضروري مي‎شود. هر چند که رابطه با چنین کشورهایی مورد تمسخر اساتید غرب زده علوم سیاسی واقع شود. 
 
واداگی و خود کم بینی سیاسی و فرهنگی و اعتماد به غرب از سوی روشنفکران همچنان در رفتار و گفتار این قشر نمایان است. البته رسوخ این طرز تفکر در سیاست به شکل عیان خود در زمان حاکمیت دوم خردادی‌ها خود را بار دیگر به منصه ظهور گذاشت و در آن زمان بود كه در موضوعي همچون پرونده هسته‎اي ايران و با مشاورت اساتيدي همچون سريع القلم به مسئولين وقت پرونده، استقلال کشور مي‎رفت تا مورد تهدید قرار گيرد. 
 
این در حالی است که به گفته اندیشمندان غرب به دلیلی ماهیت تمدنی خود به دنبال هضم سایر تمدن‌ها ست و خوش بینی برخی روشنفکران سبب نمی‌شود غرب از اهداف خود کوتاه بیاید. 
 
دکتر موسی نجفی، استاد دانشگاه، در این باره معتقد است که تمدن غربی با الگوی» جنگ تمدن‌ها «می‌خواهد سایر تمدن‌ها را در خود هضم کند. 
 
دکنر نجفی با اشاره به طرح گفتگوی تمدن‌ها مي‎گويد: گفت‌وگوی تمدن‌ها کلاهی بود که بر سر ما گذاشتند. آن‌ها (غربی‌ها) گفت‌وگوی تمدن گذشته‌ای را که مرده است با تمدنی که هم‌اکنون زنده است قبول دارند که نتیجه این گفت‌وگو هم مشخص است. وگرنه اگر آن‌ها قبول داشته باشند که تمدنی غیر از تمدن خودشان وجود دارد، این با ملاک‌های آنان جور درنمی‌آید. مثل آن است که ما بگوییم ما مسلمانیم و خاتمیت پیامبر اسلام را هم قبول داریم و در عین حال به آمدن یک پیامبر پس از او هم اعتقاد داشته باشیم. آن‌ها اصلا قائل به وجود حیات در خارج از تمدن خودشان نیستند.
 
به‌نظر آنان آنچه در خارج از فرهنگ مدرن است مرده و اگر هم بخواهد زنده باشد باید به غرب بپیوندد. حتی در این گفت‌وگوی تمدن‌ها اگر تمدنی هم بخواهد وجود داشته باشد باید لایه‌هایش در دل تمدن غربی محو شود. در برخورد تمدن‌های هانتینگتون هم بحث روی گسل‌های فرهنگی است؛ یعنی جاهایی که گسل‌های فرهنگی‌اش غیر از تمدن غرب است ــ مانند ایران و چین ــ ولی باز هانتینگتون در آخر می‌گوید که پیروزی با تمدن غرب است. او می‌گوید آخرین تمدنی که در این برخورد برنده است تمدن غرب است. تمدنی هم که در نظر دارد به این معناست که گروه‌هایی که شیوه زندگی‌ای غیر از ما غربیان دارند، با این وجود باز هم برنده نهایی ما غربی‌ها هستیم.

ارزیابی و تحلیل میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان فارس

نویسنده: زنگی آبادی،علی؛ اکبری،محمود(استادیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری منطقه ای دانشگاه یاسوج)

چکیده مقاله

بهبود زندگی انسان هدف غایی برنامه های توسعه است. پژوهش حاضر در راستای نیل به این هدف با استفاده از تکنیک های تحلیل عاملی و خوشه ای به سطح بندی فضایی و تحلیل میزان توسعه یافتگی شهرستان های استان فارس مبادرت کرده است. روش تحقیق از نوع کمی و تحلیلی بوده، جامعه آماری را شهرستان های فارس و شاخص های مورد بررسی 43 مورد بوده است. نتیجه حاصل از به کارگیری تحلیل عاملی، تقلیل شاخص های پژوهش به شش عامل نهایی است که 060/73 درصد واریانس را توضیح می دهد. با توجه به شاخص ترکیبی به سطح بندی شهرستان های استان فارس در پنج گروه مبادرت شده است: سطح بسیار توسعه یافته: شهرستان شیراز؛ سطح توسعه یافته: شهرستان های خرمبید، آباده و ارسنجان؛ سطح تا حدودی توسعه یافته: شهرستان های سپیدان، لامرد، ممسنی، اقلید و بوانات؛ سطح کمتر توسعه یافته: شهرستان های خنج، لار، جهرم و استهبان؛ سطح محروم: شهرستان های نیریز، فیروزآباد، کازرون، مهر، داراب، پاسارگاد، فسا، مرودشت، قیر وکارزین، فراشبند و زرین دشت. نتایج سطح بندی ها نشان می دهد که وضعیت سنجی شاخص های مورد بررسی در شهرستان های فارس حکایت از نابرابری و عدم تعادل دارد. شهرستان شیراز به دلیل داشتن مرکزیت سیاسی در استان برتری خود را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره حفظ کرده است. درنهایت با توجه به سطح توسعه هر یک از شهرستان ها راهکارهایی برای برنامه ریزی شاخص های توسعه ارایه شده است.

برای خواندن کامل مقاله اینجا را کلید کنید

گونه شناسی جنبش های اسلامی معاصر

رهیافت های اجتماعی - سیاسی

یکی از عمده ترین رهیافت ها در تحلیل شرایط و علل پیدایی جنبش های اسلامی معاصر، رهیافت اجتماعی - سیاسی است . دکتر هرایر دکمجیان در کتاب جنبش های اسلامی در جهان عرب، ابتدا شرایطی را که عموما منجر به ظهور جماعت های بنیادگرای اسلامی می شود، معین کرده، سپس عوامل شکل گیری آنها را بیان می کند . وی می گوید: «برای هر گونه بررسی جامع بنیادگرایی اسلامی معاصر، باید در مورد ریشه های روانی، معنوی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن و محیطی که بسترگاه عقاید و اعمال بنیادگرایانه است، تحقیق به عمل آورد . یک الگوی تجربی تاریخی در این مورد، رابطه علی و معلولی میان بحران های اجتماعی و ظهور جنبش های مذهبی انقلابی و یا تجدید حیات طلبانه است که خواستار از بین بردن نظم رسمی موجود و ساختن جامعه ای نوین برپایه برنامه ایدئولوژیک ویژه خود هستند . در نتیجه، ایدئولوژی این جنبش ها هم جامع و هم غیرقابل انعطاف و منعکس کننده پاسخ ها و عکس العمل های رهبران فرهمند در قبال شرایط بحرانی است .» وی دو شرط را برای قدرت یابی معنوی و اجتماعی و سیاسی بنیادگرایان اسلامی ذکر می کند: اول، ظهور یک رهبر فرهمند و دیگری جامعه ای گرفتار آشفتگی عمیق .

دکمجیان از محیط عربی - اسلامی با عنوان محیط بحران یاد می کند و معتقد است که جهان اسلام، بیش از دو قرن شاهد بحران اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و از همه مهم تر روحی بوده است . نقطه اوج این بحران، سربرآوردن ایدئولوژی پان ترکیسم در میان نهضت ترک های جوان و در پیش گرفتن سیاست ترکی سازی بود که هویت جمعی عرب ها را تهدید می کرد . بیگانگی عرب های مسلمان با ترک ها در کنار نفوذ اروپا به گسترش ناسیونالیسم عرب، کمک کرد . با از هم پاشیدگی خلافت عثمانی، نخبگان ناسیونالیست عرب، خود را در برابر دو وظیفه دیدند: اول رهایی از کنترل اروپا و کسب استقلال، و دوم ارائه یک برنامه ایدئولوژیک برای استقرار حکومت قانونی . با برآورده شدن این دو خواسته، بر شدت بحران افزوده شد . مشکلات اقتصادی و اجتماعی عمیق تر گشت و این خود چنان که مارکس و ماکس وبر و دوکهایم گفته اند، بر پای بندی های دینی افزود . این بحران از نظر دکمجیان شش ویژگی دارد:

1. بحران هویت

جهان اسلام شاهد چالش گروهی از قومیت ها (عرب، ترک و فارس) در سطح هویت بوده است . جهان عرب نیز شاهد پراکندگی در سطح هویت بود که جمال عبدالناصر یکپارچگی هویتی را بدان بازگرداند; ولی با شکست سال 1967 و مرگ عبدالناصر در سال 1970م، جهان عرب دوباره دستخوش ناآرامی هایی شد که زمینه ظهور بنیادگرایان را از دهه هفتاد فراهم آورد .

2. بحران مشروعیت

این بحران، خود زاییده بحران هویت است; هر چند ماهیتی متفاوت دارد . در نتیجه شکست نخبگان حاکم در حوزه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، مشروعیت آنان و نهادهای حاکم به سرعت از بین رفت .

3. فساد و سرکوب در حکومت نخبگان

این وضع نیز نخبگان را به استفاده بیشتر از ابزارهای سرکوب برای مهار مخالفان و تداوم فساد وا می داشت .

4. تضاد طبقاتی

فساد حکومت ها منجر به توزیع ناعادلانه ثروت و افزایش آشکار تفاوت و شکاف بین طبقات اجتماعی شد . شکاف وسیع میان غنی و فقیر یکی از مهم ترین جنبه های سیاسی محیط بحران عربی است .

5. ضعف نظامی

در نتیجه، تداوم شکست های نظامی پیش آمد . به استثنای الجزایر، هیچ کشور دیگر عربی در وهله اول از راه نظامی به استقلال نرسید . شکست پی درپی عرب ها از اسراییل که اوج آن در 1967 بود، احساس عمیق ترس، ناامنی و خطر را میان عرب ها و مسلمانان ایجاد کرد .

6. نوسازی و بحران فرهنگی

سیاست نخبگان حاکم که در رؤیای نوسازی خود غرق بودند، به وقوع درگیری بین سنت گرایان و تجددگرایان انجامید; زیرا سنت گرایان از غرب تنها فن آوری آن را می خواستند و ارزش های غربی را رد می کردند . این رویارویی منجر به ایجاد شکافی بین حاکمان و مردم شد . در مقابل تجددگرایان متمایل به تقلید کامل از تئوری و عملی غرب بودند، ولی آنان نیز از ترسیم ایدئولوژی ای که بتواند خلا را پرکند، عاجز بودند . (1)

وی پیدایش جنبش های اسلامی را پاسخ هایی بنیادگرایانه به بحران های یاد شده می داند و معتقد است که بنیادگرایی مذهبی - سیاسی به عنوان واکنشی در برابر بحران اجتماعی، به طرق زیر خود را نشان می دهد .

الف . رهبری فرهمند (کاریز ماتیک) متعهد به تغییر و تحول معنوی و یا انقلابی جامعه .

ب . وجود یک ایدئولوژی معتقد به ظهور مجدد یک منجی (مهدی - مسیح) و دربردارنده راهی برای نجات ارزش ها، عقاید و اعمال کهن و اصیلی که برای شکل دادن به نظم بنیادگرایانه نو ضروری است .

ج . شخصیت بنیادگرا، که تحت تاثیر محیط بحران و نفوذهای متقابل ایدئولوژی بنیادگرایانه شکل گرفته است .

د . گروه ها و طبقات اجتماعی مستعد پاسخگویی به درخواست بنیادگرایانه از طریق جهت گیری های روانی - فرهنگی و مواضع خاص اجتماعی اقتصادی خود در جامعه و نظم اقتصادی جهان .

ه . گروه ها و جنبش های بنیادگرای تحت رهبری شخصیت های فرهمند که نمونه های رفتاری - از التهاب و شور معنوی گرفته تا فعالیت انقلابی - از خود جلوه گر می سازند . (2)

رهیافت اجتماعی - سیاسی دیگری که قابل توجه است، به وسیله حسن حنفی ارائه شده است .

حسن حنفی عواملی را برای ظهور جنبش های سیاسی اسلامی برمی شمارد . وی یکی از عوامل و انگیزه های ظهور این جنبش ها را مقایسه وضع کنونی با وضع سابق جوامع اسلامی می داند . از نظر وی مقایسه گذشته پربار و تمدن شکوفا و مجد و آثار و فتوحات و پیروزی های گذشته اسلام، با عقب ماندگی و شکست های کنونی جهان اسلام و تباهی استعدادهای آن در زیر فشار نظام های اقتدارگرای مبتنی بر سرکوب و طغیان، و در نظر گرفتن پیشرفت جوامعی که پیش تر از مسلمانان دانش می آموختند و اکنون کار برعکس شده است، سبب پیوستن اعضای جماعت های اسلامی به هر دعوتی می شود که با هدف بازگشت به عزت اسلام و نصرت مسلمانان و پشت سرگذاشتن وقایع زمانه و پایان دادن به عصر فروپاشی و انحطاط و بازگرداندن اسلام به مکانت اصلی خود، به راه می افتد . وی در ادامه شدت یابی جنبش های اسلامی را با افزایش بحران ها و شکست ها مرتبط می بیند و معتقد است که این وضع ارتباط مسلمانان را با اسلام به عنوان یگانه عنصر نجات بخش شدت می دهد . حنفی بر آن است که هم جنبش های تندرو (رادیکال) اسلامی و هم جنبش های اصلاحی و معتدل اسلامی با همین انگیزه و هدف به راه افتادند .

جنبش های اصلاحی ای که به وسیله سید جمال الدین اسدآبادی آغاز شده بود، جنبشی عقل گرا و خواهان استفاده از شیوه های جدیدنوسازی و پیشرفت و علم و صنعت و خواهان برپایی نظام های سیاسی مبتنی بر آزادی و دموکراسی در قالب حکومت های پارلمانی و مشروطه و یا پادشاهی های مقید و محدود بودند; البته اگر امکان برپایی نظام جمهوری نبود . این جنبش با جسارت شدید با استعمارگران و متجاوزان خارجی رویارو شد و در صدد مبارزه با علل عقب ماندگی و طغیان درون جوامع اسلامی برآمد . سید جمال، ایده جامعه اسلامی را مطرح کرد که هدف آن یکپارچه سازی امت اسلامی در موجودیتی واحد بود . اما این جنبش فراگیر، پس از سیدجمال به وسیله برجسته ترین شاگرد مکتب او یعنی شیخ محمد عبده به نصف تقلیل یافت . شیخ عبده از ایده انقلاب فراگیر سیاسی دست کشید و حتی بر هرچه سیاست است، لعنت فرستاد . وی از ثمربخشیدن تلاش ها برای ایجاد دگرگونی سیاسی در یک نسل، ناامید شده، تمایل به حرکتی در مسیری طولانی پیدا کرد که چندین نسل را در برمی گرفت . راهی که او انتخاب کرده بود، راه ایجاد اصلاحات آموزشی و تربیتی و دگرگون ساختن نظام آموزشی موروثی بود . وی از ایده یکپارچگی و وحدت امت اسلامی دست کشید و به وطن گرایی محدود به مرزهای سیاسی روی آورد . در انقلاب عرابی پاشا، شرکت و سپس از آن برید و بدان طعنه زد . با انگلیس مبارزه کرد و سپس از در دوستی با آن درآمد . با توفیق پاشا مبارزه کرد و سپس آشتی کرد . در مسئله عدل به معتزله نزدیک شد و در موضوع توحید از آنان جدا شد . به این ترتیب نیمی از عبده روشنگر و روشن اندیش و نیم دیگری محافظه کار و سلفی بود .

این جنبش اصلاحی که در عبده به نیمی تقلیل یافته بود، بار دیگر به دست سید محمد رشید رضا که آن را به سلفی گری آشکار تبدیل کرد، بار دیگر به نصف فرو کاسته شد . رشید رضا پس از آن که عمری را در اصلاح گری و نواندیشی و ترقی خواهی گذرانده بود، خود را از تاثیر طلایه دارانی چون طنطاوی و سیدجمال و حتی عبده رهاند و به دامن محمد بن عبدالوهاب پناه برد که او را به ابن قیم جوزیه و ابن تیمیه و سپس به احمد بن حنبل می رسانید . وی به جای میل به شیوه های مدنیت نو و همگامی با تحولات زمانه، فروبستگی و هجوم به غرب را ترجیح داد و به جای دفاع از استقلال ملی ملت ها و در واکنش به حرکت های لائیک در ترکیه، از ایده خلافت - البته پس از اصلاح نظام آن - دفاع کرد . یکی از عمده ترین عواملی که در تغییر نگرش و رفتار رشید رضا تاثیر نهاد، الغای خلافت عثمانی بود . وی بدون توجه به عوامل و اسباب داخلی فروپاشی عثمانی، آن را بیش تر محصول توطئه ای خارجی جهت تضعیف جهان اسلام تلقی کرد . نشریه عروة الوثقی که در دو جبهه مبارزه با استعمار و عقب ماندگی می جنگید، به دست رشید رضا تبدیل به «المنار» شد که مجله ای فرهنگی و عمومی و فراری از سیاست و مشغول به علم و معرفت بود . در چنین شرایطی بود که حسن البنا شاگرد رشید رضا - در دارالعلوم در سال 1935م ظهور یافت تا برای احیای دوباره المنار در سال 1936 تلاش کند . وی با برگرفتن سلفی گری کوشید تا آن را به حماسه و فعالیت و نگاه فراگیر و استعمارستیز سیدجمال بازگرداند . وی کوشید تا با تحقق بخشیدن به هدف سیدجمال در بسیج توده های مسلمان، نقیصه های جنبش سیدجمال را تکمیل کند . از این رو جنبش (اخوان المسلمین) - یعنی بزرگ ترین جنبش اسلامی معاصر - را که دیگر جماعت های اسلامی بدون آگاهی کافی به منابع و خاستگاه هایش از دل آن بیرون آمدند، به راه انداخت . جنبش اصلاحی معاصر پس از آن که چندین بار به نصف کاهش یافت، در این جماعت تجسم یافت . (3)

عامل دیگری که حسن حنفی برای ظهور و یا تداوم جنبش های اسلامی معاصر بر می شمرد، شکست الگوها و ایدئولوژی های نوسازانه رقیب، مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم عربی و کمونیسم است و می گوید: «لیبرالیسم با غرب کنار آمد و به یاری آن شتافت و در خلال این همکاری، فئودالیسم شکل گرفت و سرمایه داری شکوفا شد . نتیجه سوسیالیسم عربی نیز اشغال بخش های بیشتری از زمین ها [به وسیله اسراییل] و شکل گیری طبقه جدید و افزایش شکنجه زندانیان [اسلام گرا] و سرکوب حرکت های اسلامی و از بین بردن آزادی ها و حاکمیت فساد بود . اما مارکسیسم که اساسا هیچ ریشه ای در تاریخ امت اسلام نداشت و هواخواه بیگانه بود، جایی در دل مردم مسلمان نیافت . در چنین شرایطی، الگویی جز الگوی جنبش های اسلامی باقی نماند که از احساسات و عواطف مردمی و زمینه ای تاریخی و امکانات ترتیبی و اخلاقی و قدرت سازمان دهی و مقاومت و اهداف عالی برخوردار بوده باشد . در نتیجه جماعت های اسلامی به عنوان بدیل احتمالی نظام های حکومتی سابق - و با درصد احتمالی بیش از لیبرالیسم و سوسیالیسم و مارکسیسم - ظهور یافتند و وضع به گونه ای شد که توده ها از خود می پرسیدند حال که همه چیز را تجربه کرده ایم، چرا این بار اسلام را تجربه نکنیم؟» (4)

از نظر حسن حنفی، پیروزی انقلاب اسلامی ایران اثری غیر مستقیم بر خودباوری جنبش های اسلامی داشت: «این جنبش ها، انقلاب اسلامی ایران را ارج نهادند و تصویر امام خمینی را بر روی جلد مجلات خود چاپ کردند و به رغم محدودیت افق جماعت های اسلامی که اختلاف عقیدتی بین شیعه و سنی را مانع هم پیمانی انقلابی می دانستند، اما سبک انقلاب اسلامی ایران که با همکاری مردم و ارتش به پیروزی رسید، یکی از الگوهای انقلاب اسلامی در مصر بود که بعدها به راه افتاد .» (5)

عبدالله فهد النفیسی به برخی عوامل ظهور و رشد جنبش های اسلامی و جریان های اسلامی اشاره می کند که از آن جمله است: غربی سازی و سکولارسازی بی رویه جوامع اسلامی، پدیده شهرنشینی، شکست های نظامی و احیای مجدد دین . یکی از عوامل اوج گیری جریان های اسلام گرا و تداوم برخوردهای آنها با نظام های سیاسی، روند شتاب زده غربی سازی و سکولارسازی جوامع اسلامی و عربی است . درست است که دستیابی غرب به پیشرفت های شگرفی در عرصه دانش و فن آوری، دیگران و از جمله مسلمانان را به پیمودن راه غرب تشویق کرد، اما بسیاری از نخبگان در جهان اسلام، درکی سطحی و ساده انگارانه از سازوکار پیشرفت غربی داشتند و چنین وانمود می کردند که پیمودن راه غرب در رسیدن به ترقی در عرصه صنعت و فن آوری، جز با دست کشیدن از فرهنگ خود میسر نیست . از این رو به دارایی هایی فرهنگی و میراث تاریخی و سنت های بومی خویش به چشم تحقیر می نگریستند . این دسته از نخبگان خواهان تسری غربی سازی و سکولارسازی به همه حوزه های آموزش و پرورش، اندیشه، ارزش ها و سیاست های عمومی بودند; به گونه ای که نظامی مغایر با نظام فرهنگی و ارزشی اسلام پدید آید .

شکست های نظامی و سازش های سیاسی رژیم های اسلامی، عامل دیگری است که نفیسی اوج گیری جریان های اسلامی را معلول آن می داند . از نظر وی شکست سهمگین عرب ها از اسرائیل در سال 1967 م در حقیقت شکست الگوی «ناسیونالیسم عربی » بود که در شخصیت «جمال عبدالناصر» و نظام سیاسی تحت رهبری او نمود یافته بود . این شکست خلا عمیقی را به دنبال داشت که گویا جز جریان های اسلام گرا که در اوایل دهه هفتاد میلادی تاب و توان و تحرک بی نظیری داشتند، هیچ جریان دیگری قدرت پرکردن آن را نداشت . یکی دیگر از عوامل و اسباب ترک جریان های اسلام گرا روند مهاجرت گسترده روستاییان به شهرها است که غالبا هم زمان با توسعه شتاب زده و نوسازی سرگردان و بی برنامه کشورهای اسلامی اتفاق افتاد . روشن بود که شهرها توان پذیرش این حجم وسیع از مهاجرت ها را نداشتند . پدیده مهاجرت از روستاها به شهرها، در کشورهای جهان سومی غالبا پدیده حاشیه نشینی و فقر و بیکاری را در پی داشته است . عامل دیگری که به نظر نفیسی از عوامل عمومی پیدایش جریان های سیاسی اسلامی است، پدیده احیای دینی است . وی می گوید: مشاهده می کنیم که جهان ما در وضعیت احیای معنویت و دیانت به سر می برد . حتی رییس جمهوران ایالات متحده - ریگان و بوش - از عنصر دین به عنوان یکی از پایه های برنامه های تبلیغاتی خود بهره بردند . نقش واتیکان در افریقا و آسیا و امریکای لاتین فزونی گرفته است . از نقش های مهمی که احزاب مسیحی (دموکراتیک و سوسیالیست) در اروپا ایفا می کنند، نمی توان غافل بود . با بررسی اوضاع داخلی اسراییل نیز می توان رشد و برجستگی حرکت های دینی [متعصب] - مانند شاس و حامیان شرقی تورات و . . . را مشاهده کرد . (6)

رهیافت ایدئولوژیک - عقیدتی

دکتر رضوان سید، جنبش های اسلامی معاصر را دارای ماهیتی ایدئولوژیک و عقیدتی در درجه نخست، و رنگ و بوی سیاسی در درجه دوم می داند و معتقد است که این جنبش ها اساسا احیاگرا و مشابه جنبش های بنیادگرایی هستند که در مسیحیت و یهود سابقه دارند و انگیزه عمده آنها نجات دین - و نه جامعه - است . وی می گوید: «. . . همه اسلام گرایان به استثنای اندکی - مانند حسن ترانی و راشد غنوسی و آن هم تنها در سال های اخیر - حاملان بیانیه های مقطعی ای هستند که فاقد بعد سیاسی و حت سلطه بعد ایدئولوژیک و عقیدتی است . آنان راه و روش مخالفانی را که می خواهند از راه سیاست به هدف اصلاح و یا آنچه خود اصلاح می پندارند به قدرت برسند، نمی پیمایند، بلکه راه و روش عنصر رهایی بخش و نجات بخش دین - و نه جامعه - را در پیش می گیرند . معتقدند که دین خدا تحریف شده است و وظیفه برپایی و حاکمیت دوباره آن بر دوششان سنگینی می کند . . . از این رو به نظر می رسد که گاه اهتمامشان این است که شهید شوند; نه برای آن که به پیروزی برسند، بلکه گویی برای خلاصی از ظالمان و اهل جاهلیت راهی نیست . مگر این که به سوی مرگ گام بردارند; زیرا حال که ریشه کنی پلیدی جاهلیت حاکم، دور از دسترس است، مرگ کفاره توبه آنان از پلیدی حاکم است . بنابراین اطلاق عنوان «اسلام سیاسی » بر اسلام گرایان به لحاظ سیاسی بودن ایدئولوژیک آنان نیست، زیرا ایدئولوژی آنان اساسا سیاسی نیست . راز این نامگذاری آن است که نظام های سیاسی به مقابله با آنان برخاسته اند و فعالیت های مبارزاتی و شعارهایشان از پشتوانه مردمی قابل توجهی برخوردار است . از این رو معتقدم جنبش های اسلامی معاصر در اساس، جنبش هایی احیایی و شبیه جنبش هایی اند که در دین یهود و مسیحیت سابقه دارند . در سراسر تاریخ ما نیز گاه چنین جنبش هایی سر برآورده اند . غالب این جنبش ها ماهیت یا آثار سیاسی نداشته اند . من جنبش های صوفیه، ابن تیمیه، محمد بن عبدالوهاب، جنبش نوزایی اسلامی در سرزمین های عثمانی و خارج از آن را در قرن نوزدهم، جنبش اخوان المسلمین را در قرن بیستم و دیگر جنبش های اسلامی را از همین زاویه می نگرم . در درون فرد یا گروهی از فقها و یا صاحبان حساسیت های خاص در دوره یا زمانه ای، این احساس شکل می گیرد که خلوص و زلالی مفهوم «توحید» یا «عبودیت » دستخوش شائبه ها و تهدیدهای داخلی یا خارجی شده است . این احساس آغازگاه جنبش احیایی با چارچوبی شعائری با هدف تصفیه یا بازگشت و یا توبه و یا به اصطلاح برخی اسلام گرایان «امر به معروف و نهی از منکر» است . . . شک نیست که این جنبش ها دارای تاثیرات سیاسی هستند و یا به داشتن تاثیر سیاسی متعهدند; ولی این بدان معنا نیست که دارای اهدافی سیاسی باشند . آنان تاثیرات سیاسی را برای اجرای برنامه های دینی خود با هدف حفظ و خالص کردن هویت ویژه خود می خواهند . اما سیاسی شدن شدید جنبش های اسلامی معاصر که امروزه مشاهده می شود، ناشی از اوضاع استثنایی ای است که اکنون بر جامعه و دولت در کشورهای عرب و جهان اسلام حاکم است . جنبش های اسلامی به سبب بحران های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و تنگناهای بزرگ، به جنبش هایی مردمی و گسترده تبدیل شده اند و این سبب برخورد با قدرت های حاکم و کشیده شدن چالش به میدان اجتماع شده است . هرگاه شدت چالش فزون تر می شود، صبغه سیاسی این جنبش ها هم تندتر می شود; اگر چه زبان و اهداف، همچنان دینی، اعتقادی، شعائری و نمادین است . (7)

رهیافت های فکری - سیاسی

ژاک برک جامعه شناس معاصر فرانسوی سرکوب هرگونه اجتهاد و نوآوری در جهان اسلام را از قرن دهم به بعد، مهم ترین عامل پس ماندگی مسلمانان می شمارد و سپس ناتوانی کشورهای اسلامی را در ارائه مدل های متناسب با عصر تکنیک و نقد در قرن بیستم، زمینه ساز ظهور بنیادگرایی و اسلام گرایی می داند: «اسلام، به رغم تاکیدات متن و سنت اولیه بر تجدید و نوآوری (مثلا پرهیز یا نفی تقلید میت . .). از قرن دهم تاکنون با سرکوب هر نوع اجتهاد و تجددی در فکر اسلامی، تحت عنوان بدعت رو به رو شده و عملا به حاشیه رفته است و این مهمترین عامل درونی انجمادی است که جوامع مسلمان امروز با آن روبه رویند . چرا که پیشرفت تاریخی جز با امکان نقد آزادانه ممکن نیست » . (8) «با ورود پیروزمندانه قرن بیستم غربی به عصر تکنیک و نقد، درست از زمانی که روند سکولاریزاسیون عصر جدید و تفکیک هر چه بیشتر عرصه هایی چون دین و سیاست و اجتماع شتاب گرفت، کشورهای اسلامی از ارائه مدل هایی متناسب ناتوان گشتند . در چنین وضعیتی ما با ظهور جریانی که تحت عنوان بنیادگرایی واسلام گرایی شناخته می شوند، رو به روییم » . (9)

ژاک برک به دو دسته عوامل یا علل پیدایی و شدت یابی بنیادگرایی اسلامی اشاره می کند: نخست رفتار غرب با کشورهای اسلامی که آنان را سرخورده و نومید ساخت و دوم توقف اجتهاد و اصلاح گری . وی می گوید: «در رشد این جریان (بنیادگرایی) از مراکش تا فیلیپین، ناامیدی سهم بسیاری داشته است . در این جا است که از نظر من مسئولیت غرب در به وجود آمدن این شرایط طرح می شود; غربی که چه در شکل کاپیتالیستی و چه در شکل سوسیالیستی خود، دیگر کشورها را سرخورده ساخت . با فروپاشی شوروی و جنگ خلیج، این سرخوردگی شدت یافت . تا آن زمان امکان انتخاب وجود داشت . دول منطقه، کم و بیش در رقابتی که دو ابرقدرت را درگیر می کرد، راه خود را پیدا می کردند . ولی بعد از فروپاشی شوروی، دیگر انتخابی باقی نمانده بود . امریکا، قدرت را به دست گرفت و با اعمال هژمونی خود، قدرت دولت هایی چون فرانسه و انگلیس را که همواره در شرق نقش میانجی را ایفا می کردند، از بین برد و ما نتیجه اش را در فلسطین دیدیم . وقتی که پادرمیانی قدرت های واسطه از میان می رود، گرایش های افراطی رادیکالیزه می شوند . امروز این گرایش ها را به اسلام ارجاع می دهند; چنان که دیروز به عربیسم (ناسیونالیسم عربی) ارجاع می دادند . ناسیونالیسم لائیک و رژیم های مترقی نابود شدند و در نابود کردنشان ما (غربی ها) هم سهیم بودیم . در نتیجه دیگر چه راهی باقی می ماند جز پناه بردن به خود؟ در خود خزیدنی که شکل انتحاری داشت . . .» . (10)

مهم ترین دلیل درونی ای که وی برای ظهور بنیادگرایی ذکر می کند، توقف اجتهاد و سرکوب حرکت های اصلاحی به نام مبارزه با بدعت است . وی می گوید: «اگر معتزله رشد می یافت، امروز صورت مسئله در کشورهای اسلامی تفاوت می کرد و رنسانس نه در غرب که در کرانه های فرات اتفاق می افتاد . در شرق اما اتفاق دیگری افتاد . از قرن دهم، باب اجتهاد بسته شد، ولی حرکت تاریخ متوقف نماند . انقلابات صنعتی به وجود آمد، ولی فقه اسلامی در صورت سنتی خود باقی ماند . در نتیجه امروز، اسلام با دو معضل مدرنیته و سکولاریسم (کارآمدی دنیوی اصول اعتقادی) روبه رو است . . . اسلام گرایان الزاما با ترقی و تکنیک مخالف نیستند، بلکه می خواهند به این ترقی و تکنیک، نه با طی کردن همان راهی که غرب پیمود، بلکه با چشم انداز یک اخلاق مذهبی ست یابند . در نتیجه پروژه اسلام گرایان از نظر تئوریک قابل دفاع است، ولی قابل تحقق نیست . چرا؟ چون این پروژه زمانی از اعتبار و امکان تحقق برخوردار است که با یک رنسانس معنوی همراه شود; در حالی که امروزه چنین نیست و در زمینه مطالعات قرآنی، حدیث و دیگر علوم اسلامی، ما با احیا و اصلاحی جدی روبه رو نیستیم . تنها پدیده جدیدی که در کشورهای اسلامی رخ داده است «انتقال دین به حوزه سیاست » است; روندی که در مسیحیت نیز وجود داشته است .» (11) یافتن راهی جز آن راهی که غرب پیمود، از نظر برک، تنها با تجدد خود اسلام میسر است و اسلام نیز ظرفیت تجدد پذیری را دارد .

رهیافت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، قومی

برهان غلیون، جنبش اسلامی معاصر را پیچیده تر از آن می داند که به علت یا سبب واحدی نسبت داده شود . وی پدیده جنبش اسلامی را ثمره وضعیت فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و قومی به هم بسته و پیوسته ای می داند . غلیون، جنبش اسلامی معاصر را نتیجه پاسخ و واکنش به تلاقی سه عامل تاریخی بزرگ می داند: عامل نخست، اوج گیری خودباختگی است; یعنی تهدید شدن احساس تکامل شخصیت و اعتماد به نفس و احساس سودمندی در تاریخ و امید به آینده . از نظر غلیون «این خودباختگی و وادادگی ناشی از احساس غیر مترقبه و بی اساس نبود، بلکه مستند به وقایعی حقیقی، چه در ارتباط با شکست های سنگین و پیاپی نظامی و چه سیاست های فرهنگی یا انسدادهای فکری و روحی و فرو مردگی تلاش های تجدیدطلبانه و نوآورانه دینی و فکری است . مسئله هویت نیز نمود بارز این وضع است . این احساس خودباختگی همچنین تهدیدکننده سرمایه کرامت ذاتی و اعتماد به نفس و امیدی بود که در دوره پیش، یعنی پس از دوره ذلت و خودکم بینی ناشی از شکست های تاریخی در برابر استعمار، در میان عرب ها (مسلمان ها) شکل گرفته بود . در برابر سیاست های غرب گرایی که علامت جوامع مصرف گرا بود و در سایه غفلت از خواسته های فرهنگی مردم، توازن روانی و روحی داخلی شخصیت [جوامع اسلامی] به هم خورد و همه ارزش ها، معنا و مفهوم خود را از دست دادند و مدرنیته (تجدد) به عنوان الگویی خارجی ظهور یافت که از خون مردم تغذیه می کرد و گروهی اجتماعی را می پروراند که به مدد ارزش های منفی برتری اش را تثبیت کند . این سرنوشت همه جوامعی است که میهن پرستی در آن به تهمت، و انسانیت به نشانه کودنی و حماقت، و راستی به رذیلت، و وفا به آفت تبدیل شد . همسازی و مماشات مدرنیته با انحطاط فکری و اخلاقی و سیاسی و فقدان تلاش برای کاشت بذر مدرنیته در خاک بومی، چنان که نسل های نخست عرب از پایان قرن نوزدهم به بعد انجام دادند، نه تنها به گشوده شدن مسیر ترقی نینجامید، بلکه به لحاظ تاریخی، خلا خطرناکی را در اکثر جوامع پدید آورد . امروزه کسی منکر این احساس حاکم بر تمام جهان عرب نیست که وجود و کار جمعی ما بیهوده و بی معنا است و نمی دانیم ارزش تاریخی ما چقدر است؟» (12)

عامل دومی که برهان غلیون برای پدیده اسلام سیاسی یا جنبش اسلامی معاصر ذکر می کند، رشد دامنه اعتراضات اجتماعی و مبارزات سیاسی، به موازات بحران مشروعیت دولت ها است . بحران مشروعیت این دولت ها یا به سبب ناتوانی در ایجاد وحدت ملی و تداوم سیاست منزوی کردن اکثر جامعه و محروم کردن آنان از آزادی است که پایه هویت ملی - فردی و اجتماعی جدید می باشد و یا به سبب شکست سیاست های اقتصادی و اجتماعی و ملی دولت و انسداد افق های تازه برای گام زدن در مسیر توسعه . غلیون در ادامه سخن خود، همین عامل دوم را نیز به بحران تاریخی ای نسبت می دهد که بیش تر اسباب جهانی دارد تا محلی . وی شکست دولت ها را در رسیدن به کامیابی های تمدنی و مادی و معنوی، ناشی از روندهای جهانی ای می داند که حاکمیت دولت ها را محدود کرده است . وی می گوید: شکست دولت ها تنها ناشی از اوج گرفتن نظام های استبدادی و تنگ شدن افق بر روی نخبگان حاکم و سیاست های نخبه گرایانه آنها نیست، بلکه بیش تر ناشی از کاهش قدرت ها و امکانات دولت های ملی برای پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی است . اوج گرفتن خود استبداد و نبود فرصت اصلاح و دگرگونی را نیز جز با عنصر بحران تاریخی یا بن بست تاریخی خود این دولت ها نمی توان تفسیر کرد . این بن بست یا بحران تاریخی بیش از آن که - بنا به نظر تحلیل گران قومیت گرا - ریشه در نقیصه های باورهای ملی پشتیبان این دولت ها داشته باشد، ریشه در اسباب تاریخی عمومی و جهانی دارد . یگانگی عملی و فزاینده سرنوشت جهان، در جهت تهی کردن دولت های ملی از هر گونه حاکمیت واقعی و ناتوان سازی آنها از دستیابی به هرگونه دستاورد تمدنی، مادی یا معنوی تلاش می کند . در چنین حالتی این دولت ها به جای آن که همانند مرحله پیشین (مرحله استقلال طلبی) منشا رهایی و کامیابی و سعادت ملت ها باشند، مبدا بدبختی آنها می شوند .

عامل سومی که از دیدگاه غلیون، در پیدایی جنبش های اسلامی معاصر تاثیر داشت، تبعیض اجتماعی و انباشت احساس ستم و محرومیت و نگرانگی از آینده در نتیجه تشدید فاصله سطح درآمدها و رشد طبقه ای کوچک از صاحبان منافع و نفوذ و شکست در محدود ساختن فساد و فروپاشی اجتماعی است . بحران اقتصادی تنها عامل این سقوط نیست; بلکه سیاست های اجتماعی مبتنی بر تبعیض شبه نژادی و رقابت حیوانی بر سر مکاسب مادی و مصرفی و مناسب مخالف با آرمان های انسانی نیز از عوامل عمده این انحطاط هستند .

تحلیل جامعه شناختی

ژیل کیپل موفقیت یا شکست جنبش های اسلامی را در گرو میزان قدرت بسیج گری آنها می داند و معتقد است «این بسیج گری در صورتی می تواند موفق باشد که سه گروه متفاوت را در برگیرد: جوانان فقیر شهری، نخبگان روشنفکر مخالف و بورژوازی مؤمن . هر کدام از این گروه با دو گروه دیگر، تداخل و تعامل دارد . اگرچه هر کدام مرجعیت اجتماعی و برنامه سیاسی و خاستگاه های سیاسی ویژه خود را دارد، ولی کارآمدی هر کدام در صورت هماهنگی با دو گروه دیگر است . پیروزی بسیج اجتماعی در گرو وحدت این سه گروه و تحت پوشش گرفتن گروه های محروم اجتماعی و واداشتن نخبگان حاکم به کناره گیری و از بین بردن مشروعیت قدرت حاکم و سپس به دست گیری زمام قدرت است .»

کیپل در ادامه به تفاوت منشا مخالفت گروه های سه گانه یاد شده با قدرت های حاکم و تفاوت درک و فهم آنان از دولت اسلامی اشاره می کند و می گوید: «همه این گروه ها با قدرت حاکم مخالفند، ولی منشا مخالفتشان با یکدیگر متفاوت است . هر چند همه این گروه ها خواهان برپایی دولتی اسلامی و اجرای شریعت هستند، ولی هر کدام فهم خاصی از این اهداف دارند . مثلا جوانان فقیر شهری از دولت اسلامی انتظار تحول ریشه ای دارند که برای همه محرومان، شغل و مسکن درخور شان فراهم کند . از این رو شریعت در نگاه اینان مترادف با عدالت اجتماعی است . اما فهم بورژوازی مؤمن از دولت اسلامی، معطوف به در دست گرفتن دوایر دولتی پس از فروپاشی قدرت موجود است و برای همین است که جوانان فقیر شهری را برای دست زدن به اقدامات خشونت بار اجتماعی و اعتراضات خیابانی تشویق و تحریک می کند . از دید بورژواها، شریعت، مفهومی مغایر با تحول ریشه ای مورد انتظار جوانان دارد . اجرای شریعت از دید بورژواها با تثبیت زعامت بورژوازی مؤمن بر راس دولت تطابق و سازگاری دارد . از این نگره آنچه نصیب جوانان فقیر شهری می شود، ثواب اخروی و معنوی است، نه برخورداری های دنیوی و اجتماعی . اما ضلع دیگر این مثلث که نخبگان روشنفکر مخالف هستند، کارکردشان تولید گفتمانی اسلامی است که بتواند هم جوانان فقیر شهری و هم بورژواهای مؤمن را بسیج کند . زمانی که این گفتمان توانست بر آن دو گروه تاثیر گذارد، نقش پیشگام و پیشرو را در بقای وحدت و ائتلاف اسلامی ایفا، و سهم خویش را از قدرت بیشتر خواهد کرد . اما اگر این گفتمان محافظه کارانه و یا به شکل هول آوری تندروانه باشد، یکی از آن دو گروه را از دست خواهد داد و در مرحله بسیج گری شکست خواهد خورد و سهمش از قدرت کاهش خواهد یافت . نخبگان حاکم این وضع را دریافته اند و تلاش خود را بر تضعیف جماعت های اسلامی متمرکز کرده اند . آنان بورژواهای مؤمن را از این که نخستین قربانیان خشم محرومان باشند، ترسانده اند .» (13)

ادامه دارد

پی نوشت ها:

1 . برای توضیح بیشتر ر . ک هرایر دکمجیان، اسلام در انقلاب، جنبش های اسلامی معاصر در جهان عرب، ترجمه دکتر حمید احمدی، تهران، کیهان، 1377 ، ص 69 - 56 . و محمد ضریف، الحرکة الاسلامیة، النشاة و التطور، مغرب، رباط، الزمن، 1999، ص 27 - 25 .

2 . اسلام در انقلاب، منبع پیشین، ص 28 - 26 .

3 . حسن حنفی، الاصولیة الاسلامیة، قاهره، مکتبة مدبولی، ص 22 - 20 .

4 . حسن حنفی، الحرکات الدینیة المعاصرة، قاهره، مکتبة مدبولی، بی تا، ص 333 - 332 .

5 . همان، ص 334 - 333 .

6 . برای توضیح بیشتر ر . ک . الحرکات اسلامیة و الدیمقراطیة، دراسة فی الفکر و الممارسة، بیروت، مرکز دراسات الوحدة العربی، 1999، مقاله الفکر الحرکی الاسلامیة، ص 189 - 187 .

7 . برای توضیح بیشتر ر . ک رضوان السید، سیاسیات الاسلام معاصر، بیروت، دارالکتاب العربی، 203 - 184 .

8 . سارا شریعتی، بنیادگرایی و روایتی معقول از «چپ اسلامی » ، روزنامه ایران، شنبه 26/5/1381، ص 8 .

9 . سارا شریعتی، بنیادگرایی اسلامی: دلایل درونی، علل بیرونی، روزنامه ایران، یکشنبه 27/5/1381، ص 8 .

10 . همان .

11 . همان .

12 . الاسلام السیاسی (مقاله)، مجله آفاق، مغرب، رباط، شماره 54 و 53، 1993، ص 13 - 12 .

13 . جیل کیبل، من اجل تحلیل اجتماعی للحرکات الاسلامیة، ترجمه حسن اوربد، مجله مقدمات، مغرب، شماره 16، ص 17 - 16 .

ریشه های مشترک داعش و وهابیت در تخریب اماکن تاریخی

تحلیلگر روزنامه انگلیسی ایندیپندنت در یادداشتی به بررسی ریشه افراطی گری مورد تبلیغ وهابیت عربستان و شباهت های آن با اقدامات داعش پرداخت.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ایندیپندنت، رابرت فیسک خبرنگار و تحلیلگر انگلیسی در یادداشتی در روزنامه ایندیپندنت در محکومیت ویران ساختن آثار باستانی سوریه از سوی داعش نوشت: این اقدامات در اصل برگرفته از افکار وهابیت عربستان در تخریب آثار باستانی است.

وی در یادداشت خود با اشاره به تخریب قبرستان بقیع توسط وهابی ها اعتقاد خود را اینگونه بیان می کند که این گروههای افراطی تنها می توانند قبرستان های قدیمی و باستانی متعلق به محترم ترین افراد در سراسر طول تاریخ را تخریب کنند.

وی نوشت: تنها داعش و وهابیت می توانند بدون کوچکترین نگرانی سر انسانها را از تنشان جدا کنند و آثار ارزشمند تاریخی را اینگونه نابود کنند.

بر این اساس گروه داعش در سوریه در حال تخریب آثار باستانی در پالمیرا سوریه است. هر چند هزاران رسانه خارجی به تخریب این آثار اعتراض کرده اند در اما هیچ رسانه ای به تخریب ساختمان های متعلق به خاندان پیامبر اسلام توسط آل سعود و وهابی ها کوچکترین اعتراض هم نداشته است.

خبرنگار انگلیسی با اشاره به آثار تاریخی ادیان مختلف نوشت: اگر فکر کنید که آثار روم باستان از آثار تاریخی اسلامی ارزش بیشتری دارد تفکر نژادپرستانه داشته اید. سکوت در برابر نابودی اماکن اسلامی در برابر آل سعود به امری عادی تبدیل شده است چون آنها نفت و پول دارند و کسی جرات ندارد به آنها اعتراض کند.

رابرت فیسک می نویسد: اگر می خواهید ریشه کارهای داعش و گروههای افراطی دیگر مثل القاعده را درک کنید به تاریخ تشکیل وهابیت در عربستان مراجعه کنید و بعد متوجه خواهید شد که چگونه آنها از افراطی گری حمایت می کنند.

http://www.mehrnews.com/news/2940274

چرا خوزستان عقب ماند و اصفهان پیشرفت کرد؟

چرا خوزستان عقب ماند و اصفهان پیشرفت کرد؟ به جای اصفهان می‌توان از شیراز، مشهد و تبریز نام برد، هر خوزستانی در خلوت خود و یا در زمان گذر از این استان‌ها ناخودآگاه این سؤال در ذهنش پیش می‌آید و برای توسعه‌نیافتگی خوزستان به فکر و سابقه ذهنی‌اش مراجعه می‌کند تا جوابی قانع کننده به خود بدهد.

هر فرد خوزستانی هنگام طرح این سؤال از خود می‌پرسد مگر در این استان‌ها آفتاب از ناحیه دیگری طلوع می‌کند، یا آب و خاک آن‌ها با آب و خاک ما متفاوت است و ... اما در پایان به این می‌رسد که از نظر اقلیمی نه تنها در یک سطح قرار دارند بلکه در پاره ای از موارد شرایط اقلیمی استان خوزستان بهتر از سایر استان‌هاست.

همان‌طور که روند توسعه‌یافتگی در کشورهای مختلف جهان دارای مراتب گوناگون است، در داخل یک کشور نیز روند توسعه‌یافتگی در بین استان‌ها و مناطق مختلف یکسان نمی‌باشد. توسعه‌یافتگی استان‌های کشور با توجه به فضای ناهمگن منابع و همچنین عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی مناطق ممکن است دارای روندی متناسب نباشد.

در این نوشتار می‌کوشم با توجه به واقعیت‌های کنونی، چند دلیل این توسعه‌نیافتگی معرفی شود؛ معضل اول استان خوزستان، مدیران نالایقی است که برخی پست‌ها را اشغال کرده‌اند، کمبود مدیر توانا، با جرأت و توانمند در این استان به شدت احساس می‌شود. این بدان معنی نیست که در این استان آدم‌های توانمندی وجود ندارد، این استان آدم‌های توانمند بسیاری را در خود جای داده اما فرصت به آدم‌های توانا نمی‌رسد و ناتوانان و بله قربان گویان به مدیران بالاسری، بر صندلی‌ها تکیه می‌زنند.

خوزستانِ دوره روحانی به شدت استان سیاست زده ای است، انتصابات در این استان نه بر اساس توانایی است و قابلیت‌های مدیریتی، بلکه پاشنه انتصابات بر رابطه می‌چرخد تا توانایی. نمونه این انتصابات، انتصاب یک فرد دیپلمه، ۲۵ ساله و بدون سابقه کاری به عنوان معاون شهردار کلان شهر اهواز است. انتصاب دیگر، انتصاب مدیر کلی در این استان است که «خوزستان را در حد خودش نمی‌داند» و مجبور است به دلیل مخالفت نمایندگان با وزیر بر صندلی مدیر کلی اداره کنونی‌اش تکیه بزند و مدیر پروازی باشد چون نمی‌تواند از تهران دل بکند!

دید مدیران کل این استان به دهان مدیران مرکز نشین حتی صدای استاندارشان را نیز درآورده است، استاندار خوزستان می‌گوید: یکی از مشکلات مدیران استانی تعهد بیش از حد به سیاست‌های ابلاغی از مرکز است.

دلیل دوم، قبل از پرداختن به دلیل دوم این را باید گفت : درست است که خوزستان استان جنگ زده ای است و جنگ هشت ساله بسیاری از زیر ساخت‌های این استان را نابود کرده است اما؛ اکنون بیش از دو دهه است که جنگ تمام شده است. دید دولت‌ها، به استان‌ها، دید تبعیض گونه ای است. نمونه آن را در مورد همین دو استان اصفهان و خوزستان می‌تواند برشمرد؛ وضعیت رودخانه کارون، وضعیت مناسبی نیست زاینده رود هم مانند کارون از نفس افتاده است اما، زاینده رود دغدغه رئیس جمهور است و کارون نه.

۲۰ هزار خوزستانی سال گذشته و امسال بعد از بارندگی با تنگی نفس مواجه شده‌اند اما تاکنون نه تنها دلیل تنگی نفس مشخص نشده بلکه حتی یک مسئول نیز برای دلجویی از بیماران به این استان سفر نکرده است. گرما و آلودگی هوا در استان خوزستان (اهواز آلوده‌ترین و جزء ده شهر گرم جهان است)، باعث شده خوزستان نیروهای متخصص خود را به دلیل مهاجرت از دست بدهد و چرخه محرومیت ادامه یابد.

گرمای هوا در کنار مسائل جدی دیگری همچون وقوع پدیده گرد و غبار در سال‌های اخیر و نبود زیرساخت‌های رفاهی باعث شده است خوزستان به تدریج بهترین نیروهای متخصص خود را اعم از کارمند، پزشک، آموزگار و غیره به دلیل نبود انگیزه کافی و شرایط سخت کار در استان از دست بدهد و پیشرفت استان سیری نزولی پیدا کند.

استاندار خوزستان جهت حفظ جمعیت نخبه و فعال و سرمایه گذار در این استان، در صدد دادن امتیازی رفاهی به این استان برآمد و تردد خودروهای پلاک اروند را در این استان مجاز اعلام کرد، نبايد از مسائلي چون نابرابري و گستردگي فقر در استان و نیز فرار و مهاجرت نخبگان از استان به اين راحتي گذشت كرد گرچه در كوتاه مدت اثر رواني مثبت بر شهرها به واسطه زيبايي شهر و توجه به خواسته شهروندان در برخورداري از خودروهاي خارجي را داشته باشد اما اين بار رواني تنها متوجه ۱۰ تا ۱۵ درصد از افراد استان می‌شود. همین یک مورد نیز با مخالفت نعمت زاده وزیر صنعت دولت روحانی و سراج رئیس کل سازمان بازرسی مواجه شد. اما این دو مخالف کاش از واقعیت مطلع بودند که فعالیت داعش و تجزیه طلبان در طول یک و نیم سال اخیر چندین برابر شده و طبق آمار چندین هزار نفر به پيرو فرقه ضاله وهابيت شده‌اند. از سیل مهاجرت از خوزستان نیز بی خبرند. تهدیدات امنیتی در این استان بسیار جدی و خطرناک است.

دلیل سوم عدم توسعه‌نیافتگی، فرهنگ حاکم بر این استان است، تنوع قومیتی نه تنها در یک استان بد نیست بلکه کنار هم بودن اقوام مختلف می‌تواند توطئه شوم دشمنان را خنثی سازد، اما اگر در به‌کارگیری افراد در دستگاه های مختلف جناح بندی سیاسی و قومیت بر توانایی بچربد، وضع به گونه فعلی می‌شود.

گاهاً در بعضی مناطق این استان مناسبات فرهنگی و اجتماعی ویژه ای حاکم است که مانع از پیدایش اندیشه های نوین، ابداعی و خلاقیت‌های انسانی می‌شود. این فرهنگ ویرانگر است، این دیدگاه در زمان انتخابات شورای شهر و مجلس، نمود بیشتری پیدا می‌کند آنجا که افراد بر اساس قومیت رای می‌دهند و نه صلاحیت. ذکر این نکته مهم است که دارا بودن فرهنگ و تمدنی خاص یا برخورداری از یک دست آورد فرهنگی هیچ ارتباطی با نژاد انسانی ندارد. زیرا تفاوت جوامع نه ناشی از سرشت طبیعی انسان‌ها، بلکه تابعی از مناسبات متقابل آن‌ها در شرایط زیستی خاص است.

آنچه امروز بر جوامع حکم می‌راند مناسبات انسان‌ها با یکدیگر در واحد جامعه است، فرهنگ خوزستان ذاتاً سترون نیست، بلکه این تفکرات سنتی و جامعه کم بهره از تولید و کم دانش است که باعث عقب‌ماندگی می‌شود. هر چه جامعه بی‌سوادتر باشد و به جای عقلانیت تعصب و مباحث قومیتی حاکم شود، و از طرفی دسترسی مردم به منابع خواندنی، اطلاعاتی و اندیشیدنی کمتر است معیار داوری به کسانی واگذار می‌شود که توان خواندن، اندیشیدن، بد اندیشیدن، نیاندیشیدن و مغرضانه و منفعت‌جویانه اندیشیدن واگذار می‌شود که این خود سبب عقب‌ماندگی است.

نرخ میوه و تره بار

نرخنامه شماره 95-0010020میوه عادی،نمونه،بسته بندی و دستچین


سازمان مدیریت میادین میوه و تره بار شهرداری تهران


  ازمورخ 1395/04/15تا اطلاع ثانوی

 
ردیف نام محصول
قیمت مصوب هر کیلو (ریال)

میوه عادی
 نمونه

بسته بندی

دستچین
درجه یک
1 آناناس جنگلی 50000 50000 50000 50000
2 آناناس طلایی 75000 75000 75000 75000
3 آلبالو درشت (پیوندی) 53000 55000 56000 57000
4 آلبالو رسمی 47000 49000 50000 51000
5 آلو قطره طلا 28000 30000 32000 34000
آلوشابلون وسانتورزا   33000  35000  37000 39000 
7 انبه 84000 84000 84000 84000
انجیر سیاه    68000 70000  72000  75000 
انگور یاقوتی   40000  42000 44000   45000
10 انگور انواع 38000 40000 42000 43000
11 توت فرنگی 54000 54000 54000 54000
12 خربزه مشهدی 15000 15000 - 15000
13 خربزه (سایر انواع) 14000 14000 - 14000
14 خیار گلخانه ای ممتاز 12000 13000 14000 14000
 15 زردآلو بادامی    49000  52000  53000  55000
16 زردآلو شکرپاره 43000 45000 47000 49000
17 زردآلو سایر انواع 33000 35000 37000 38000
18 سیب گلاب 40000 43000 45000 48000
 19  شاتوت 198000  198000  198000  198000 
20 شبرنگ و شلیل و انواع 40000 43000 45000 47000
21 طالبی توسبز و گرمک 13000 13000 13000 13000
22 طالبی توزرد 12000 12000 12000 12000
 23 گلابی انواع   52000  55000 57000   59000
24 گیلاس صورتی 28000 30000 32000 33000
25 گیلاس قرمز، سیاه و پرتوایی 49000 51000 53000 55000
26 گیلاس تکدانه 68000 70000 72000 73000
27 موز خوشه ای اکوادوری و فیلیپینی 41000 41000 41000 41000
28 موز خوشه ای هندی 30000 30000 30000 30000
29 لیمو ترش سنگی 78000 78000 80000 82000
30 لیمو ترش مینایی 71000 71000 73000 75000
31 هلو انواع 41000 44000 46000 49000
32 هندوانه انواع 9800 9800 9800 9800

- اعمال قیمت بسته بندی صرفاً جهت محصولات بسته بندی مصرف خانوار بین 1 تا 1/5 کیلوگرم و یک رج مجاز بوده و اعمال نرخ بسته بندی جهت اوزان بالاتر ممنوع می باشد.

بیست ویکمین طرح ولایت کشوری از ۲۲تیر در تهران

این طرح از ۲۲تیر آغاز وتا اوایل شهریور با حضور هزار نفر از دانشجوی خواهر وبرادر در بازه ۴۵روزه ادامه خواهد داشت.

 

مسئول آموزش طرح ولایت  با اشاره به محتوای این طرح اظهار داشت:‌ قصد داریم در این دوره ۴ کتاب که معادل ۱۲واحد درسی است را با موضوع مبانی اندیشه اسلامی با تدریس اساتید موسسه امام خمینی(ره) به دانشجویان ارائه دهیم. مکان برگزاری این طرح برای برادران در دانشگاه امام حسین(ع) و برای خواهران اردوگاه آبعلی می باشد.

 

وی در پایان خاطر نشان کرد: ۲۵تیرماه افتتاحیه طرح ولایت با حضور آیت الله مصباح یزدی و مسئولین ساعت۵ عصر برپا خواهد شد.

بررسی عوامل بحران در سوریه

 


جمهوری عربی سوریه کشوری در جنوب غرب آسیا و بر سواحل شرقی دریای مدیترانه است. این کشور از شمال با ترکیه، از شرق با عراق، از غرب با لبنان و دریای مدیترانه و از جنوب با اردن و رژیم اشغالی همسایه ‌است.


حدود 74 درصد جمعیت سوریه را مسلمانان سنی، 13 درصد علوی، شیعه دوازده‌ امامی و اسماعیلی، 10 درصد مسیحی و 3 درصد دروزی تشکیل می ‌دهند. اعراب حدود 90 درصد جمعیت سوریه شامل یک میلیون آواره عراقی و پانصد هزار فلسطینی و کردها 9 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌ دهند. ارمنی‌ ها، ترک‌ ها، چرکس ‌ها و یهودیان اقلیت‌های دیگر ساکن این کشور هستند.

اما بحران سوریه از شهر "درعا" و با شعارنویسی چند دانش آموز نوجوان علیه نظام حاکم شروع شد و مانند هر پدیده سیاسی– امنیتی و اجتماعی تحت تاثیر فعل و انفعال بازیگران داخلی و خارجی، تحول یافته و روند آن تحت مجموعه ای از رفتارها و مواضع شکل گرفت.

با توجه به متغیرهای گوناگون مانند ابزارها و مکانیزم های پردازش نقشه آغاز بحران درعا، بحران سوریه پس از 7 ماه در ابعاد مختلف گسترش یافت. بعد جمعیتی و جغرافیایی بحران امنیتی – سیاسی شهر درعا، به دلایلی از جمله اشتباهات سیاسی – امنیتی برخی از مسئولان محلی این استان، پس از اندک زمانی تغییر یافت و به کانون های جدیدی سرایت کرد.

تمام امت ها  و ملل جهان همواره تشنه آزادی، کرامت انسای، عدالت و مساوات هستند و هیچ ملتی از خواسته ها و تشنگی به این قبیل امور مستثنا نیست. معمولاً اقشار جوان و تحصیل کرده در هر کشوری به دنبال پیشرفت، توسعه، اصلاح و تغییر هستند و جوانان سوری نیز از این امر مستتثنا نیستند.

خاورمیانه در عصر 11 سبتامبر، تبدیل به کانون مداخه بوش شد و ایران اسلامی و سوریه به بهانه دفاع از مقاومت فلسطین و مسائل عادلانه مردم منطقه، در لیست سیاه حامیان تروریسم و محور شرارت قرار گرفت

پس از مرگ حافظ اسد رئیس جمهور فقید سوریه، جوانی تحصیل کرده (پزشک متخصص بیماری های چشم) به نام بشار اسد در نیمه سال 2000 در سوریه سکان مدیریت و رهبری کشور را به عهده گرفت. دستاوردهای مثبت دوران حافظ اسد را نگه داشت و روند اصلاحات و نوگرایی را آغاز کرد. همچنین، بهار دمشق برای مشارکت سیاسی، تاسیس جامعه مدنی و حضور فعال جوانان سوریه را پایه ریزی کرد. اما محیط فضای حادثه 11 سبتامبر 2001، سرتاسر جهان را درنوردید و بهانه مبارزه جهانی علیه تروریسم و القاعده باعث نظامی شدن دیپلماسی کشورها و امنیتی شدن مناسبات میان کشورهای جهان شد.

خاورمیانه در عصر 11 سبتامبر، تبدیل به کانون مداخه بوش شد و ایران اسلامی و سوریه به بهانه دفاع از مقاومت فلسطین و مسائل عادلانه مردم منطقه، در لیست سیاه حامیان تروریسم و محور شرارت قرار گرفت.

فشارهای گوناگون کاخ سفید علیه دولت بشار جوان باعث کند شدن روند اصلاحات سیاسی ، اقتصادی سوریه شد. بشار جوان نوگرا و اصلاح طلب که بدنبال مدیریت پیشرفت سپردن کارها به جوانان این کشور بود، با توسعه طلبی و ماشین جنگی بوش روبرو شد.

اشغال افغانستان و عراق ابرهای تاریک و غلیظ تهدید امنیتی برای کشورهای منطقه خاورمیانه بوجود آورد. حضور ارتش آمریکا و متحدان اروپایی آن در عراق ، سوریه بشار اسد را با همسایه ناخوانده تجاوزگر روبرو کرد. تهدید بوش برای اشغال دمشق زیربنای اصلاحات بشار اسد جوان را تهدید می کرد و گاهی آسیب های جدی به آن می رساند. بشار اسد در این وضعیت تحت شرایط سخت امنیتی و تهدید قرار گرفت و روند اصلاحات وی تحت چکش تهدیدات آمریکا با رهبری بوش و سندان رژیم صهیونیستی با رهبری اولمرت از دو سو قرارداشت.

عقب نشینی بشار اسد از اصلاحات جهت تحکیم و تقویت جبهه مقاومت و بازدارندگی از تهدیدات آمریکایی- صهیونیستی تنها گزینه منطقی و معقول دمشق بود. پس از دو سال از اشغال عراق و علیرغم تهدیدات آمریکا و تحریم های بوش علیه سوریه تحت عنوان  "محاسبه سوریه" ، بشار اسد سعی داشت روند اصلاحات را اصلاح کند که با توطئه منطقه ای و فرامنطقه ای به بهانه دخالت سوریه در ترور رفیق حریری نخست وزیر فقید لبنان روبرو گشت.

بشار اسد در سال هال 2011 – 2009 به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکای لاتین سفر کرد و از حضور سران کشورهای جهان در دمشق استقبال نمود تا جایگاه سوریه در منطقه و جامعه بین المللی تحکیم و صنعیت و اقتصاد کشورش را بر روی سرمایه گذاری های خارجی و همکاری با دیگر کشورها  بگشاید

کاخ سفید و کاخ الیزه با همکاری برخی شیوخ عرب منطقه، ترور حریری را بهانه کردند و قطعنامه ها و تحریمها و مجازات هایی علیه سوریه تحمیل کردند و ارتش این کشور را وادار به خروج از لبنان در سال 2005 نمودند. در این وضعیت تبعات سیاسی – امنیتی و اقتصادی برای مردم و دولت سوریه بوجود آمد و بشار جوان و اصلاح طلب را با بسته هایی از مشکلات و معضلات روبرو ساخت.

پس از چیره شدن دمشق بر مشکلات ناشی از مساله ترور حریری، بشار اسد بار دیگر جهت احیا و شروع مجدد اصلاحات بویژه در بعد اقتصادی کمر همت را بست و کشور سوریه را برای جذب سرمایه گذاری خارجی و اجرای طرح های توسعه پایدار در کشور آماده ساخت اما جنگ تحمیلی رژیم صهیونیتسی علیه مقاومت اسلامی در لبنان (ژوئیه 2006) و غزه (دسامبر 2007) مشکلات امنیتی – سیاسی برای روند اصلاحات و نوگرایی اسد بوجود آورد.

علیرغم تمام مشکلات، بشار اسد با طرح سیاست راهبردی دریاهای 5 گانه ( مدیترانه، خلیج فارس، خزر، سرخ و سیاه ) تلاش داشت سوریه به مرکز ارتباطات تجاری، انرژی و پیوند این دریاها تبدیل کند و جهت زمینه سازی و اجرایی کردن این طرح راهبردی به دیپلماسی فعال و گسترده دست زد.

دمشق مشکلات خود را با همسایگان (عراق، ترکیه، لبنان و اردن ) حل کرد و برای عریان کردن چهره توسعه طلبانه . جنگ افروزی رژیم صهیونیستی، دمشق آمادگی خود را برای مذاکره با رژیم اعلام کرد و این روند را مشروط به اعاده حقوق مسلم مردم فلسطین و تحقق صلح عادلانه و فراگیر در کل منطقه خاورمیانه دانست.

اما در این برهه از زمان، رژیم صهیونیستی توسعه طلب و اشغالگر هرگز وارد مذاکره با دمشق نشد؛ زیرا هرگز حاضر نیست جولان و سرزمین های اشغالی را به اعراب پس دهد.

بشار اسد در سال هال 2011 – 2009 به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکای لاتین سفر کرد و از حضور سران کشورهای جهان در دمشق استقبال نمود تا جایگاه سوریه در منطقه و جامعه بین المللی تحکیم و صنعیت و اقتصاد کشورش را بر روی سرمایه گذاری های خارجی و همکاری با دیگر کشورها  بگشاید.

بشار اسد مهندسی و اجرای برنامه های اصلاحات سیاسی و اقتصادی سوریه را در گرو توسعه اقتصادی ، علمی و برنامه های توسعه پایدار ادامه داد، اما تحریم های همه جانبه دولت‌های غربی از یکطرف و جریانات مخالف داخلی از طرف دیگر روند این اصلاحات را کُند کرد.

در حال حاضر نیز وی اصلاحات گسترده ای را آغاز کرده که اصلاح سیستم انتخابات، قانون احزاب، قانون آزادی مطبوعات و لغو قانون برقراری موقعیت اضطراری برخی از این موارد است که به تدریج در حال اجرا است.

این که روند اصلاحات تا چه حد پیش رود و چه اندازه اجرایی شود ، بستگی به تحولات سوریه دارد.

 

نکاتی ضروری در  انتخاب واحد ورودی های -94علوم سیاسی-یاسوج

باسلام و تبریک به مناسب سال تحصیلی جدید 95-96

*دروسی که در ترم سه برای ورودی های سال تحصیلی 94 دارای اولویت هستند:

1-درس تحولات سیاسی اجتماعی که 4 واحدی است و گرفتن این درس در این ترم الزامی است،در صورت نگرفتن این درس در هر صورت باعث تداخل دروس در ترم های آتی خواهد بود.

2-درس روابط بین الملل1:این درس به دلیل پایه ای بودن مباحث آن و پیش نیاز بودن برای درس روابط بین الملل 2 الزامی است.و درصورت نگرفتن آن باعث میشود دروس اشتراکی با این درس در ترم های بعد با مشکل مواجهه بشوید.

3-درس روش تحقیق 1:برای فعال تر شدن در کلاس ضروری است مباحث پایه ای تحقیق واصول نگارش مقاله برای فعالیت های گوناگون در سطح دانشگاه آشنا باشد.

4-اندیشه سیاسی در غرب الف:درجهت آشنایی ابندایی با سیر اندیشه سیاسی غرب لازم است دانشجو در ترم اولیه در گذراندن این درس همت بخرج دهد تا سطح تحیلیل خود را نسیت به اتفاقات سیاسی بروز تر نماید

 

موفق و پیروز باشید در پناه حق-باقری کارشناس علوم سیاسی

وهابیت و استعمار

دانلود شماره اول

دانلود شماره دوم

وهابیت و افکار سیاسی آن

سلفی گری

گفتمان وهابیت

چارچوب نظری بنیادگراها

بنیادگرایی و تجدد اسلامی

 هویت اسلامی-حضرت امام خمینی ره

خودباختگی سوریه-اسد

 

 نقش استعمار در پيدايش وهابيت

مقدمه: ((اسلام)) از آغاز پیدایش و ظهور، جهاد و مبارزهئ مستمر علیه قدرتهای ظلم گستر جهان را از اهداف اولیه و بنیادین خود قرار داده و رهایی انسانهای در بند جور و ستم جباران تاریخ و گسستن زنجیرهای اسارت و بردگی و استقرار صلح و آزادی را از پی‌آمدهای طبیعی گسترش این جهاد مقدس دانسته است. ماهیت ظلم ستیزی و حمایتهای همه جانبه این آئین حیاتبخش از محرومان و مظلومان جهان منافع نامشروع قدرتهای استعماری را در طول تاریخ به خطر افكنده و با دمیدن روح جهاد و مبارزه در ستمدیدگان وضعیت نگاه‌ داشته شدگان زمین، عرصه‌ها را یكی پس از دیگری بر پیشوایان جور تنگ كرده و حیات ننگین و پلیدشان را با خطر مواجه نموده است. قدرت‌های استكباری كه تعالیم زندگی ساز و حركت آفرین اسلام را با منافع خویش در تضاد می‌بینند و اتحاد روز افزون و تكوین قدرت سیاسی مسلمانان جهان را سد و مانعی بزرگ در راه تحقق سیاستهای ضد انسانی خود تلقی می‌كنند، با تمام توان همه راه‌ها و روش‌های شیطانی را برای مقابله بااسلام و اتحاد و وحدت مسلمانان به كار می‌گیرند. یكی از حربه‌ها و روش‌های مقابله با اسلام و رخنه در صفوف مسلمانان تحریف حقایق دین و واژگونه كردن اهداف و مقاصد نهایی تعالیم مقدس اسلام می‌باشد. این حربه و ترفند در قالب ساختن و پروردن فرقه‌های جدید برای قشرهایی از مسلمانان در مناطق و محدوده‌های مناسب و سپس ترویج و گسترش آن در جهان اسلام چهره می‌نماید! ((وهابیت)) یكی از این فرقه‌های ساختگی است كه با مهارت تمام توسط استعمار انگلیس بنیان نهاده شد. اهدافی كه استعمارگران انگلیسی از ساختن مسلك وهابیت دنبال می‌كردند عبارت بود از: بدعت گذاری در دین با تحریف حقایق و احكام اسلامی، خنثی كردن تعالیمی چون جهاد و مبارزه، بی‌رنگ كردن وجهه سیاسی و اجتماعی اسلام و خلاصه كردن دین و دین باوری در نماز و ذكر و عبادت، و ناموجه جلوه دادن تجمع در اماكن مقدسه و زیارتگاه‌ها بعنوان یكی از نمودها و پایگاه‌های وحدت و قدرت سیاسی مسلمانان و تخریب آنها بعنوان مظاهر شرك و گمراهی! این تنها استعمار گران انگلیسی نبودند كه با ساختن مذهب وهابیت و روی كار آوردن حكومت آل سعود به مقاصد شیطانی خویش برای مقابله با اسلام و مسلمانان نائل آمدند، بلكه در مراحل بعدی وهابیان آل سعود به پابوسی آمریكائیان شتافتند و در خدمت اهداف ضد انسانی آنان در آمدند. آنچه حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ((اسلام آمریكایی)) نامیدند و از آن به عنوان یك خطر بزرگ یاد نمودند، امروز بزرگترین جلوه آن اسلام آل سعود است. این اسلام نه تنها ضرر و خطری برای قدرتهای استكباری ندارد، بلكه منافع سرشاری نیز برای آنها در بردارد و آن توجیه جنایتها و حفظ قدرت و سیطرهئ آنان در منطقه است. به همین دلیل بودجه های كلان صرف تبلیغ و ترویج این نوع اسلام می‌شود، اسلامی كه ظاهری از اسلام راستین دارد، ولی محتوای آن واژگونه گشته و بدست فراموشی سپرده شده است. انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی كه یكی از مسئولیتهای اساسی خود را تلاش در جهت گسترش اسلام ناب محمدی (ص) می‌داند، با انتشار این كتاب گامی موئثر در مسیر تحقق این هدف مقدس برداشته و امیدوار است نشر این اثر در مقابله با تبلیغات باطل مسلك استعمار ساخته وهابیت سهمی داشته باشد و بر سطح بینش سیاسی جامعه اسلامی بیفزاید. این مجموعه در سال 66با همین عنوان در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد و پس از درخواستهای مكرر خوانندگان به صورت كتاب در اختیار علاقه مندان قرار می‌گیرد.
انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی  
تالیف: رضا فتح آبادی ناشر: انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی تیراژ: 2200 جلد چاپ اول: 1375

سوالات پایان ترم درس نظام سیاسی در اسلام و ایران دکتر اکوانی

سال تحصیلی 95-96

1-نظریه سلطنت اسلامی غزالی را تعریف کنید؟

2-رویکرد امتناع و امکان را در نظریه مردم سالاری دینی تبیین کنید؟

3-نظریه شوراکراسی در حکومت اسلامی را تحلیل کنید؟

4-مفاهیم زیر را تعرییف کنید؟

الف)امارت استکفا

ب)فقه المقاصد

ج)حکومت دینی

د)امور حسبیه

✅سوالات پایان ترم روابط بین الملل ۲-دکتر باقری

کانال دانشجویان علوم سیاسی-یاسوج:

✅سوالات پایان ترم روابط بین الملل ۲-دکتر باقری

۱-سه نقطه متمایز نوکارکردگرایی از کارکردگرایی را توضیح دهیدو بنویسید از نظر نوکارکردگرایی همگرایی چگونه بوجود می آید؟

 

۲-برای بر طرف کردن بحران به چه نکاتی باید توجه کرد باذکر مثال توضیح دهید؟

 

۳-دیدگاه فمنیست های لیبرال و پساتجددگرا در بحث علم و شناخت و مبانی معرفت شناسی را با یکدیگر مقایسه کنید؟

 

4-نگاه فمنیست ها نسبت به مفهوم توسعه به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی روابط بین الملل را توضیح دهید؟

سوالات درس حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران-سال 95-دکتر رفیعی

سوالات پایان ترم دکتر رفیعی قهساره  

*کسانی که از 20 نمره امتحان میدهند به 5 سوال پاسخ دهند و کسانی که از 15 نمره امتحان می دهند به 4 سوال پاسخ بدهند.

1-شیوه های مختلف اعمال قوه مقننه در ایران را نام ببرید.ارکان قوه مقننه و ترکیب آنها را توضیح دهید.مجلس شورای اسلامی چند هیئت رئیسه دارد؟(نحوه انتخاب اعضای هریک را توضیح دهید؟) 

2-نحوه ی سوال و استیضاح مجلس از رئیس جمهور و وزرا به شکلی می باشد؟ 

3-شرایط و صفات مقام معظم رهبری را  نام ببرید؟شورای موقت رهبری چه زمانی تشکیل می شود و اعضای آن چه افرادی هستند؟ 

4-رئیس جمهور در چه شرایطی و به شکلی می تواند عزل شود؟د رچه شرایطی رئیس جمهور می تواند برای وزارتخانه سرپرست انتخاب کند؟فرق وزیر و سرپرست وزارتخانه چیست؟ 

5-فرایند بازنگری قانون اساسی ایران به چه شکل است؟اعضای شورای بازنگری چه کسانی هستند؟(سوال از کتاب قانون اساسی)